وصیتنامه شهید احمدرضا اسماعیل زاده
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه احمد رضا اسماعیل زاده
– فرزند محمد حسین – صادره از سبزوار.
/
قال رب
اشرح لی صدری ) . ( و یسرلی امری ) . ( واحلل عقدة من لسانی ) . ( یفقهوا قولی
). « س طه آیه 25 – 28 »
به نام خدا، خدای یکتا، خدای صمد و احد ( توحید ) و به نام خدایی
که پیامبران صدیقش را از حضرت آدم تا خاتم (ص) جهت هدایت انسانها فرستاد ( نبوت )
و از علی (ع) که تمام فضائل و کمالات انسانی را به تنهایی داراست و تجسم عینی
عدالت و تقوی و وفاداری و محبت و… هست تا مهدی موعود (عج) که چشم همه مسلمین و
مستضعفین در انتظار ظهورش میباشد که خداوند هر چه زودتر در ظهورش تعجیل فرماید ان
شاء الله ( امامت ) و تا حضرت امام خمینی نائب بر حقش که خداوند منت نهادهاند و
در غیاب حضرت مهدی (عج) ایشان را جهت هدایت امت خداجو و حزب الله این زمان تعیین
نموده است.
و به نام خدایی که آدمها را در روز معین ( قیامت )
دوباره زندگی میکند ( معاد ) و همه را در دادگاه عدل الهی محاکمه کرده و آنها را
به سزای اعمالشان میرساند و در این دادگاه کوچکترین ظلمی و خلافی سر نمیزند و با
همه به عدالت رفتار میشود ( عدل ).
و به نام خدایی که ما را در زمانی آفرید که زمین خلیفة
اللهی به نام روح الله دارد و پرچم داری دین خدا را به عهده گرفته تا انسانهای
خفتهای همچون من را بیدار کند و اسلام را احیاء کند و مسلمین را سر بلند و سرافراز
کند تا قبله مسلمین را از چنگال غاصبین صهیونیست نجات دهد و تا کربلا را آزاد
سازد، تا فتنه را از جهان براندازد و تا مقدمه و زمینه تشکیل حکومت جهانی عدل را
به امامت حضرت امام مهدی (عج) را فراهم سازد و به نام خدایی که مرا در زمانی و در
میان امتی آفرید که الگو و اسوه برای تمام جهانیان هستند.
( و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی
الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا … ).
« سوره بقره آیه 143 »
و چشم همه جهانیان به سوی آنهاست و تا این
لحظه هم نمونه بودهاند و نقش خودشان را به یاری خداوند متعال خوب بازی کردهاند و
من و منها را مدیون فداکاریهای خود ساختهاند که ما هر چه بکوشیم نمیتوانیم جبران
این همه فداکاریهای آنها را بکنیم.
خدایا : این چه نعمت عظمائیست که به ما عنایت فرمودهای
، نعمت رهبری بینظیر و نعمت امت بینظیر.
خدایا : ما چگونه شکرگزار این همه نعمتها باشیم.
خدایا : قدرت درک نعمتهای پنهانی را به همه ماها عنایت
بفرما.
خداوند ان شاء الله امام عزیزمان را برای اسلام و شما
امت فداکار را برای امام حفظ کند.
امت حزب الله و همیشه در صحنه، قدر خودتان را بدانید که
در چنین زمینی و چنین زمانی زیست میکنید همچنانکه تا حالا بودهاید باشید و در
پیروی از امام عزیزمان کوتاهی نکنید که هر چه داریم از همین پیرویهاست، قدر خورشید
را بدانید قبل از این که خدای نکرده غروب کند و حسرتش بر دلتان بماند که دیگر خیلی
دیر شده باشد.
و اما سخنی هم با جوانان عزیز، شما که امید این اسلام و این
جمهوری اسلامی هستید، من با شما چه بگویم، شما که در همه صحنهها یار امام بودهاید
و یاور اسلام، مرا با شما سخنی نمیتواند باشد چرا که خود راه را پیدا کردهاید و
ان شاء الله تا آخر ادامه میدهید ولی یک مطلب در ذهنم هست که بهتر است برایتان
بنویسم و آن اینست که : قدر این نعمت الهی « جنگ » را بدانید و تا این سفره
نعمتهای الهی جلوی شما پهن است از آن استفاده کنید و به جبههها هجوم آورید و بر
دشمن اسلام بشورید و به سوق دادن جامعه به سوی الله گام بردارید و اگر در این راه
هم شهید شدید که به کمال رسیدهاید.
اما پدر و مادر عزیزم، برای شما چه بنویسم شما که خود
راهنما و هادی من بودهاید، با شما چه بگویم، من چگونه میتوانم با پدرم که مرا با
شوق روانه جبهه برای دفاع از اسلام کرده است سخن بگویم، چه میتوانم بگویم فقط از
شما میخواهم که از من راضی باشید و اما مادر عزیزم، میدانم که تحملش برایت مشکل
است چرا که مادر هستی، ولی چه کنم که مادر بزرگترم یعنی اسلام مرا خوانده است و
نیاز به یاری دارد.
مادر جانم، خودت بارها میگفتی که هر چه خدا میخواهد و
هر چه قسمت است همان خواهد شد، امکان دارد آدمی در پشت جبهه تصادف کند و بمیرد و
یا اینکه به جبهه برود و شهید نشود و قسمت آدمی هر کجا باشد از دنیا میرود پس چه
بهتر که آدمی در راه خدا شهید شود. مادر عزیزم، میدانم که از دست دادن جوانی که
تمام هستیت را و سالهای سال را در گرما و سرما با تمام مشکلات بزرگش کردهای و
برایش آرزوها داشتهای خیلی مشکل و سنگین است ولی الحمدلله دین ما، اسلام عزیز
تاریخی پرافتخار از ایثارها و فداکاریهای اینچنین که در رأس آنها تاریخ کربلا و
اباعبدالله الحسین (ع) است زیاد دارد و الگو و سرمشق همه مردم هستند و شما مادران
عزیز، آموختهاید که چگونه صبر کنید بر مشکلات چون پیرو زینب (س) هستید.
مادر خوبم، خودت بارها و بارها میگفتی که خون تو قرمزتر
از دیگران نیست تو هم مثل دیگر جوانان. آفرین بر چنین مادرانی که تمام جوانان را
فرزند خودشان میدانند. مادرم، از دور و برای آخرین بار دست و صورت پرمهر و محبت
شما را که برای من بهترین مادر بودی بوسه میزنم و افتخاری بس عظیم برای من هستی.
خدایا : از تو عاجزانه میخواهم که صبر لازم را به پدر و
مادرم و به تمام پدران و مادران شهدا و مفقودین و اسرا و جانبازان عنایت فرما.
پدر و مادرم، یادم هست که همیشه برایم آرزوی سعادت میکردید
پس حالا خداوند شما را به آرزویتان رسانده شما که خدای ناکرده سعادت را در داشتن
مال و منال دنیا نمیدانستید شما آرزوی سعادت اخروی برایم داشتید پس خداوند متعال
را شکر کنید که آرزوی دیرینه شما را برآورده است و من هم به سهم خودم از خدا تشکر
میکنم هر چند که لایقش نبودم.
پدر عزیزم، شما ان شاء الله بعد از این اگر خداوند مرا
به آن درجه رساند و شهید شدم در جامعه به عنوان پدر شهید و خانوادهام به عنوان
خانواده شهید معرفی میشوید دلم میخواهد که بر تلاشتان برای خدمت به مردم مستضعف
کشور اسلامیمان که رضای خداوند در آن است بیافزائید و همچنان به فرمان امام باشید
و در راه خدا خدمت به مردم کنید.
برادرانم و خواهرانم، با شما چه بگویم شما که خود
الحمدلله فهمیده هستید و بهتر از من میدانید و احتیاج به نوشتن من ندارید فقط
خدمتتان سلام میرسانم و ازتان میخواهم سختیها و مشکلات را برای رضای خدا تحمل
کنید و اسلام و امام را یاری نمائید.
و اما تو برادر معلمم، شما که دنبالهرو انبیا هستید (
معلمی شغل انبیا است . « امام خمینی » )
سعی کنید در هر کجا و هر زمانی هستید هم خود و هم دیگران صادق و امین و دلسوز و
خادم مردم و این کشور اسلامی باشید کار شما خیلی مشکل و حساس است و آینده مملکت
اسلامی ما متوجه تلاشهای شما عزیزان میباشد شما میتوانید نیروی لازم کشور را جهت
استقلال فرهنگی و اقتصادی و … را با یاری جستن از خداوند متعال تربیت کنید تا ان
شاء الله کشورمان محتاج دست اجانب نباشد، تا اسلام سربلند شود، تا کشور اسلامی
الگو و نمونه گردد از هر نظر.
در آخر برای آخرین بار خدمت خانواده خوبم و تمام اقوام و
خویشان و همسایگان و دوستان و آشنایان و امت حزب الله اسلام سلام مخصوص میرسانم و
از همگی شماها حلالیت میطلبم و ان شاء الله که قبول میکنید و اما پدرم، باز
زحمتی دیگر، مقداری قرض خدایی دارم حدود … رکعت نماز و حدود … روز، روزه.
والسلام
به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی ان شاء
الله، امام و رزمندگان اسلام را دعا کنید.
فرزندتان احمد رضا اسماعیل زاده 5/7/64
– اهواز – جمعه
ساعت 30/17 دقیقه
منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی
دانلود همه تصاویر یکجا