وصیتنامه شهید احمد جلالی
بسم الله الرحمن الرحیم
اولین درخواستی که دارم از امت شهید پرور که امام را تنها نگذارید. و به فرمان امام لبیک گفته و تا سرنگونی صدام مقاوم و محکم باشید. تا صدام و دیگر اربابان وی سرنگون نشوند هیچ گونه کوتاهی و عکس العملی دیگر انجام ندهند.
جبهه ها را گرم نگه دارند. و راه قدس عزیز را هرچه زودتر باز کنید. اسرائیل غاصب را از سر راه مسلمانان بردارید. دومین آرزویم این است که باید همیشه نگران فرمان امام خمینی بوده و اگر کوتاهی کرده باشید، مسلمان نیستید. و کسانی که به فرمان امام لبیک نگفته اند و یا توان به جبهه رفتن را ندارند پشت جبهه را گرم نگه دارند و با کمک های مالیشان رزمندگان را یاری نمایند. چون امام خمینی فرموده اند راه آزادی قدس از کربلا می گذرد.
اگر من شهید شدم:
1 _ مقداری پول در بانک دارم، بگویید دریافت نمایند. شخص دریافت کننده برادرم ابراهیم جلالی باشد و خودش در هر راهی که صلاح دانستند خرج کند.
2_ اگر من حقیر شهید شدم و لطف الهی را نصیب کرد خواهشی که از دوستان و برادرم و همشیره هایم و مادرم دارم همین است که برایم گریه نکنند. چون اگر آنها برایم گریه کنند من را در داخل قبرستان اذیت کرده اند و به مادرم و همشیره هایم و برادر بزرگم بگویید ببخشید، چون فرصتی نشد که در الوند بیایم و با شما خداحافظی کنم. خواهشمندم حقیر را ببخشید و به آقای غلامحسین صالحی هم بگویید و به پسردایی ام آقایان ابراهیم خورسند و حسین خورسند و محمد خورسند هم بگویید ببخشید، چون فرصت نداشتم در صورتی که اعزام به جبهه شدم وقت نداشتم که بیایم الوند و با شما خداحافظی کنم. و اگر شهید شدم از پولی که دارم مقدار ۱۰۰۰۰۰ تومان را (صدهزار تومان را) در راه مسجدسازی بدهند و یا به مسجد بدهند.
و اگر مادرم احتیاج به پول داشت مقدار پول دیگر را به او بدهید. اگر شهید شدم محل دفن من در زاهدان باشد. خداحافظ.