وصیتنامه شهید امانتی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا از تو می خواهم که مرگم را کشته شدن در راه خدا قرار بدهید با دوستانت در زیر پرچم رسالت خدایا از تو می خواهم که هر چه زودتر رزمندگان اسلام را پیروز فرمایید.
با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب و با سلام بر شهید اپن عزیز که با خون خود نهال انقلاب اسلامی را آبیاری کردند، خدایا ما یک امانت بیش نیستیم، یک امانت دیر یا زود باید به صاحب برگردد، اما باید خود را بسازیم و گول منافقین را نخوریم می خوا هم با پدر و مادرعزیز چند کلمه سخن بگویم .
مادر سلام مادر می دانم که مدت زیادی است که من را ندیدی نارا حت نباش من هم تو را ندیدم اما من خود نمی توا نم بیایم به امید خدا ظرف این چند روز که می خواهم شر صدام و صدامیان را از سر خود بکنیم تا مردم ایران بتوانند آزادانه زندگی کنند.
مادر پس در فکر من نباش تو هم مثل بقیه مادرها باش و صبر داشته باش و پدرعزیزم می دا نم زحمات زیادی برای فرزند حقیر خود کشیدی امیدوارم تو هم صبر داشته باشی، زیرا من یک امانت پیش شما بودم می دانی که امانت را باید پس داد.
موقعی که اسم عملیات شد، تمامی ما از عشق و شوقی که داشتیم می گفتیم ما را از هر لحظه زودتر ببرید شب و روز خواب نداشتیم، اما مادر و پدر، ازشما می خواهم که اگر من شهید شدم برسر مزار من گریه نکنید و صبرپیشه نماید.
پدرجان و مادرجان شفاعت مرا از تمام فامیلها و آشنایان بخواه اگر من کار خطایی انجا م داده ام را عفو کنید.
برادران سلام نگران من نباشید باید با صدامیان مبارزه کرد راهی دیگر نیست، برادران دلم می خوا ست شما را ببینم ولی سعادت نبود.