دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید اله حسین رحمان آبادی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
خدا گواه است که کوچکترین ترسی از مرگ ندارم؛ راضیم به رضای خدا ما یک مسافر بیش نیستیم و مقصد اصلی ما را خدا تعیین کرده است که ای انسانها در این گذرگاه آزاد هستید و هر چه می خواهید انجام دهید گناه یا صواب ولی قیامت دور نیست و به حساب ها رسیدگی می شود اولین لحظه ای که وارد قبر
می شویم تقاضای بازگشت می کنیم برای انجام اعمال خبر و از خدا فرصتی دوباره می خواهیم ولی دیگر امکان ندارد و گفته می شود (ای انسان تو امتحانت را داده ای).
خدایا به این همه نمازهای قضا شده ام فکر می کنم و به این بی همتی خودم که این همه عمر را بیهوده گذراندم و ثمری از آن نبردم.
خدایا تو را صدها بار شکر می کنم بخاطر باز داشتن من از انجام گناهان بزرگ و اگر کمکم نمی کردی در همین دنیا هلاک می شدم، خدایا هزار بار شکر ترا بجا می آورم بخاطر این توفیق که نصیبم کردی و بار دیگر در کنار رزمندگان تو باشم و از رحمتت بهره مند شوم، ای خدای بزرگ از بزرگواریت سپاسگزارم بخاطر لطفی که در حق این حقیر کردی من لیاقت و سعادت آنرا نداشتم ولی این توفیق را تو به من دادی و مرا فردی از سپاهیان حضرت مهدی (عج) قرار دادی و این جسم گناهکار را خوشحال کردی، تا این احساس را پیدا کنم که من برای آزادی کربلا سهیم هستم و اگر نتوانستم آن زمان برای امام حسین یاوری باشم و ندایش را لبیک بگویم که ندا سر می دهد آیا کسی هست مرا یاری کند مگر نمی داند کسی نیست ولی این پیام را به عالم بشریت می دهد.
و انسانها هر زمانی می توانند به این پیام لبیک بگویند و اگر خدای بزرگ توفیقی بدهد ما هم به جبهه آمدیم تا لبیک گفته و خدا توفیقی داد که در این زمان با فرزندان خلف همان کسانی که آب را بروی امام حسین (ع) و یارانش بستند و آنها را با بیرحمانه ترین شیوه غیرانسانی شهید کردند و بدنهایشان را زیر سم اسبان گذاشته و سپس تکه های آن اجسام مطهر را برای جایزه گرفتن می بردند و بچه های حسین و یارانش را به آن شیوه غیر انسانی به اسارت می بردند و شلاق بر سر و صورت آنها می زدند بجنگیم و انتقام ظلم آن زمان و ظلمی را که در این زمان هم، آن لشگریان یزیدی بر این ملت مسلمان روا داشته اند از آنان بگیریم و از خدای بزرگ می خواهم به رزمندگان اسلام چنان قدرتی عطا بفرماید که آنها را در داخل کاخ هایشان تیرباران کنند تا اسلام و مسلمین از شر این شیاطین ستمگر آسوده شوند.
و خدا را شکر می کنم بخاطر اطرافیانی که من دارم خیالم آسوده است اگر اتفاقی برایم بیافتد آنها مسایل خانوادگی را خود حل می نمایند از پدر دلسوزم حلالیت مطلبم بخاطر زحمتهائی که برایم کشیده است از کوچکی تا حال و از خدا توفیق سعادت و عبادت و شناخت احکام الهی برایش خواهانم، از خدای بزرگ برایش صبر و اجر می خواهم.
و از مادر مهربان و زجر کشیده ام حلالیت می طلبم چون تو خیلی حق برگردن من داری و اگر مرا حلال نکنی در صحرای محشر رو سیاه خواهم شد من خودم را خیلی مدیون تو می دانم و همیشه دنبال فرصتی بودم که اندکی جبران آن همه زحمات ترا بنمایم ولی نشد و از خدای بزرگ برایت صبر و اجر زیاد خواهانم و اگر شهید بشوم و مقام شفیع بودن را داشته باشم حتما ترا شفاعت می کنم ای مادر تو باید خوشحال باشی که فرزندان خوب و صالحی به جامعه تقدیم کرده ای و مطمئن باش که اجر زیاد نصیب تو خواهد شد و در ضمن از تو می خواهم اگر من شهید شدم مثل بقیه مادران شهدا صبر کن، شجاعت داشته باش و برایم گریه و زاری نکن اولا بخاطر خودت چون بدنی شکسته داری دوم برای اینکه دشمنان دین و انقلاب اسلامی ما خوشحال نشوند آنوقت روح من عذاب می کشد.
و تو ای برادر بزرگم علی جان، از تو حلالیت می طلبم که در طول زندگی همیشه استاد و راهنمای من بودی و از تو ممنون و مدیون هستم انشاء الله که مرا حلال کنی و بدی هایم را ببخشی و از مشکلاتی که از جانب من برایت پیش آمده است شرمنده هستم از خدای بزرگ برایت صبر و اجر می خواهم و تقاضایی که از شما دارم تا می توانید برای من گریه نکنید مبادا دشمن شاد شود و از خداوند
می خواهم که در زندگی همیشه موفق و سلامت و با سعادت باشید و سلامتی بچه هایت را از درگاه خدای منان خواهانم.
و تو ای برادر شجاع و با تقوایم شاه حسین عزیز امیدوارم که مرا حلال کنی و از اینکه در مدت 5 و 6 سال گذشته وظیفه ای که بدوش من بود کوتاهی کردم و بیشتر زحمات را بدوش تو گذاشتم شرمنده هستم و از خدای بزرگ می خواهم که به تو عوض خیر و سلامتی موفقیت و ضمنا من خیلی دوست داشتم که با هم باشیم و در کنار یکدیگر زندگی کنیم اینطور پیش آمد و من به تهران رفتم و سرنوشت اینطور برایم پیش آورد حالا برادرم اگر اتفاقی برایم افتاد ترا به امام حسین قهرمان شهادت، تا می توانی ناراحتی و آزردگی به خود راه ندهید چون ما دشمنان زیاد داریم مبادا آنها را خوشحال کنید.
و سلام به تو ای همسر خوب و باوفایم خدا گواه است که من خیلی به تو علاقه دارم و از تو راضیم و در این مدتی که با هم زندگی کردیم از تو اخلاص و پاکی دیدم و از تو ممنون هستم.
و امیدوارم که با حضرت فاطمه محشور شوی و ترا به امام زمان می سپارم اگر برای من اتفاقی افتاد امید دارم که مرا حلال کنی چون در این مدت که با هم زندگی کردیم من هیچ وقت نتوانستم برای تو آسایش فراهم کنم بجز گرفتاری و از این شهر به آن شهر رفتن و از این بابت شرمنده هستم.
و در پایان از کسانی که در مراسم تشیع جنازه و مراسم های ختم من شرکت نموده اند تشکر می کنم و امیدوارم که خدای رحمان به همه شماها خیر سلامتی عمر با عزت و با برکت بدهد.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
از عمر من بکاه و به عمر رهبر افزا
مرگ بر آمریکا مرگ بر شوروی مرگ بر انگلیس مرگ بر اسرائیل
با امید آزادی کربلا و با امید آزادی قدس عزیز