وصیتنامه شهید اکبر ربیعی
قدم به جبهه فقط در راه خدا
وصیت به امت حزب الله، اول از همه هدفم را بیان می کنم، این بنده حقیر اکبر ربیعی از وقتی که تصمیم گرفتم به جبهه بروم تاکنون با عشق خدا که در دلم جای داشته حرکت کرده و الحمدلله در این راه تحت هوای نفسانی حرکت نکرده ام و برای خاطر هیچ کس جز رضای خدا پای به جبهه نگذاشته ام و بعنوان یک سرباز کوچک اسلام در راه دین و مکتب اسلامیم قدم گذاشته و تا آخرین قطرات خون خود از آن دفاع خواهم کرد و خواستار آنم که با قدم کوچکم بدنیا ثابت کنم که امام تنها نیست.
خون شهید چراغ هدایت جامعه
برادر و خواهر همگی ما وظیفه مان این است که به وصیت شهدا عمل نماییم و شهدا همگی ما را وصیت نموده اند به وحدت و یکپارچگی و وفادار بودن به ولایت فقیه و روحانیت در خط امام دعوت نموده اند و امر به جهاد فی سبیل الله کرده اند و ما را به تقوی توصیه کرده اند و خود به سخن خود عمل نمودند. پس وظیفه تک تک ما این است که به گفته آنها که نشأت گرفته از سخنان ائمه و پیامبران خداست عمل نماییم. چرا که وصیت شهید یعنی سخن و کلام خدا، آنها با خون سرخشان چراغ هدایتی در جامعه برای ما شدند. آفرین بر شما امت در صحنه و سلام و درود خدا بر تک تک شما که با یاری کردن دین خدا قلب امام زمان (عج) و ارشاد نمودید و شما مردم عزیز فردای قیامت در مقابل شهدا روسفید هستید و قدر خود را بدانید و شکر خدای را بجای آورید یار و پشتیبان امام عزیز باشید.
هوشیارانه عمل کنید
همانطور که تاکنون جبهه ها را گرم نگه داشته اید باز روانه جبهه ها شوید و بدانید که مسئله اصلی ما جنگ است. نکند که خدای ناکرده جنگ را فراموش کنید. عزیزان هوشیارانه عمل کنید و هرکس می خواهد ضربه بزند محکم جلو او را بگیرید حتی اگر برادر شما باشد. عزیزان مساجد را خالی نگذارید زیرا ریشه اختلافات در همین است که مساجد را خالی گذارده و متفرق بشوید. امت حزب الله آموزشهای نظامی را ببینید که قلب ما تا پیروزی اسلام در جهان جنگ دارد.
از شهادت هراس نداشته باشید
پدران و مادران امروز کمک به اسلام پیر و جوان ندارد و همه و همه باید کمک کنند. عزیزان ما امانتدار جمهوری اسلامی هستیم و باید در مقابل توطئه ها با روحیه ای مصمم تر از قبل این امانت الهی را حفظ کنیم و در راه حفظ آن نباید از شهادت هراس داشت. رزمندگان در جبهه ها حضور دارند و راه شهدا را ادامه می دهند اما با شما دوستانم و برادرانم تذکری دیگر دارم.
قلبی خاشع
آیا وقت آن نرسیده که قلبهای خود را خاشع کنید با یاد خدا، آیا هنوز وقت آن نرسیده که از لاکی که برای خود بوجود آورده ایم و قفس و زندانی که برای خود ساخته ایم خود را رها سازیم. تا کی می خواهیم در این زندان منیت و مادیت باشیم و سرانجام بپوسیم، نمی شود گفت من فدایی شده ام اما خون دل نخورد زجر نکشید، نمی شود گفت من مسلمانم، شیعه ام، اما بر روی زمین بی تفاوت و بی خیال عبور کرد، مسلمان یعنی زجرکش، خون دل خور، یعنی فنا شدن در اسلام، یعنی فنا شدن در قرآن، یعنی فنا شدن در خدا، همه چیز خود را برای نجات اسلام داد، از جان که سهل است از آبرو هم باید گذشت، زمانی هست دفاع از اسلام، دفاع از قرآن به ظاهر به آبروی انسان هم ضربه می زند، باید دفاع کرد باید در همه طعنه ها و غوغاها و تورخ کشیدنها ایستاد و مقاومت کرد. خدایا تو را به حضرتیت امام ما را به اهداف عالیه اش که نجات قرآن، نجات اسلام است موفق کن.
ماموریتی برای زمینی ها
دوستانم، عزیزانم، امام را تنها نگذارید این پیام همه شهدا است. این زندگی چند روزه را بر زندگی ابدی ترجیح ندهید. از خدا معذرت بخواهیم بخاطر آن همه خدمتهای ناخالصانه و ریاکارانه ای که شاید داشته ایم، ای انسانها شما مأموریت دارید، شما ازطرف خدا فرستاده شده اید. برای انجام مأموریت جان شما کالای همراه با مأموریت شما است در این مأموریت، مفت این جان را از دست ندهید و همیشه و همیشه در حال انتظار به سر ببرید.
همچنانکه مولای علی فرمودند که اگر نبود عشق به شهادت هرگز حاضر نبودم یک لحظه روی زمین باشم.
هدف از درس خواندن، خدمت به جامعه باشد
و سخنی با دانش آموزان عزیز: توجه کنید که هدف از درس خواندنتان خدمت به جامعه باشد نکند روزی رضایت خدا را کنار بگذارید. امروز با رفتن شما جوانان متعهد به دانشگاهها می توانید برای مملکت اسلامیمان افتخار بیافرینید. و اینک وصیت من به برادران گروههای مقاومت بسیج: و اما پیامی که برای بهترین یاری کنندگان جمهوری اسلامی و دوستان و سربازان واقعی مهدی (عج) دارم: برادران گروههای مقاومت من تنها آرزویم این بود که روزی گروههای مقاومت منسجم و محکم و استوار شوند و مساجد از پیر و جوان پر گردد. برادران عزیز و پاسداران واقعی امام زمان (عج) برادر حقیر و کوچک شما چند کلمه ای را بعنوان تذکر می گویم.
فقط رضای خدا
عزیزان تاکنون که شما در مساجد بوده اید پیروزی هم بوده است. برادران گروه مقاومت توجه کنید که در همه امور بدون استثناء اخلاق اسلامی را رعایت کرده و گروههای مقاومت را تقویت کنید و افراد نفوذی را بیرون کنید. همچنانکه هر گیاهی برای رشد و سرسبزی باید علفهای هرزه را از کنارش برطرف کرد عزیزان فقط رضای خدا را در نظر داشته باشید و فقط برای رضای او کار کنید و آنهایی که هدفشان نابودی گروههای مقاومت می باشد رسوا خواهند شد و در جهان ابدی شهدا جلو آنها را خواهند گرفت و به کمیت نیرو توجه نکنید بلکه پیشرفت کار را درنظر بگیرید ومردم را به گروههای مقاومت دعوت کنید.
هوشیار باشید
برادران حزب الهی ام امروز کوچکترین حرکت شما تحت نظر کوردلان می باشد. امروز بدنبال نقطه ضعفی از شمایند تا بر روی آن تبلیغ سوء کنند. عزیزان مردم امیدشان به شماست یعنی فقط شما هستید که می توانید بطور مداوم علیه دشمنان مبارزه کنید. مسائل را برای همه مردم بگویید زیرا مسئولیت شما بیشتر است و مساجد را خالی نگذارید. ان شاءالله که نمی گذارید.
الهی بسوی تو آمدم، مرا به من برمگردان
الهی این بنده از روی خود شرمنده است چگونه از پروردگارم شرمسار نباشم، الهی چگونه شکر این نعمت گذارم که اجازه ام داده ای تا نام نیروی ترا به زبان آورم و در پیشگاهت با تو گفتگو کنم و نامه ات را بگشایم و بخوانم. الهی جز تو از انسان بزرگتر کیست و در پیشگاهت از من کوچکتر کیست؟ الهی راه تو به بزرگی تو دشوار است و شگفتا که این مور لنگ را آرزوی دیدار است، الهی خفتگان را نعمت بیداری ده و بیداران را توفیق شب زنده داری و گریه و زاری، الهی بسوی تو آمدم بحق خودت مرا به من برمگردان.
راه یاران حسین (ع)
خدایا شکر ترا می کنم که به من نیروئی دادی که بتوانم همچون سرورم حضرت حسین بن علی (ع) در راه اسلام قدمی هرچند کوتاه بردارم و از تو سپاسگزارم که در چنین خانواده ای تربیت شده ام که به نحو احسن راه حق و راه یاری کردن امام و راه اسلام را به من دادند. ای خدای بزرگ ای حامی مستضعفان و ای درهم کوبنده مستکبران به ما آنچنان شهامتی عطا فرما که ما نیز از یاران باوفای مرجع عالیقدر زمان امام خمینی باشیم و به ما آن لیاقتی عطا فرما که در این راه همچون یاران امام حسین (ع) شربت شهادت بنوشیم.
آخرین شهید
و اما ای خانواده عزیزم: از همه شما معذرت می خواهم. شرمنده ام حقی که برگردنم دارید از پدر و مادر گرفته تا آخرین فرزند خانواده ام بر من حلال کنند. شما باید شرمنده باشید جلو دیگر خانواده شهدائی که فرزند مفقودالاثر دارند فرزند اسیر دارند دو شهید بلکه بیشتر دارند.
ای خانواده عزیزم شما همچنان محکم و صبور باشید ولی حال که مسئله جنگ در میان است این وظیفه ما جوانها بلکه همه است که باید بپاخیزند و از اسلام دفاع کنند. امیدوارم که مرا ببخشید و حلالم کنید و خواهش دیگرم این است که در مرگ من هیچ گریه نکنید. مادرم تو برای خانواده ما واقعا زینب وار زجر کشیدی تنها چشم داشتت از خدا باشد. تنها امید خدا باشد مبادا فکر کنی که کاری انجام داده ای، نه من آخرین شهیدم و نه هم اولین شهید.
پس این کاروان هم چنان ادامه خواهد داشت تا ظهور حضرت مهدی (عج) و بعد از آن تا قیامت و هرگز این سیل خروشان خشک نخواهد شد. و از شما می خواهم که هر وقت بیاد من افتادید دستهایتان را بلند کنید و خدا را شکر کنید که توانستید امانتی را که خداوند تبارک و تعالی به شما سپرد به نحو احسن تربیت نموده و به صاحب اصلیش برگرداندید
روی مزارم بنویسید…
و از همه برادران و خواهران و دوستان می خواهم که مرا ببخشند و حلالم کنند و برایم طلب آمرزش کنند و تنها حاجتی که از بنیاد شهید دارم این است که اگر شهادت نصیب من بنده گنهکار شد برای این بنده حقیر و گنهکار طلب عفو و بخشش کنند و مرا در نیمه های پنج شنبه شب دفن کنند و فقط روی سنگ قبر من بنویسید «امام را دعا کنید مهدی (عج) را صدا زنید». همین و فقط دیگر هیچ چیز ننویسید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) حتی ظهور مهدی (عج) خمینی را نگهدار. التماس دعا. اکبر ربیعی 25اردیبهشت65.
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس