دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید اسمعلی فرهنگیان

• Admin-fakeh

شهدای شاخص
اولین وصیت نامه سردار شهید”اسمعلی فرهنگیان”؛
نوید شاهد- سردار شهید ” اسمعلی فرهنگیان” در اولین وصیت نامه خود آورده است :« برادرانم! از شما می خواهم اسلحه مرا زمین نگذارند و پیروی از امام و دولت جمهوری اسلامی را شعار خود قرار دهید، یاور ضعیفان و دشمن مستکبران باشید.»
نویسنده :
نوید شاهد کرمانشاه
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛
شهید اسمعلی فرهنگیان
سوم شهریور 1340 در روستا ی لیلمانج از توابع شهرستان سنقر به دنیا آمد. پدرش آقا علی، کشاورز بود و مادرش جیران نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1358ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. 24 دی 1365 با سمت فرمانده گردان تبوک در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر شهید در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
*متن وصیت نامه
با درود به روان پاک شهیدان و آرزوی طول عمر برای رهبر وصیت نامه خود را شروع می کنم.
آرزویم این است که قبل از امام بمیرم و مرگ امام را نبینم؛ زیرا من طاقت دیدن مرگ رهبرم را ندارم.
پدر و مادر گرامی ام سلام، ممکن است وقتی که شما این نوشته را می خوانید من دیگر نباشم و از حالت مادی که دارم خارج شده باشم.
چون برای یک مسلمان مرگی وجود ندارد و این حالت تحولی بیش نیست، امیدوارم زیاد بی تابی نکنید که این کار از اجر شما می کاهد. انسان برای گذراندن امتحان در این جهان آفریده شده است و تمام کارها و مسائل برای امتحان انسان می باشد و فرزند دارشدن هم جزیی از این امتحان
می باشد.
فرزند امانتی است پیش شما از طرف خداوند که در موقع لزوم آن را باید پس دهید، وانگهی این مرحله برای همه می باشد.
پس چه خوب است آدمی در راه خدا از این مرحله بگذرد. پدر جان دیگر نزد جدمان سر شکسته نیستیم، چون پسرت راهی را رفت که آن ها رفتند و امیدم این است که در شب اول قبر به پابوس آن ها می روم.
پدرم! از شما می خواهم به نیازمندان کمک کنید
از شما می خواهم که قدر این نائب مهدی (عج ) را بدانید که اطاعت از او واجب شرعی است، راه من را ادامه بده حتی از راه کمک به فقیران و درماندگان. به خدا ببال که خدا یاری دهنده محتاجان است.
مادر فدای قلب تو از من رمیده ای
آیا مگر زمن سخن بد شنیده ای
تو بوستان سبز وجود منی و من
آن غنچه توام که توام پروریده ای
م
ادرم! چون کوه استقامت کن و خداوند را از یاد نبر
ای مادر مهربانم کوه باش و چون کوه استقامت کن، لحظه ای از نام و یاد خدا غافل نباش، در راه دین بکوش، قامتت را بلند گیر و ندای ( الله اکبر- خمینی رهبر ) سروده و سخن شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همانا سخن ما پیروی کردن از قرآن خدا می باشد.
مادر هر گونه افسردگی و ناراحتی مطمئنا باعث عذاب روح من می شود. پس مادر عزیزم خوشحال و امیدوار باش. مادرم من پسر خوبی در زندگی برای تو نبودم، امیدوارم مرا عفو کنی. مادر جان من از نظر مادی چیزی ندارم و آن لباس هایی که در خانه دارم به جنگ زدگان اهدا کنید.
برادرم! جز به اسلام و قرآن به چیز دیگری فکر نکن
ای برادر عزیزم خوشحال باشید و غیر از اسلام و قرآن به چیز دیگری فکر نکنید؛ زیرا هر چه خیر و صلاح انسان است در این کتاب نهفته است و شما نیز سعی کنید که راه خدا را ترویج کنید و در این را از بذل جان و مال دریغ نفرمایید.
ای خواهران عزیزم زینب گونه پیام شهیدان راه خدا را به گوش جهانیان برسانید و زینب گونه راه برادرتان را ادامه دهید.
همسرم! برای شهادتم اشک نریز
همسرم افتخار کن و بر خود ببال و اگر من شهید شدم، برایم اشک مریز زیرا تو همسر یک پاسداری، تو همانند زینب ( س ) بردبار باش و سعی کن که کودک مرا همانند دو کودک زینب ( س ) که در روز عاشورا فدای برادرش کرد و در راه خدا کشته شد و نثار کرد پرورش دهی. اگر شهادت نصیب من شد، دخترم را لباس شادی بپوشان زیرا تنها یادگار من نزد تو می باشد.
برادرانم! پیروی از امام و دولت جمهوری اسلامی را شعار خود قرار دهید
وصیت دیگرمن در مرحله اول به همرزمانم و بعد به برادرانم که اسلحه مرا زمین نگذارند و پیروی از امام و دولت جمهوری اسلامی را شعار خود قرار دهند، یاور ضعیفان و دشمن مستکبران باشند و در پایان از برادران هم پیمان که اسم آنها را نمی آورم، عذر می خواهم که این دم آخر نتوانستم شما را زیارت نمایم. انشا الله در آخرت و در جهان دیگر شما را با شهدای کربلا زیارت خواهم کرد…
گفتنی است، سردار سرتیپ پاسدار شهید «اسمعلی فرهنگیان» فرمانده گردان تبوک تیپ‌ نبی اکرم (ص)، به عنوان شهید شاخص سال ۱۴۰۰ استان کرمانشاه معرفی شد.

وصیت‌نامه شهید اسمعلی فرهنگیان

• Admin-fakeh

شهدای دی ماه
دومین وصیت نامه شهید ” اسمعلی فرهنگیان”؛
خواهرانم از شما می خواهم که برای شهادت من گریه و زاری نکنید چون با گریه شما دشمنان اسلام شاد می شوند.
نویسنده :
اداره هنری، اسناد و انتشارات
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛
شهید اسمعلی
فرهنگیان
سوم
شهریور
1340
در
روستا
ی
لیلمانج
از
توابع
شهرستان
سنقر
به
دنیا
آمد
.
پدرش
آقا علی،
کشاورز
بود
و
مادرش
جیران
نام داشت. تا
پایا
ن
دور
ه
متوسطه
در
رشته
ریاض
ی
درس
خواند
و
دیپلم
گرفت.
سا
ل
1358
ازدواج
کرد
و
صاحب
یک
پسر
و
دو
دختر
شد. به
عنوان
پاسدار
در
جبهه
حضور
یافت. 24
دی
1365
،
با
سمت
فرمانده
گردان
تبوک
در
شلمچه
بر
اثر
اصابت
گلوله
به
شهادت
رسید. پیکر شهید
در
گلزار
شهدای
زادگاهش به
خاک
سپرده
شد
.
*وصیت نامه شهید
پس از حمد و سپاس خداوند و درود بی پایان به پیشگاه حضرت
اشرف انبیا محمد مصطفی ( ص ) و پس از وحدانیت خداوند و رسالت و امامت انبیا و ائمه
هدی ( ع ) و پس از سلام به منجی عالم حضرت
مهدی قائم ( عج ) و درود به امام امت و نایب امام عصر، لازم دیدم کلماتی چند را به
عنوان وصیت نامه به عرض برسانم چون شب، شب حرکت و شروع عملیات است.
خداوندا آمده ام به سوی تو از این همه تقصیر و اسراف که به
نفس خود کردم و در حالی که معذرت می خواهم و پشیمانم و با دلی شکسته و در حال عجز
خواهان عفو و آمرزش هستم و به سوی تو باز می گردم و به گناهان خود اذعان داشته و
اعتراف می کنم.
پدر و مادر مهربانم، اکنون که می خواهم این کلمات را به
عنوان یادگاری برای شما بنویسم، دستم را توان و قوه نوشتن نیست. نمی دانم چرا؟ فقط
همین را می دانم که اعمال زشت و ناپسند من باعث شده است که قلب سیاهم نیز از کردار
و رفتار نادم و پشیمان باشد و اما در صحرای بی کران قلبم که از گناه نافرمانی سیاه
گردیده است. سوسویی از ایمان به سویم می آید و مرا می خواند، نمی دانم کیست و
کجاست؟ ولی قلبم را دستم گذاشته و روح و قلب مرا می فشارد تا کلامی را بر لوح سفید
کاغذ بنویسم، می خواهم بنویسم با همه نافرمانی هایی که کرده ام از این که به جبهه
آمده ام تا راه برادران شهیدم را ادامه بدهم، خوشحالم. نمی دانم چرا؟ ولی لبخند بر
صورت من نشسته و قلبم را با همه سیاهی اش تسکین می دهد، در این حالت رضا و چیزهای
زیادی را از درگاه خداوند طلب نموده و می کنم، اما هر گاه که خواستم دست بر درگاهش
بلند کنم، دستم می لرزید گویی کسی شما را به من نشان می دهد.
پدر و مادر عزیز من در این لحظاتی که تضمینی برای دوام و
بقای آن نیست از شما می خواهم مرا به خاطر اعمال و رفتارم که خوب می دانم ناپسند
بوده است، حلال کنید. می خواهم بر درگاه خداوند سجده کنم و اول خداوند را به خاطر
نعمت هایی که به ما عطا کرده است از فرستادن رسولان و امام ان و راهنمایی و هدایت
ما به وسیله علمای در زمان غیبت ولی و صاحب امرش حضرت مهدی موعود ( عج ) شکر کنم و
بعد از این که مرا لیاقت داده است تا بتوانم جهت اعتلای کلمه توحید همگام با محبان
و مقربان درگاهش علیه ظلم و جور و ستم به نبرد برخیزم. در طول این زندگی و حضورم
در جبهه ها چند چیز را از خداوند مسئلت داشته ام، دوست داشتم در یک روز داغ به آن
بیابان که عرب و عجم به آن کربلا می گویند بروم و با وضو بر روی خاک آن راه بروم و
بر خاک آن بوسه بزنم و بگویم ( اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و … )
و سپس به کنار مرقد مطهر و شش گوشه امام بزرگ و آموزگار عزیزم بروم و یاد دوستان
عزیز تر از جانم که شهید شده اند، زیارت عاشورا را بخوانم.
اما برادر عزیزم امیدوارم که بعد از من بتوانی سرپرست خوبی
برای خانواده من باشی و راه مولایت حسین ( ع ) را ادامه دهی و از خواهران می خواهم
که بعد از من گریه و زاری نکنند؛ چون با گریه آن ها دشمنان اسلام شاد می شوند.