دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید ایوطالب کریم آبادی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
ای مردم مپندارید کسانیکه درراه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند.
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و به نام الله بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران
و با سلام و درود فراوان بریگانه منجی عالم بشریت و نایب بر حقش امام خمینی
و باسلام بر رزمندگان و شهدا ومجروحین ومعلولین و خدمتگزاران به این انقلاب
آنقدر به جبهه می روم تاشهید شوم. ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین درمیدان نبرد شهید شد.
ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی درمحراب شهید شد ومبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید. که تحمل 72 ، شهید را نمود. همه مردم همه ملت مثل خاندان وهب جوانانتان رابه جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود سری راکه در راه خدا داده ام پس نمی گیرم.
برادرن استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمان ها برای تسکین دردهاست و همیشه به یادخدا باشید و در راه او قدم بردارید تا دشمنان نتوانند بین شما تفرقه بیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند. که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتها ست. حضورتان را در جبهه های حق بر علیه باطل ثابت نگه دارید با اما م بیشتر نزدیک شوید و سعی کنید عظمت او را بیابید و خود راتسلیم او سازید و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید اگرفیض بزرگ شهادت نصیبم گشت آنانیکه پیرو خط سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند برمن نگریند وحتی بر جنازه من حاضر نشوند.
و حال خانواده ام صحبتی چند باشما دارم. اول از مادرم می گویم می دانم مادر چه شب هایی برای من بیدار مانده ا ی ودردها سختی‌ها یکه برای من کشیدی ولی مادربدان که راه راه حق است و من آگاهانه دراین راه قدم نهادم و این راه را از حسین آموختم.
مادرم اگر فیض بزرگ و عظیم شهادت نصیبم گشت خوشحال باش زیرا که مرگ حق است پس چه بهتر مرگی که شهادت در راه خدا باشد.
مادرم شیری راکه به من دادی حلال کن واگر تو را بلکه حتما اذیت کرده ام مرا ببخش وعفو کن
ومادر افتخار کن که پسرت در راه خدا کشته شد.
ولی تو ای پدر تو هم سختی های زیادی برای من کشیدی و مرا شانزده سال بزرگ کردی که تابزرگ شوم و عصای پیری باشم ولی چه کنم که حکم ، حکم قران است وباید به جبهه آمد و در راه حق جان را فدانمود. پس اگر تو را اذیت کردم مرا به بزرگواری خود ببخش وبرای این فرزند حقیرت دعای خیرکن که پیامبر فرمود دعای چهارنفر مستجاب می گردد که یکی دعای پدربرای فرزنداست پس برایم دعا کن.
و اما شما ای برادرانم مدرسه اولین سنگر شما و دومین سنگر شما جبهه است که از شما می خواهم درستان را بخوانید و سپس بروید به جبهه و اسلحه از دست افتاده مرا بلندکرده و گلوله قلب یکایک دشمن نشانه روید وشلیک کنید. مرا ببخشید که اگر شما را اذیت کرده ام.
اما شما خواهرانم که سنگر شما مهمترین سنگر است و حجابتان را حفظ کنید که دشمن بیشتر از سیاهی چادرشماها می ترسد. پس حجاب خود راحفظ کرده و مشت محکمی بردهان منافقین بزنید.
درآخر ازشما امت حزب الله وهمیشه در صحنه می خواهم که همیشه یار و پشتیان امام باشید و به حرف ها وصحبت های او که هرکدام یک درس است گوش فرادهید و او را تنها نگذارید و به ندای هل من ناصر ینصرنی امام لبیگ گوئید و به جبهه بیائید. ودعای کمیل و دعای توسل را فراموش نکنید.
اما شما ای منافقین کوردل از خدا بی خبراینقدر به این پیکر انقلاب لطمه وارد نسازید هر چند هم که شما و آمریکا و هر کشور ضداسلامی همین غلطی نمی توانید بکنید و هی پشت سرهم نگویید فلان چیزکم است فلان کس بد است و هی نگوئید انقلاب برای ماچه کرده است. یک بار هم شده گویید که ما برای انقلاب چه کردیم؟ پس اگر دین ندارید حداقل آزاد مرد باشید. اگر به جبهه نمی آئید حداقل ضربه نزنید به این انقلاب و انقلابیون درخاتمه از شما می خواهم که روی سنگ قبرمن ناکام ننویسی.د من به کام خودم رسیدم و مرا درگلستان شهدا انقلاب اسلامی و اگر میشود کنار قبر شهید حسن دفن کنید
خدای با کوله باری ازگناه به سمی تو می آیم به امید اینکه مرا ببخشید
خدایا تا ما نیامرزیدی از این دنیا مبر
خدا مرگم را شهادت درر اه خودت قرار بده
خدایا تو خودت را در دل ما روشن و منور بساز
خدایا به خانواده های شهدا صبربزرگی عطا بفرما
خدایا هرچه زودتر رزمندگان ما را به پیروزی کامل برسان
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا