دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید امیر ایزدی

• Admin-fakeh

من
از همسنگری هایم و از تمام هموطنانم می خواهم که فقط امام را تنها نگذارید؛ تا
وقتی که جان در بدن دارید و تا وقتی که خون در رگهایتان جریان دارد جلوی این بعثی
های کثیف ایستادگی کنید. بار دیگر می گویم که فقط امام را تنها نگذارند و پیرو راستین
قرآن و اسلام باشند .
من
شخصا خیلی گناه کردم. فقط برایم طلب آمرزش کنید. از خدا بخواهید که مرا ببخشد و از
تمام کسانی که مرا می شناسند حلالیت بطلبید.
خواهشمند
هستم که طلب هایم را حتما از پولی که دارم پرداخت کنید. به پدرم می گویم که فقط
مرا ببخشد. برای همه اعضای خانواده آرزوی موفقیت می کنم.
من از تو مادر گرانمایه چیزی کم و کسر ندیدم. مادر
جان نمی دانم ارزش و لیاقت شهادت را دارم یا نه، ولی دوست دارم در راه وطن و اسلام
عزیز جان فشانی کنم.
امیدوارم
که شما هم مرا ببخشی. خوب مادرجان بهنام هم دوست خوب و عالی برای من بود. من قدرش
را ندانستم. بهنام مثل کوهی بود پشت من و من هر وقت که کمی احساس غریبی می کردم هر
جا که هستم با یک تلفن از او قوت قلب می گرفتم. مادر کسی که مثل خودت دوستش دارم،
مادر بهنام است. پدرش را مثل بابا و خواهرهایش را مثل آذر خودمان دوست دارم .
مادر
این خانواده گردن من حق دارند. خوب مادر جان اگر پسرت لیاقت شهادت را داشت این را
بدان که راهم را پیدا کرده ام و دیگر در این دنیای ظاهری چیزی در هوس ندارم ، دوست
دارم هرچه زودتر به لقاء الله برسم .
مادر
جان راستی از خانواده آقای احمدی معذرت خواهی کن چون زیاد مزاحمشان شدم. خلاصه
مادر خاک زیر پایت هستم. خدا نگهدارت باد و خدا صبر عنایت شما بدهد.
قربان
همگی شما
امیر
حقیر
مورخ
پانزدهم شهریور 1360
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ