دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید امید علی حسن پور

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
با درود و سلام بر شهدای صدر اسلام تا شهدای کربلای خونین ایران این سرزمین خون و شهادت تو
سلام بر پیامبران که برای راهنمایی بشر از طرف خداوند نازل شدند تا مردمان
را به راه راست هدایت کنند و سلام بر منجی علام بشریت مهدی موعود و نائب
بر حق او رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و سلام بر پدران و
مادران که با فرستادن جگر گوشه هایشان به جبهه های حق علیه باطل دین خود را
نسبت به این آرمان مقدس اسلام اهداء کرده اند
حال که از عالم مادیات دل بریده ام به نور ابدیت الهی پیوسته ام اگر
خداوند این بنده رو سیاه را به درگاهش راه دهد می خواهم چکیده ای از وصیت
نامه ام را بیان نمایم و حال که با صدای هل من ناصر ینصرنی حسینی لبیک گفتم
:
می خواهم جانانه سلام امام حسین علیه السلام پاسخ دهم
من از اوایل این انتظار را می کشیدم که در راه حق و در راه خون خدا حسین علیه السلام به شهادت برسم
. و حال در این جای مقدس و این دانشگاه الهی می خواهم خود را بسازم و
بشناسم و به قول مولا علی(ع) که فرمود : هر کس خود را شناخت خدای خود را
هم می شناسد و به گفته شهدا که پیش از ما رخت بستند و به دیار معشوق خود
رفتند که همانا وصیت نامه شهید ، توبه شهید است که در وصیت نامه شان می
گویند : ای خدا شهادت من اگر ارزش یک تکبیر تو را دارد برایم کافیست
و حال من می خواهم که بدنم پاره پاره شود و در راه خدا تا در آخرت جلو شهدا خجل نباشم ،
وخدایا ، چیزی بهتر از جانم نداشتم که در راه تو انفاق نمایم و از تو می
خواهم مرا ببخشید که تو بخشیده ای ما می رویم به دیار عاشقان شما هم ایثار
کنید و مثل دیگران ما را تنها نگذارید حتی اگر در این راه از بین بروید.
مادر :
مگر ما از شهدای صدر اسلام زیادتر هستیم و مگر خون ما ، از خون هدایت
عظیمی رنگین تر است و شما را به خدا قسم می دهم که مانند والدین آنها صبور
باشید و بعد از مرگ من مانند زینب (س) عمل کنید و سلام بر تو ای مادر که
مرا در دامان خود پروردی و اینگونه ما به درستی به صاحب اصلیش باز گردانید.
گر چه من فرزند خوبی برای شما نبودم و نمی توانستم جبران ، زحمات شما را
بکنم و عصای دست پیری شما باشم ولی ان شاءالله اگر به درستی به درگاه خدا
پذیرفته شده باشم در آخرت شما را شفاعت می نمایم .
مادر ، خواهران ، دوستان ،
در مرگ من گریه نکنید که دشمن شاد شود بلکه این افتخار را به خودتان بدهید که فرزندتان در راه اسلام شهید شود
اگر خواستید گریه کنید برای مظلومی ا مام حسین کنید
اما شما ای آشنایان و دوستان :
اگر من برای شما دوست خوبی نبودم مرا ببخشید نصیحت من به شما این است که
امام را تنها نگذارید و ادامه دهنده راه شهدا و ائمه باشید
و مانند اهل کوفه نباشید که امام را تنها گذاشتند و هجرت و حرکت کنید که
اسلام به شما ها نیاز دارد . در آخر تمام دوستان و آشنایان مرا ببخشند و
آنانی که زحمت برای ما کشیده اند ما را ببخشند . دیگر عرضی ندارم به جز
پیروی اسلام و زیارت کربلا حسینی ان شاءالله .
و
تو ای مادر : قسم به اشک تو مادر که مرد جنگ منم … چو روز حادثه شد سخت
تر ز سنگ منم . گمان مبر که من آرام آرام می میرم … من آتشم که عدو را به
کام می گیرم . من آی یلم که به میدان چه شیر غرانم … به روز رزم سلحشور و
مرد ایرانم . قسم به پاکی روح و زلال اشک ترت … که ره به جانب الله
میبرد پسرت ، درو بر تو که شیر تو ، شیر پرور شد … فروغ مهر تو ، گرمی می
گرفت و آذر شد . شهید گر شوم از خون مشوی پیراهنم … بپاس تربت ایران به
زخمهای بدنم . مریز اشک و مکن ناله در شهادت من … که مرگ سرخ بود لحظه
ولادت من … در پایان بار دیگر از مادرم میخواهم که مرا ببخشد
خداحافظ تاریخ 20/11/64
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس