دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید احمد اکبری

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
«
انالله
وانا الیه راجعون
»
[1]
«ما از خداییم و به‌سوی او باز خواهیم گشت».
با سلام خدمت امام زمان ارواحنا له
الفدا
[2]
و با
سلام خدمت نایب برحقش امام خمینی و با درود به روان پاک شهدا، از کربلا تا شهدای به
خون خفته ایران. این حقیر کوچک‌تر از آن هستم که پیامی برای سرورانم داشته باشم،
اما برحسب وظیفه چند نکته را تذکر می‌دهم. قبل از هرچیز شما را قسم می‌دهم به جان
امام زمان(عج) که تا خون در رگ‌های شما جاری است دست از یاری لشکر حق برندارید و
این پیر جماران،
[3]
نعمت خداداد، را ارج نهید و نگذارید این حسین زمان این‌قدر تکرار کند به جبهه‌ها
بروید و کار جنگ را یکسره کنید. چرا [که] طولانی شدن جنگ باعث شده است که بعضی از
این ملت رزمنده دیگر آن‌طور که روزهای اول به جنگ اهمیت می‌دادند و مسئله جنگ در
رأس امور بود
[4]
،
دیگر به مسئله جنگ اهمیت نمی‌دهند و نه تنها جوانانشان را تشویق به رفتن جبهه نمی‌کنند،
بلکه دیده شده که بعضی جوانانشان را منع هم می‌کنند. فردای قیامت جواب خدا و خون
شهدا را چه خواهید گفت. به ‌خدا قسم فردای قیامت در مقابل شهدا سرافکنده خواهیم
بود. آنان که رفتند کاری حسینی کردند و جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند ولی ما از
غافله عقب ماندیم. شما با انقلاب اسلامی‌تان به دنیای کفر و شرک اعلام جنگ کردید و
منافع ابرقدرت‌های جهان را به مخاطره انداختید و بدانید که آنها به این سادگی دست
از سر این ملت برنخواهند داشت. امروز صدام را علم کردند و فردا هم یک صدام دیگر را
وادار به جنگ با ایران خواهند کرد. شما که انقلاب کردید و گفتید [و]
[5]
می‌خواهیم
آزاد باشیم، نه شرقی و نه غربی و به عبارت دیگر به ندای «هل من ناصر ینصرنی»
[6]
امام
حسین(
7
)
لبیک گفتید، باید بدانید که امام حسین(
7
)
حتی طفل شش‌ماهه‌اش
[7]
را هم فدای مکتب و خدای خودش کرد. به ‌خدا قسم ما قدر این نعمت خدادادی، حسین زمان،
خمینی کبیر را نمی‌دانیم. آن سیاهپوست آمریکایی قدر امام ما را می‌داند که وقتی
خبر به گوشش می‌رسد که امام در بیمارستان قلب بستری شده‌اند، از آمریکا برای اطلاع
از حال امام به ایران می‌آید. امیدوارم که خدای متعال توفیق آشنایی هرچه بیشتر به
احکام اسلام و همچنین توفیق شناخت امام زمان و نایب برحقش را بر همة ما عنایت کند،
تا با اتکا به نیروی خدای متعال و با کمک امام زمان(عج‌) نه تنها ریشه رژیم خون‌آشام
صدام بلکه رژیم اشغالگر قدس را نیز سرنگون کنیم و به وعده خداوند که فرموده است.
[8]
[وصیت‌نامه‌ای‌ دیگر]
بسم الله الرحمن الرحیم
«
ولا
تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون
»
[9]
«و
کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند مرده نخوانید آنها زنده‌اند ولی نمی‌دانید».
نمونه دوم/ع 18/10/89
‌ با
سلام خدمت حضرت مهدی صاحب‌الزمان(عج) و با درود فراوان خدمت رهبر کبیر انقلاب
اسلامی امام خمینی و با درود به روان شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی. پدر و مادر عزیز
و همسر مهربانم، اینجانب احمد اکبری که برای مبارزه با متجاوزین بعثی راهی جبهه‌های
نبرد حق علیه باطل شده‌ام، سخنی چند با شما دارم. البته اگر خداوند متعال مرا لایق
دانست و توفیق شهادت در راه خودش را نصیب من ‌کرد. در وهله
[10]
اول
امید آن دارم که شما عزیزانم در سوگ من زیاد بی‌تابی نکنید و هر گریه‌ای که
خواستید بکنید بر بی‌کسی و غربت آقا اباعبدالله
[11]
حسین(
7
)
بکنید و امید آن دارم که هر ناراحتی و بدی که از من ظرف مدتی که نزد شما بودم
دیدید ببخشید و مرا حلال کنید و برایم از خدا طلب آمرزش و بخشش کنید.
پدر
و مادر عزیز و مهربانم، شما سالیان سال برای به ثمر رساندن من زحمت کشیده‌اید تا
مرا جوانی لایق و خدمت‌گذار اسلام تربیت کنید، ولی در مقابل از طرف من جز ناراحتی
چیز دیگر نصیب شما نشده است. امیدوارم در قیامت بتوانم شفاعت شما را در نزد
پروردگارم بنمایم. شاید که قسمتی از زحمات شما را جبران کرده باشم و اما تو همسر
مهربانم که هفت سال از بهترین سال‌های عمرت را در کنار من گذراندی و در این مدت
آرزوهای زیادی داشتی که متأسفانه من نتوانستم به خیلی از آنها جامه
[12]
عمل
بپوشانم، امیدوارم انشاءالله خداوند کریم شما را به هر آرزویی که دارید برساند و
به شما صبر و اجر عنایت کند و از شما تقاضا دارم بعد از من در تعلیم و تربیت
فرزندانم سعی و کوشش فراوان به عمل آوری تا زمانی که بزرگ شدند، نه تنها از مرگ من
ناراحت نباشند، بلکه افتخار کنند که پدرشان در راه خدمت به اسلام و مسلمین و دفاع
از قرآن و مملکت اسلامی به‌ شهادت رسیده است. اینجانب بدهکاری و طلبکاری آن‌چنانی
ندارم و هر چه هم هست همسرم در جریان آنها می‌باشد. فقط در حدود 60 روز روزه
بدهکار هستم، همراه با کفاره آن که امیدوارم که لطفتان را شامل حالم کنید و ترتیب
آن را برای من بدهید. تنها مسئله‌ای که باقی می‌ماند که آن هم با راهنمایی دوستان
و همکارانم تصمیمی بگیرید که انشاءالله آینده همسر و فرزندانم تأمین باشد تا خدای
ناکرده دست پیش کسی دراز نکنند و از پدر و مادر عزیزم هم تمنا دارم هرگونه کمکی که
همسرم در تعلیم و تربیت فرزندانم احتیاج داشت به او بنمایند تا خدای ناکرده همسر و
فرزندانم از راه راست منحرف نشوند. و اما برادران عزیزم، از شما تقاضا دارم در
وهله
[13]
اول
پیرو راه سرخ من، که همانا راه حسین(
7
)
و حسینیان است، باشید و دست از یاری امام امت برندارید و در وهله
2
دوم
آن قدر به
[14]
همسر و فرزندانم سرکشی کنید که خدای نکرده به آنها احساس بی‌پدری و بی‌سرپرستی دست
ندهد و از خواهران عزیزم هم استدعا دارم زیاد بی‌تابی نکنند و هرگونه محبتی که در
حق من می‌کردید در حق همسر و فرزندانم بنمایید و از کلیه دوستان و آشنایان هم
تقاضا دارم هرگونه بدی که از من دیده‌اند مرا حلال کنند و امیدوارم آنها که می‌توانند
به جبهه بروند و اسلام را یاری کنند و آنها که نمی‌توانند در پشت جبهه با کمک‌های
مادی و معنوی خود اسلام را یاری دهند. در پایان همه دوستان و آشنایان و عزیزانم را
به خدای متعال می‌سپارم و با آرزوی زیارت کربلا برای یکایک شما و التماس دعا از
همه شما.
فرزند کوچکتان
احمد اکبری
به تاریخ 7/11/65 هجری
و
ضمناً از پدر و مادر خوبم آقای شمس و خانم شمس هم طلب عفو و بخشش می‌کنم و
امیدوارم هر بدی که از من دیده‌اند، ظرف مدتی که مهمانشان بودم مرا حلال کنند و از
خدا برایم طلب آمرزش نمایند.
[1]
– بخشی از آیه 156 سورة بقره.
[2]
– در اصل وصیت «ارواحنا لهل فدا».
[3]
– منظور از پیرجماران حضرت امام خمینی است.
[4]
– امام خمینی در سخنانش به این مسئله تأکید دارد: «از آنجا
که جنگ در رأس امور و برنامه‌های کشور است جهانخواران در آستانة پیروزی قاطع ملت
ایران بر نظام پوسیده و رو به زوال عفلقیان تلاش گسترده‌ای را در جهت مشوه ساختن
افکار عمومی جهانیان بکار گرفته‌اند» (صحیفه امام، ج17، ص496)
[5]
– حرف «و» اضافه است.
[6]
– ر.ک. تعلیقات.
[7]
– ر.ک. تعلیقات حضرت علی‌اصغر(
7
).
[8]
–
ادامه وصیت
موجود نیست.
[9]
– بقره/ 154.
[10]
– در اصل وصیت «وحله».
[11]
– در اصل وصیت «عباعبدالله».
[12]
– در اصل وصیت «جامعه».
[13]
– در اصل وصیت «وحله».
[14]
– در اصل وصیت «از».
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان