دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید ابراهیم الماسی

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
شهید ابراهیم الماسی
از خواهر عزیزم می‌خواهم که با حجاب خود مشت محکمی بر دهان امپریالیسم[4] شرق و غرب باشد و از همة دوستان و آشنایان می‌خواهم من را ببخشند و بنده در آخر، سلام مرا به همگی آشنایان و اقوام برسانید و بنده نماز و روزه نخوانده[5] و روزه نگرفته است که برای من بگیرید.
نویسنده :
بهروز زارعی
نوید شاهد سمنان
نویدشاهدسمنان
بسم‌الله الرحمن الرحیم
«
الذین
آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم
درجة
عندالله و
اولئک هم الفائزون
».
[1]
«آنان
که ایمان آورده اند و هجرت گزیدند و جهاد کردند در راه خدا با مال‌هایشان و جان‌هایشان
درجاتشان عظیم است نزد خدا و آن گروه ایشانند رستگاران و کامیاران».
حمد
و سپاس خدایی را که خالق هستی و با درود و سلام بر پیامبر و فرستادة خدا حضرت محمد
ابن عبدالله(
6
)
و با سلام و درود بر مهدی موعود(عج) منجی عالم بشریت و نایب برحقش امام امت خمینی
کبیر و با درود و سلام بر شهدای برحق انقلاب اسلامی و با درود و سلام بر رزمندگان
اسلام و با امید پیروزی و سلامتی این کفر ستیزان و سلحشوران جبهه جنگ و جهاد.
سلام
علیکم
[2]
پس از
تقدیم عرض سلام، امیدوارم که حال پدر و مادر عزیزم خوب باشد اگر انشاءالله
[3]
بندة
حقیر خدا شهید شدم، با امید این مرا ببخشید و از برادرانم می‌خواهم که ادامه‌دهندة
راه من باشند و بنده راضی نمی‌شوم که در عزای من گریه کنید و بنده نمی‌خواهم در
عزای من گریه کنید.
و
از خواهر عزیزم می‌خواهم که با حجاب خود مشت محکمی بر دهان امپریالیسم
[4]
شرق و
غرب باشد و از همة دوستان و آشنایان می‌خواهم من را ببخشند و بنده در آخر، سلام
مرا به همگی آشنایان و اقوام برسانید و بنده نماز و روزه نخوانده
[5]
و
روزه نگرفته است که برای من بگیرید.
من
باز هم راضی نمی‌شوم که در مجلس من گریه کنید. به امید پیروزی رزمندگان اسلام و آنکه
[6]
ضمناً
اگر به کسی بدهکار
[7]
هستم به آن بدهید.
[8]
جنگ جنگ تا پیروزی
[1]
– توبه/ 20.
[2]
– در اصل وصیت «الیکم».
[3]
– در اصل وصیت «انشاءاله».
[4]
– در اصل وصیت «امپرالایس».
[5]
– در اصل وصیت «نخواند».
[6]
– در اصل وصیت «آن».
[7]
– در اصل وصیت «به‌ کار».
[8]
– در اصل وصیت «بدهیی».
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان

وصیت‌نامه شهید ابراهیم الماسی

• Admin-fakeh

«یا ای‌ها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلکم تفلحون» [۱]«ای اهل ایمان در کار دین صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و مهیا و مراقبت کار دشمن بوده و خداترس باشید، باشد که فیروز و رستگار گردید».
وصیت‌نامه اینجانب، فرزند اسلام و قرآن، ابراهیم الماسی.
درود و سلام گرم من به رهبرم، یاری‌دهندة مستضعفین، که من را این‌چنین شاد و خرم به‌سوی شهادت راهنمایی کرد که بتوانم بعد از چندین سال در نبرد حق علیه باطل در رکاب امام زمان و نایب برحقش و برای اسلام و قرآن قدمی برداشته باشم و این بار گرانبها را از گردن خود بردارم و تا شاید جسم و روحم را بشوید و گناهانم را بخشیده و همراه شهدای راهش جایگاهی برایم قرار دهد و مرگ هر لحظه امکان دارد سراغ ما بیاید. پس چه بهتر که آن مرگ در راه خدا باشد. از سخنان امام حسین (۷) می‌باشد که اگر قرار باشد که بدن‌های ما ساخته شود که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود. [۲]
وصیت [۳]دیگری به پدر و مادرم و برادر و خواهرم و همچنین کلیه اقوام و دوستان و آشنایان دارم: اینکه اگر بدی و خوبی از من دیدید، مرا ببخشید و مرا حلال کنید و‌ای پدر و مادرم، اگر من لیاقت و سعادت شهید شدن را داشتم، هرگز یک قطره اشک هم برایم نریزید و بلکه برای من جشن بگیرید و شادی برایم کنید، چون راه من راهِ حق بود و هدف من پیشبرد اسلام و قرآن بود و‌ای خواهرم، راهی را که می‌روید ادامه دهید که حتی راه [۴]و هدف تو جز اسلام نباشد و‌ای برادرم، تو هم راه من را ادامه بده که راه و هدف من الله بود و بس و این بود وصیت‌نامه جوان شانزده ساله، ابراهیم الماسی، فرزند اسدالله الماسی که به صورت خلاصه و کوتاه نوشتم و یک‌چیز دیگر در پایان وصیت‌نامه که می‌خواهم بگویم این است که جسدم را در کنار مزار شهدا به خاک بسپارید. به امید پیروزی حق علیه باطل و حتماً راه شهدا را ادامه بدهید که راه شهدا حق است.
شعری برای یادگاری و برای مادرم:
مادر وقتی بدنم را برایت آوردند مثل مادر وهب [۵]باش
بدنم را به‌سوی دشمن پرتاب کن و بگو چیزی را که در راه خدا دادم پس نمی‌گیرم.‌
ای مادر غم دیده، نداری خبر از من/ کز گردش ایام چه آمد بر سر من
من تازه جوان بودم اندر چمن حُسن/ نشکفته فرو ریخت همه بال و پر من
افسوس که روح در بدن نیست مرا/ رفتنم به بهشت، کامدن نیست مرا [۶]
پایان زندگی ابراهیم الماسی
[۱]- آل عمران/۲۰۰.
[۲]- ر. ک. تعلیقات.
[۳]- در اصل وصیت «وصیتی».
[۴]- در اصل وصیت «را».
[۵]- ر. ک. تعلیقات.
[۶]- اشعار مرجع مشخص و معینی ندارند. به‌خصوص بیت سوم که از جهت وزن و قافیه با دو بیت دیگر متفاوت است. در مصرع دوم دارای سکته شعری است. بین دو مصرع، از جهت وزن و آهنگ، همخوانی وجود ندارد. در اصل وصیت:
افسوس که روح در بدن نیست مرا رفتن به بهشت سفری که آمدن نیست مرا