وصیتنامه شهید اسماعیل آهنورد
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده ای از زندگی نامه شهید اسماعیل آهنورد
شهید
بسیجی اسماعیل آهنورد در یازدهم خرداد ماه سال 1334 در شهرستان لار دیده
به جهان گشود . از کودکی بسیار شیرین زبان و خوش خلق بود و همگان را به خود
جذب می کرد . تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در رشته ی علوم تجربی گذراند .
او هم در اخلاق و هم در درس ممتاز بود . با شروع جنگ در بسیج نام نویسی
کرد و روانه جبهه و جنگ شد . در سال 65 ازدواج نمود ولی تمامی متعلقات
دنیوی را رها کرد و مردانه در عملیات بزرگ کربلای پنج در منطقه ی شلمچه
1365/10/30به دیدار دوست نائل آمد و پس از مجاهدت فراوان با لب خندان به
شهادت رسید . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسم الله الرحمن الرحیم
«إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة یقاتلون فی سبیلالله فیقتلون و یقتلون»
خدا
جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده، آنها در راه خدا جهاد
میکنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند.
با
سلام و درود به پیشگاه مقدس آقا امام زمان(عج) و نایب برحقش امام امت
خمینی بتشکن و شهداء و مفقودین و اسراء و مجروحین و خانواده محترم و معظم
آنها.
باز هم برای چندمین بار به جبهه آمدم و برای چندمین
بار به نوشتن وصیتنامه پرداختم. اینبار با خودم میگفتم که شاید خدا فرجی
عنایت فرماید و این بنده عاصی و گناهکار را قبول نماید. لذا هرچه فکر
میکنم که بتوانم چیزی را به عنوان وصیتنامه بنویسم ندارم، چون گناه
سراپایم را گرفته.
خدایا
به گناهانم اعتراف میکنم. گناهانم بسیار است و طاعتم قلیل. چه بسیار گناهانی را که انجام دادم ولی خود به آن آگاه نبودم.
خدایا
چه گناهانی را بر من پوشاندی و برای هیچیک از بندگان صالحت آشکار ننمودی.
پس ای خدا تو ستارالعیوبی
، پس مرا در مقابل چشمان ائمه اطهار، امام عزیز، شهدا و مردم در صحرای محشر رسوا مکن.
خدایا
اگر من شایستگی رحمت تو را ندارم، ولی تو شایسته آنی که از دریای رحمتت به من احسان کنی.
خدایا
مرا
لیاقت ده تا در صف امت محمد(ص) باشم. به بخشندگی تو اعتراف میکنم و به
فضل تو امیدوارم و تو را شکر و سپاس میگویم که اسلام، دین رهایی و
تکاملبخش را برای انسانها توسط رسولت محمد(ص) فرستادی.
خدایا
تو را شکر میکنم که مرا هدایت کردی «الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا
لنهتدی لولا أن هدیناالله» و شکر میکنم تو را که این نعمت بزرگ یعنی امام
عزیز را برای ما فرستادی که ما را از انحراف و سقوط نجات داد و باعث شد
افکار و اعمال ما رنگ دیگر به خود بگیرد.
خدایا
اگر در جهاد سازندگی بودم، نه بخاطر مقام و قرب و منزلت و نه بخاطر مادیات
دنیوی بلکه بخاطر این به جهاد سازندگی آمدم تا شاید بتوانم خدمتی به مردم
محروم و مستضعف بنمایم، ولی لیاقت آن را در خود ندیدم و بارها به مسئولین
گفتم که یک جهادگر بایستی ایثار، شجاعت، شهامت، از خودگذشتگی و… داشته
باشد تا به او فردی جهادگر بگویند ولی این لیاقتها را در خود ندیدم.
خدایا
اگر مرا لایق میدانی شهادت را نصیب من کن.
خدایا
نمیدانم از چه چیز خود صحبت کنم، از ایمان ناقصم و یا از افکار پریشانم و یا از جان بیارزشم.
خدایا
در مقابل این همه از نعمتهایت چیزی ندارم که هدیهات کنم.
خدایا
بالاترین چیزم جانم میباشد. آنرا با رضای کامل و به هر نحوی که بخواهی هدیهات مینمایم.
خدا
را شکر میکنم ، که ای پیر جماران، مرا به خود آوردی و بیدارم کردی و خدا
را شکر میکنم که خودم را هرچند که لایق نمیدانم در جبهه باشم در جمع
برادران رزمنده نورانی و حزبالهی دیدم،
الحمدلله ربالعالمین.
از شما امت حزبالله میخواهم:
که پشتیبان ولایت فقیه باشید و از ولایت فقیه حمایت نمایید و اکنون که
رژیم آمریکایی صدام به کشور جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی تجاوز
کرده است باید بنا به وظیفه شرعی اسلامی و انسانی خود از اسلام و انقلاب
دفاع کنیم و به ندای پیامبرگونه امام عزیز که در رابطه با مسئله جنگ
فرمودند که امروز رفتن به جبهه از واجبات الهی است و هیچچیز نمیتواند
مانع از آن بشود لبیک بگوییم.
ای جوانان:
قرآن در سوره عنکبوت آیه 63 میفرماید:
«و ما هذه الحیوة الدنیا إلا لهو و لعب و إن الدار الآخرة لهی الحیوان لو کانوا یعلمون»
این
زندگانی چند روزه دنیا فسون و بازیچهای بیش نیست و زندگانی اگر مردم
بدانند به حقیقت دار آخرت است. و یا در جایی دیگر سوره هود آیه 14 و 15
میفرماید: «من کان یرید الحیوة الدنیا و زینتها نوف إلیهم أعمالهم فیها و
هم فیها لا یبخسون أولئک الذین لیس لهم فیالآخره إلا النار و حبط ما صنعوا
فیها و باطل ما کانوا یعملون» کسانی که طالب تعیش مادی و زنیت و شهوات
دنیوی هستد ما مزد سعی آنان را در کار دنیا کاملا میدهیم و هیچ از اجر
عملشان کم نخواهد شد ولی هماینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی جز آتش دوزخ
ندارند و همه افکار و اعمالشان در راه دنیا ضایع و باطل میگردد.
پس تا دیر نشده به خود آیید و حرکت کنید.
مگر
شما میخواهید چقدر عمر کنید. همه ما در این دنیا مسافریم و باید بالاخره
روزی بار سفر ببندیم و به سوی مقصد نهایی روانه شویم «إنا لله و إنا إلیه
راجعون». سخنان امام امت را از دل و جان گوش کنید و بدان عمل کنید و تنها
در خط ولایت فقیه باشید تا رستگار شوید.
جهادگران:
از شما جهادگران میخواهیم که بخاطر خدا به مردم محروم و مستضعف خدمت کنید و
از تمام برادران جهادگر میخواهیم که در این مدتی که در جهادسازندگی بودم
هرگونه بدی از من دیدند مرا حلال کنند.
دوستان و آشنایان:
مگر
شما میخواهید چقدر در این دنیا زندگی کنید و شما ای عزیزان بدانید که ما
برای مرگ آفریده شدهایم نه برای اقامت دائمی در زمین پس چه خوبست تمام هم و
غم ما مقصد نهایی ما باشد. از سرگذشت من که روزی در میان شما بودم واکنون
مرگ بین ما جدایی انداخته عبرت بگیرید و بدانید که روزی به سراغ شما خواهد
آمد «إنا لله و إنا إلیه راجعون» پس چه بهتر، بهترین نوع مرگ را انتخاب
کنید و آن شهادت در راه خداست و مرگی است که اولیاء، انبیاء و شهداء انتخاب
کردند و محبوب درگاه خداوند است. درست که شهادت لیاقت میخواهد و من فاقد
آن هستم ولی از خدا میخواهم که این بنده گناهکار را قبول نماید.
امروز با همان وضع امامحسین(ع) مواجه هستیم، حسین زمان خمینی است و دشمنهایش ابرقدرتها.
اگر ساکت بنشینیم و جواب دندانشکن به ابرقدرتها ندهیم باید متأسفانه شاهد
غریب ماندن اسلام یا روی گرداندن از حسین زمان باشیم و چگونه میتوانیم
اسم خودمان را مسلمان بگذاریم و دست روی دست بگذاریم و در برابر این همه
جنایت ساکت بنشینیم و چگونه میتوانیم ادعا کنیم که از محبان عترت پیامبر
هستیم.
جواب ائمه اطهار، شهدا و امام عزیز چه خواهیم داد.
به
هر صورت تا دیر نشده بشتابید. شما فکر کنید که اگر رزمندگان به جبهه
نیامدهاند آیا با چه رویی میخواهید وارد حرم امام حسین(ع) شوید و
میخواهید در آنجا چه عذری بیاورید.
برادرم
،
تا دیر نشده بشتاب که علیاکبرها و علیاصغرها در جبهه شهید شدند. فریب
دنیا را نخورید. مگر نه اینکه پیغمبر اسلام(ص) میفرماید مردم همه خوابند
همین که مردند بیدار میشوند. به فکر بیدار شدن آخرت باشید.
مرگ هرکجا که باشی به سراغت میآید.
همه ما در این دنیا مسافریم. بالاخره روزی باید بار سفر را ببندیم و بروم.
برادران حزبالله:
و
شما ای برادران حزبالله که موقعی که خودم را در میان شما میدیدم شرمنده
میشدم چرا که من لیاقت این را نداشتم که در میان شما باشم و خداوند ان
شاءالله همه شما را برای خدمت کردن به اسلام و مسلمین حفظ کند. با همدیگر
وحدت داشته باشید و از شما عزیزان میخواهم که برایم دعا کنید. جبههها را
خالی نگذارید و از کلیه برادران که این راه مقدس را هدایت کردند تشکر
میکنم ؛ من با چشم باز به جبهه بیایم چون حضرت علی(ع) میفرماید رحمت
خداوند شامل حال کسانی میشود که بدانند از کجا آمدهاند و در کجا هستند و
به کجا خواهند رفت.
پدر و مادر مهربانم
که
عمری برای من زحمت کشیدید. نمیدانم چگونه از شما تشکر کنم که حتی
نتوانستم یکی از خوبیهای شما را جبران کنم. بالاخره معذرت میخواهم و از
شما میخواهم که مرا حلال کنید. پدرجان و مادرجان اگر خدا ما را شایسته
دانست و شهادت در راه خودش نصیب من کرد شما ناراحت نشوید. هرچند که برای
شما مشکل است و شما کسی را ندارید و در داراب غریب هستید ولی بایستی عرض
کنم که امروز اسلام نیاز بیشتری به ما دارد، چون اگر مانده بودیم فردا
بایستی شاهد غریب ماندن اسلام باشیم. صبر پیشه کنید و شکر خدا را فراموش
نکنید. اگر خواستید گریه کنید برای غریبی اباعبدالله الحسین(ع) و عزیزانش
گریه کنید. پدرجان و مادرجان،
من بنا به تصمیم خودم و با دید کامل و با چشمانی باز به جبهه آمدم
و
اگر خدای ناکرده کسی خواست شما را از هدف من و راه من منصرف کند و خواستند
از انقلاب بدی بگویند من راضی نیستم. افتخار کنید که فرزندی را در راه خدا
هدیه کردید. قدر این انقلاب را بدانید. قدر این امام پر رحمت و پربرکت را
بدانید. او ما را از ظلمت طاغوت و فساد به نور حقیقت و آزادگی آورد و نوید
لقاء خدا را در گوشمان زمزمه کرد و قلبهای مرده ما را به برکت محمد(ص) زنده
کرد. پدرم امیدوارم که اسماعیلهایت را همچنان در راه خدا بدهی.
برادران و خواهرانم
،
از شما میخواهم که در مرگ من گریه نکنید و پدر و مادرم را دلداری دهید و
نگذارید گریه کنند چون شهید گریه ندارد. شما را وصیت میکنم به صبر و
استقامت، تقوا و ذکر خدا که همانا با یاد خدا قلبها آرام میگیرد و از این
سعادتی که نصیب من و شما شد افتخار کنید.
اما شما ای همسرم، میخواهم که
مرا حلال کنی و صبر پیشه کنی و بدانی که فردای قیامت در پیشگاه حضرت
زهرا(س) و حضرت زینب و امالکلثوم و خانواده محترم شهدا روسفید و سربلند
خواهی بود.
در پایان
از تمام دوستان و آشنایان و همسایگان میخواهم که اگر از من بدی دیدند مرا حلال کنند.
از همگی التماس دعا دارم. خداوند همه کسانی را که در راه اسلام و مسلمین خدمت میکنند موفق بدارد.
دعا به جان امام عزیز یادتان نرود. خداوند یار و یاورتان باشد.خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار
والسلام علی من اتبع الهدی- 18/10/65
منبع: مرکز اسناد ایثارگران استان فارس