دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید احمد

• Admin-fakeh

سالروز ولادت شهید احمد معدندار
آری! انتخاب و شناختی که دارم حاکی از ایمان و عشق است و هرگز فکر نکن که من به نیستی پیوسته­ ام و نابود شده­ ام چون انسان با شهادت به هستی عظیمی می­پیوندد که یادآوری آن جلوه ­گر عشق و شور است. به آمریکا و همدستانش بگویید که از شهادت من و امثال من خوشحال نباشند…
نویسنده :
اباذری
نویدشاهد البرز:
شهید “احمد معدن دار”
در تاریخ هیجدهم مرداد ماه 1344 در روستای “هیو” از توابع شهرستان
ساوجبلاغ چشم به جهان گشود و بعد از دو سال پدر ایشان در اثر تصادف اتومبیل به
رحمت خدا رفت و ایشان از نعمت پدر محروم شد. در این موقع خانواده با مشکلات عمده ­ای
روبرو گردید. برادر بزرگتر خانواده جهت تأمین مخارج زندگی مجبور به مهاجرت شد و در
تهران کوشش و فعالیت نمود تا بتواند آسایش دیگر اعضای خانواده را تأمین نماید.
شهید
نیز با رنجها و مشقات فراوان بزرگ شد به سن 5 سالگی که رسید، علاقه عجیبی به مدرسه
و تحصیل در وی به وجود آمد. دوران راهنمایی را نیز به نزد برادرش به تهران عزیمت
نمود و بعد از انقلاب در دوران دبیرستان دوباره به زادگاهش “هیو” برگشت
و مشغول تحصیل شد. در دبیرستان نیز از هوش و استعداد سرشاری و اخلاق بسیار نیکویی
برخوردار بود. مخصوصا بعد از سن پانزده سالگی ضمن فروتنی در مسائل دینی و اخلاقی
نیز همکلاسیهای خود را هدایت و راهنمایی می نمود. در سال دوم تجربی برای اولین بار
عازم جبهه شد و بعد از یکماه نبرد باصدامیان در منطقه سومار در عملیات محرم در
تاریخ دوازدهم شهریور شصت و یک به فیض شهادت نایل آمده و به لقاءا… پیوست تا
مظلومیت خود را در پیشگاه عدل الهی به قضاوت بگذارد.
“فرازی از وصیت نامه شهید احمد
معدن دار”
“والعصر ان الانسان لفی خسر ان الذین آمنوا و عملو
الصالحات و تواصو بالحق و تواصوبالصبر”
سلام بر مادرم ، مادری که عمرش را وقف تربیت فرزندانی کرده
است و در طول عمرش بار سنگین چرخ زمانه او را لحظه­ ای آرام نگذاشته است و پیکر او
را همواره درگیر و دار امواج خروشان و پرتلاطم دریای آغاز و اقیانوس بیکران زندگی
به بازی گرفته است و او را همیشه در مشقت قرار داده است؛ مشقتی که ثمره­ ای نیز
داشت و آن ثمره شامل حال من نیز می شود؛ منی که همیشه با خودم در جنگ بودم و در
درونم یک بیگانه­ ای را حس می کردم و هنگام چیره شدن آن من دروغین بر این من حقیقی،
احساس می کردم که غریب هستم و خود را بیگانه می افتم و محبوس، زندانی و محکوم و
امید، امیدی که قدرت عصیان دارد و می تواند آزاد شود به شرایطی و باز امید شود به
همان شرایط و من نیز در درونم عصیان کردم و به شکستن غل و زنجیر اسارت پرداختم و
سرانجام آزاد گشتم و در خودم یک طراوات و یک قدرت حرکتی یافتم و احساس کردم که
دیگر نیست و بایدها امید شده ­اند و من بار سنگین سکون را بر زمین گذاشتم و باتفکر
و اندیشه، به هجرت از سکون و رسیدن به حرکت پرداختم، حرکتی که دو بعد دارد بعد
دنیایی و بعد اخروی و من هاجرو و مهاجر در هر دو بعد می باشم و مشتاق دیدار، دیدار
یار و دیدار مطلق نه بن بست.
مادرم ای مادرم که خون تو در رگهایم جاریست؛
مبادا از شهادت من احساس
غربت کنی و انزوا پیشه کنی، که این خلاف دین اسلام است، اگر نظر مرا بخواهی من
دوست دارم ذات تو با نام تو (زینب) هماهنگ باشد، نامی که شهامتها و ایثارهای کربلا
را جلوه­گر می سازد.
آری زینب (س)؛ زینب آن شیرزن اسلام با آن اخلاق روحانی و با
آن برخورد حاکی از عرفان و عشق به خدا، مادرم زینب سنبل بود، می خواهم تو پیرو او
باشی و مقاومت را پیشه کنی و زندگی را عبث و پوچ مپنداری، هرچه جدی تر و با شوق و
ذوق بیشتر از پیش در اطاعت از رهبر کبیر انقلاب کوشا باشی و هاجر وار و زینب وار
راهت را ادامه دهی و این را بدان که من راهم را با آگاهی انتخاب کردم.
آری! انتخاب و شناختی که دارم حاکی از ایمان و عشق است و
هرگز فکر نکن که من به نیستی پیوسته­ ام و نابود شده­ ام چون انسان با شهادت به هستی
عظیمی می­پیوندد که یادآوری آن جلوه ­گر عشق و شور است. به آمریکا و همدستانش
بگویید که از شهادت من و امثال من خوشحال نباشند و فکر نکنند که این ملت دست بردار
است و این جوانها با شهادت خاتمه میابند. بلکه شهادتها در تاریخ همیشه شهامتها را
در پیش داشته ­اند و به مردم بگویید مرگ بر آمریکا را از یاد نبرند چه در شعار و چه
در شعور و چه در عمل و هرگز به تشنج و بی نظمی نپردازند و وحدت خود را حفظ کنند و
از درگیریهای بی هدف و بی نتیجه بپرهیزند چون این اعمال زمینه را برای استعمار
مساعد می سازد و ای امت حزب الله مبادا امام و ولایت فقیه را فراموش کنید که ذره­ای
کجروی از راه آنان فاجعه­ ها به همراه دارد فاجعه ­ای که جبرانش آسان نیست. در مجلس
ختم من فقرا را با احترام دعوت کنید و همیشه خدمتگزار مستضعفین و محرومین جامعه
باشید. من مقداری اندک پول و اموال دیگر دارم که آن را در راه اسلام و مسلمین خرج
کنید و از اسراف بپرهیزید و همچنین آزادی بیان را فراموش نکنید که زور خلاف قوانین
اسلام است.
امیدوارم وصیت من نصیحتی نیز برای جامعه مسلمین باشد.
منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری