وصیتنامه شهید امیر ابراهیم دربندی
اینجانب
امیر ابراهیم دربندی ،با آگاهی کامل و عشق وافر به الله، رو به سوی راهی می روم که
از عاقبتش آگاهم و برای رسیدن به آن روزشماری می کنم. راهی که توسط اولیاء خدا
احداث و برای رسیدن به کمال به رهپویان ارائه شد.
بار
خدایا، دیگر تاب ماندن در این قفس تن را ندارم و برای دیدار تو بی تابم. تو خود ما
را به نگریستن به وجه خود بشارت دادی و این مرا خواهان لقاء تو می کند.
اکنون در
این زمان که توفیق این را یافته ام که رهبری والا و عارف همچون امام خمینی داشته
باشم، از دم مسیحایی او جان بگیرم و از دریای معرفت الهی او جرعه ای بنوشم، دیگر
به حوری بهشتی و باغ زیبا ما را هوس نیست، رسیدن به معدن عظمت و لقای تو ما را
آرزوست.
بارخدایا،
به این بنده خوار و ذلیل خود رحم فرما، از خطاهای ما درگذر و ما را در رسیدن به لقاء
خود یاری فرما. شهادت در راه شما آرزوی من است و سهل ترین و کوتاه ترین راه برای
رسیدن به تو. بار خدایا، توفیق دست یافتن به این فیض عظیم را نصیب ما بگردان.
همسر
خوبم؛
می دانم
که تو بر روح پرخروش و ناآرام من واقفی و هم چنین می دانم تو آنچه که صلاح من باشد
می پسندی، پس بدان و خشنود باش که من به آرزوی دیرینه خود رسیدم و آرامش یافتم. از
تو و دوستان می خواهم که دنبال دنیا و مظاهر فریبنده آن نروید؛ زیرا دوستی دنیا
راس همه خطاها و گناهان است. روح تشنه و مجروح خود را با ذکر و یاد خدا التیام
بخشید. یاد او را بر هر کار دیگر مقدم بدارید.
نماز اول
وقت را فراموش نکنید، در راه خدا از همه چیز خود بگذرید تا خداوند در مقابل این
ایثار جلوه های خود را بهتر نمایاند و با ارتقاء سطح فرهنگ و معارف اسلامی خود شناخت
خود را به الله و اهداف او رشد دهید. در اطاعت از رهبری، این سلاله پاک رسول خدا
امام خمینی، اندکی شک به خود راه ندهید.
دخترم را
به همسر خوب و مهربانم می سپارم. امیدوارم او را طوری تربیت کنی که همیشه به عنوان
فرزند شهید، ارائه دهنده ی ارزش های اصیل اسلامی باشد، همیشه به این مسئله افتخار
کند و با بهرهگیری کامل از معارف اسلامی در ارتقاء سطح شناخت خود به خداوند
بکوشد.
در انتها
از پدر، مادر، خواهران و برادرانم می خواهم که حسین وار و زینب وار زندگی کنند. اگر
می توانند برای بقای اسلام حسین گونه شوند و برای رساندن پیام حسینیان، زینب وار
شوند.
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ