دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید بشیر باقری

• Admin-fakeh

«امروز که فرصت جبران برای همه باقی مانده است مغتنم شمارید و نگذارید حب مال و جاه و خانواده شما را از مسیر عبودت الله بدرسازد زیرا در روز جزا مال و فرزند و جاه و مقام نفعی ندارد و تنها عمل صالح است که شما را در جنّات، قرین رحمت می سازد. مرگ آفت تمامی آمال و آرزوهای دنیایی شماست پس به رفتگان بنگرید.» آنچه خواندید قسمتی از وصیت نامه فرمانده گروهان کربلا، شهید”بشیر باقری” است. نوید شاهد شما را به مطالعه متن کامل این وصیت نامه دعوت می کند.
نویسنده :
حمیدرضا گل هاشم
به گزارش
نوید شاهد سمنان
،
شهید بشیر باقری
یکم فروردین 1342 در شهر بسطام از توابع شهرستان شاهرود به دنیا آمد. پدرش عباس و مادرش علیه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. پاسدار بود. بیست و سوم دی 1365 با سمت فرمانده گروهان در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر و شکم، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.
فراز هایی از وصیت نامه شهید
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
حمد و ستایش خداوند منان را که توفیق جهاد در راهش را نصیب این بنده حقیر نمود و مرا از مجاهدین در راهش قرار داد خداوند را ستایش می کنم زیرا غیر از تو کسی را سزاوار ستایش نمی دانم و تو را می پرستم و عبادت می کنم چون تو معبود منی و من بنده ضعیف و ذلیل و حقیر توام. خداوند راضیم به رضای تو و تسلیم تو هستم اگر مرا لایق می دانی شهادت در راهت را نصیبم کن .
نزدیک عملیات است…
اکنون که نزدیک عملیات است و در بچه های گردان کربلا، شور و عشق عجیبی دیده می شود اصلاً بچه ها یک حالتی دارند که قابل نوشتن روی این کاغذ نیست و شاید که هر چه سریعتر حرکت کنیم که به خط برویم و در یکی دوشب آینده عملیات شروع می شود لازم دانستم چند خطی به عنوان وصیت یادگار بگذارم:
قبل از هر چیز باید از پدر و مادرم نهایت شکر را بکنم که برای من خیلی زحمت کشیدند و به گردن من حق زیادی دارند امیدوارم که اجرتان را خداوند متعال به شما عنایت بفرماید و از شما پدر و مادرم می خواهم که از من راضی باشید از برادران و خواهرانم هم حلالیت می طلبم و از خانم خودم و کلیه کسانی که شاید غیبت آنها را کرده باشم و یا حقی به گردن من دارند از آنها می خواهم که از این حقیر راضی باشند اگر کسی چیزی از بنده گنه کار طلب دارد که این بنده گنه کار فراموش کرده به پدرم مراجعه کند و یا به خانواده ام و یا به برادرانم تا اینکه طلب خود را بگیرد.
ما از چه می ترسیم؟
مردم عزیز، مردمی که همیشه در تمام صحنه ها بوده اید و هستید رزمندگان از میگ های عراقی و میراج ها و تانک ها و اسلحه های دشمنان ترسی ندارند بلکه ترس ما از خالی شدن مساجد و صف های نماز جمعه و جماعات می باشد. ترس ما از تنها گذاشتن امام و خط ولایت فقیه است مردم عزیز بدانید اگر روزی ولایت فقیه را از شما بگیرند قلب اسلام را گرفته اند و اسلامی باقی نخواهند گذاشت پس یادتان نرود از امام حمایت کنید و از شما عاجزانه می خواهم که امام عزیز را دعا کنید چون دعای من همیشه این بوده که خدایا تمام عمرم را فدای یک لحظه نفس کشیدن امام بگردان و از مردم می خواهم که اگر از یک پشت میزی اشتباهی دیدند به حساب انقلاب نگذارند و خلاصه درباره انقلاب تمام سفارشاتم را به همین دو بیت شعر خلاصه می کنم:
مبادا خویشتن را واگذاریم امام کوفه را تنها گذاریم
زخون هر شهیدی لاله ای رست مبادا روی لاله پا گذاریم
دنیا را سه طلاقه کردم
خدایا هنگامی که دیدم همه عالم به دشمنی اسلام و انقلاب و امام عزیز کمر بسته اند دنیا را سه طلاقه کردم و از همه چیز و همه کس چشم بستم. خدایا در مقابل امر تو تسلیم محض شدم بتو توکل کردم به قضا و قدر رضا دارم، به شهادت متوسل شدم در مقابل فشار و انحراف و یأس، رویین تن شدم، دیگر دشمن؛ همه دنیا هم در مقابل اسلام و ما مسلمانان ناچیز است دیگر دلبستگی به چیزی یا کسی ندارم که اسیر جبر طبیعت قرار گیرم. می خواهم در این خودخواهی و مصلحت طلبی راه ابراهیم وار در کعبه فداکاری کنم، می خواهم زور و تکبر را با آب اخلاص و خلوص و تواضع شستشو دهم، می خواهم پروانه وار دور شمع بسوزم و از نور خود دنیای ظلمت زده موجود را روشن کنم، چون شناخته ام که راه امام خمینی راه رسول الله است. می خواهم هزار مرتبه کشته شوم و باز زنده شوم.
نگذارید گرد پیری سر و رویتان را سفید کند!
سفارشم به تمامی عزیزانی که صدای مرا در این وصیت می شنوند این است که از گناه هر چند که کوچک است پرهیز کنید حتی در خلوت، چون خداوند در این دنیا شاهد است در فردای قیامت حاکم.
سفارشم به جوانها این است که ننشیند که گرد پیری سر و روی آنها را سفید کند. پدر و مادرم، همسر و برادر و خواهرانم در شهادتم ناراحتی نکنید تازه خوشحال باشید که راه من راه اسلام است و راضی باشید به رضای خدا و من هم راضیم به رضای خدا. چون امام حسین (ع) در لحظات آخر در گودال قتلگاه گفت: راضیم به رضای خدا.
از سختی راه نهراسید
این چند مطلب را بگویم هم برای ملت و دوستانم و برادران دینی عزیزم:
«فاصبر صبرا جمیعا» در زندگی صبر را پیشه کنید که خداوند با صابران است. از سختی های راه نهراسید و روح الله را تنها نگذارید این راه هر چند پر رنج است ولی لذت ابدی شما را تضمین می نماید این کوچه هر چند پر پیچ و خم است ولی در انتهایش خانه معشوق ماست. شیاطین بر آنند که بندگان خدا را از راه عبودیت خالق بی همتا بیرون برند و نگذارند که بنی آدم روی ‌سعادت را ببینند پس بکوشید خود را به سلاح تقوا مسلح سازید که شیاطین را قدرت نبرد با متقین نیست و خداوند متقین را وعده پیروزی داده است.
مرگ؛ آفت تمام آمال و آرزوها
مبادا ظاهر زیبا و فریبنده دنیا شما را از سعادت اخروی بی نصیب سازد و شما را بر آن دارد که در روز محشر سر افکنده و خجل باشید و انگشت حسرت بر دهان گیرید و روزی پشیمان شوید که پشیمانی سودی ندارد. امروز که فرصت جبران برای همه باقی مانده است مغتنم شمارید و نگذارید حب مال و جاه و خانواده شما را از مسیر عبودت الله بدرسازد زیرا در روز جزا مال و فرزند و جاه و مقام نفعی ندارد و تنها عمل صالح است که شما را در جنّات، قرین رحمت می سازد.
در دنیا بفکر آخرت باشید که دنیا گذرگاهی بیش نیست «کل نفس ذائقه الموت» مرگ آفت تمامی آمال و آرزوهای دنیایی شماست پس به رفتگان بنگرید.
کدامینشان خود توانسته اند ذره ای از جیفه دنیا ببرند دین خود را برای این دنیای بی ارزش و فانی از دست می دهید.
بشیر باقری