دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید احمد اصغری

• Admin-fakeh

زندگی نامه شهدا
در سالروز شهادت منتشر می شود
تمام برادران را به خدا سپرده،برادران و خواهران، هیچ وقت از دعا کردن به جان امام فراموش نکنید و از خدا بخواهید که امام عزیزمان را تا ظهور آقا حضرت مهدی (عج)نگه دارد
زندگینامه شهید
پنجم مهر1342، در شهرستان بردسکن چشم به جهان گشود. پدرش غلامرضا و مادرش
فاطمه نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست‌ودوم
فروردین 1365، در جبهه جنوب بر اثر اصابت ترکش به سر، صورت و چشم‌ها، مجروح شد و در
بیمارستان فیروزگر تهران بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. مزار وی در بهشت رضای
زادگاهش واقع است.
فرازی از وصیت نامه شهید
با سلام بر حضرت مهدی (عج)، پرچمدار حق و حقیقت در عالم و با درود و
سلام بر شما ملت غیور ایران، که با مشت های گره کرده، حکومت شاهنشاهی 2400 ساله
پهلوی را سر نگون کرده و در این زمان که صدام کافر به ایران حمله کرده، با حاضر
شدن در صحنه نبرد در جبهه های حق علیه باطل، توانسته اید صدامیان کافر را از خاک
ایران بیرون رانده و همان طور به یاری و لطف خداوند متعال، بیرون خواهید راند
وصدام را سر نگون می کنید. در اینجا من وظیفه خود را شناخته و به جبهه های حق علیه
باطل، آمدم تا به ندای هل من ناصر ینصرونی حسین زمان، لبیک گفته و اسلام را یاری
دهم
منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی

وصیت‌نامه شهید احمد اصغری

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
شهید احمد اصغری
از زمان حداکثر استفاده را در این زمان بکنید، چون در این زمان با چنین رهبر و مردمی که از تمام مال و جان و فرزند و عیال خود گذشته‌اند از تمام هم‌شهریانم می‌خواهم که از ولایت فقیه، دوری نکنید و یار و یاور امام باشید و هرکسی از من خوبی که نه، اگر بدی دیده، به خوبی و بزرگی خودتان مرا ببخشید و از یاری دادن به رزمندگان کوتاهی نکنید
نویسنده :
بهروز زارعی
نوید شاهد سمنان
احمد
اصغری
بسم‌الله الرحمن الرحیم
1- مشخصات کامل:
نام احمد اصغری، شماره شناسنامه: 9.
2- هدف از آمدن به جبهه:
برای نابودی صدام و برجای ماندن پرچم اسلام و اطاعت از
ولایت فقیه .
3- پیام:
از تمام همشهریان می‌خواهم که از ولایت فقیه کناره‌گیری نکنند.
«
مالکم
لاتقاتلون فی سبیل‌الله والمستضعفین من الرجال و النساء والولدان
».
[1]
چه شده است شما را که در راه خدا
جهاد نمی‌کنید در صورتی‌که جمعی از مردان و زنان و کودکان بی‌گناه در زیر چکمه‌های
استکبار شرق و غرب هستند؟ پس بپاخیزید و اسلحة تکبیر [را]
[2]
که
مسلح به الله اکبر
[3]
است، برگیرید و بر این از خدا بی‌خبران، بتازید و از نشستن در خانه و اسیر هوای
نفس شیطانی
[4]
بپرهیزید، که قرآن کریم می‌فرماید: «آیا مردم چنین پنداشتند
[5]
که به
صرف اینکه گفتند ایمان آورده‌ایم و خداوند به این دعوت هیچ آزمایشی و امتحانی از
آنان درنمی‌آورد»
[6]
تا دروغگویان را از راستگویان کاملاً معلوم کند. و همشهریان عزیز شما در این بُرهه
[7]
از
زمان حداکثر استفاده را در این زمان بکنید، چون در این زمان با چنین رهبر و مردمی
که از تمام مال و جان و فرزند و عیال خود گذشته‌اند و تاریخ چنین روزهایی
[8]
را
بعد از ائمه و پیامبر(
6
)
بیاد نمی‌آورد و چون شرایط کاملاً آماده است، پس هیچ عذری
[9]
دیگر
در پیشگاه خدا ندارید و هر خطایی
[10]
کنی،
خطای شما چند برابر زمان‌های دیگر است و شما پدر و مادرم: سفارشی دارم، از شما
جداً خواستارم مرا عفو کنید، چون خیلی وقت‌ها بوده است که من شما را زحماتی داده‌ام،
پدر جان مرا ببخشید، چون متأسفانه خجالت می‌کشیدم، چون اینهم از کم‌سعادتی من بود
که بتوانم در زمان یا در دوران حیاتم از شما معذرت‌خواهی کنم، تا شاید خداوند به‌وسیله
دعای خیر شما گناهان مرا سبک کند و امیدوارم که عذر فرزند ناقابلتان [را]
[11]
که
تقدیم خداوند کردید، بپذیری.
و
تو همسرم، تو را در تربیت فرزندانم، آقا جواد و آقا جلال سفارش می‌کنم که کوچکترین
بی‌توجهی به بچه‌ها نکنید، چون در جامعه اثر ناگواری به جا می‌گذارد و امیدوارم که
در تربیت بچّه‌ها خیلی کوشا بوده باشید و از خداوند می‌خواهم که اجر کارهایت و
زحماتت را بدهد و این را به‌عنوان وصیّت داشته باش و همیشه در یاد خدا باش و
فرزندانت را در خط امام و یاور امام تربیت کن.
و
شما پدر و مادرم، همسر و خواهرانم و برادرانم شاید اتفاقی بیفتد، که من اگر لیاقت
شهادت را داشته باشم، جنازه‌ام هم به‌دست شما نرسد، برای من گریه نکنید و خدا را
شکر کنید که توانسته‌اید امانت خود را سالم به‌دست صاحبش داده‌اید و صبر و پایداری
را پیشه خود قرار دهید، و از عوامل از خدا بی‌خبر که همیشه فکر مادیات هستند، دوری
کنید حتی از اقوام و خویشان.
و
در پایان از تمام هم‌شهریانم می‌خواهم که از ولایت فقیه، دوری نکنید و یار و یاور
امام باشید و هرکسی از من خوبی که نه، اگر بدی دیده، به خوبی و بزرگی خودتان مرا
ببخشید و از یاری دادن به رزمندگان کوتاهی نکنید و این را در این بُرهه
[12]
از
زمان بیاد داشته باشید که می‌گوید:
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
[13]
گردان کربلا گروهان ابوالفضل
9/11/64
امضاء احمدی
محل دفن زادگاهم میامی
[1]
– نساء/ 75. آنچه شهید در آغاز وصیت‌نامه آورده فرازی از
آیه 75 سوره نساء است.
[2]
– در اصل وصیت «را» افتاده است.
[3]
– شعاری است که رزمندگان در حین حرکت برای عملیات می‌خواندند
و نیز در سرودها خوانده می‌شد. قسمتی است از شعار بزرگ «وحدت». ما مسلح به الله
اکبریم بر
صف دشمنان حمله می‌بریم
[4]
– در اصل وصیت «شیطنی».
[5]
– در اصل وصیت «پداشتند».
[6]
– این عبارت مفهومی قرآنی دارد که شهید بدون ذکر منبع آنرا
استفاده کرده است. نزدیکترین آیه‌ای که می‌تواند تلمیح موردنظر تلقی گردد آیه 2 از
سورة عنکبوت است: «أحَسب النّاس ان یُترکوا ان یقولوا امَنّا و هم لایُفتَنون».
[7]
– در اصل وصیت «بُهره».
[8]
– در اصل وصیت «روزهای».
[9]
– در اصل وصیت «عُضری».
[10]
– در اصل وصیت «خطاء».
[11]
– در اصل وصیت واژه «را» افتاده است
[12]
– در اصل وصیت «بُهره».
[13]
– بیت اول از رباعی معروف و حماسی فرید‌الدین عطار
نیشابوری است.
گر مرد رهی میان خون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
از پای فتاده سرنگون باید رفت
خود راه بگویدت که چون باید رفت
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان