وصیتنامه شهید جعفر ادب
صفحه نخست سرویس
شهید والامقام جعفر ادب
شهادت نقطه اوج به لقاءالله است.
نویسنده :
بهروز زارعی
جعفر
ادب
بسم الله الرحمن الرحیم
بهنام خداوند بخشنده مهربان
با درود بر تمامی شهدای صدر اسلام
شهدای هفت تیر
[1]
،
هشت شهریور
[2]
،
شهدای فتحالمبین
[3]
،
شهدای بستان
[4]
،
شهدای بیتالمقدس
[5]
و شهدای عملیات رمضان
[6]
و
تمام شهدای گمنام این مملکت اسلامی و با درود و سلام فراوان به رهبر کبیر انقلاب،
پیر جماران، نور فروزان، ستارة درخشان، نور گیتی، نایب امام زمان، حامی مستضعفان،
دشمن مستکبران و یگانه پرچمدار اسلامی ایران، امام خمینی که از حضرت احدیت
خواستاریم [که] این امام ما را، تا ظهور حضرت و فرج برای این امت شهیدپرور ایران، نگه
دارد. تا امام ما باشد و انقلاب اسلامی ایران را به ا نقلاب حضرت مهدی(عج) متصّل
نماید وامام ما تا آن زمان زنده بماند و از عمر ما بکاه و به عمر امام بزرگوار
بیفزا. به امید آن روز.
شهید نظر میکند به وجهالله
[7]
(امام
خمینی)
بهنام یاری دهنده روحالله
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
[8]
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آنکه او را نکشند
«شهادت هدیهای است الهی که شایسته
افراد لایق میشود». (امام خمینی)
[9]
آری
شهادت چه کلمه زیبایی چه واژه پرمعنایی
[10]
. آیا
شهادت نصیب من میشود یا نه؟ خود نمیدانم ولی تا آنجا که به نظر میرسد و من
متوجّه میشوم شهادت نصیب مردان خدا میشود. آری شهادت نقطه اوج به لقاءالله است.
پرواز بهسوی نور و فرار از ظلمت و تاریکی است، شهادت معراج نور است، شهادت نقطه
پرواز است بهسوی ملکوت. بهسوی پاکی. بهسوی خداست. آیا در این زمان با مرگ طبیعی
مردن جایز است؟ نه، هرگز. اگر بناست بمیرم چرا در سنگر نمیرم و چرا در خون خود
غوطهور نشوم و با خون خود وضو نگیرم. شهید مقام والایی دارد. مقام شهید آنقدر
زیاد است که زبان عاجزم نمیتواند بازگو کند و قلمم از نوشتن آن عاجز میماند.
آن کس که تو را شناخت جان را چه
کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
[11]
دیوانه کنی و هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
آری
چه خوش است با فرق شکافته سوی خدا شتافتن، دست جدا، پا جدا، پیکر جدا، سوی الله
رفتن، آری جایی که علی عباس، محمدرضا، امیرغلام برود، ماندن من چه فایدهای دارد؟
باید من هم مانند آنان به شهادت برسم.
مادر(2) میروم به جبهه
[12]
، برای
جنگ با دشمن، اگر مرا دیدی در خون خود غلطانم، برام اشکی نریز، اگر نیامدم برام
اشکی نریز،
خداحافظ خداحافظ خداحافظ
حلالم کن حلالم کن.
آری مادر غم پرورم میدانم داغ
جوان است، باید رفت.
گر مرد رهی میان خون باید رفت
کز پای فتاده سرنگون باید رفت
[13]
حال هنگام وصال آمده، باید جدا شد،
باید رفت سوی خدا.
مادر
عزیزم مرا حلال کن، مرا عفو کن و مانند مادر دیگران شیر باش و در سوگ جوانت گریه
نکن و ناراحت نباش، ای فرشته آزادی من، ای امید و آرزوی من، در مرگ من، شیون مکن،
گریه مکن.
[…]
[14]
…
را از چنگال اسرائیل غاصب نجات دهید و فلسطین و لبنان اشغالی را آزاد کنید و به
برادران مسلمان افغانی هم کمک کنید تا بر شوروی و روس
[15]
جلاد
پیروز شوند.
وصیتی
مهمتر از همه، که همیشه در آخر نمازها و در اجتماعات و در هر جا، امام امت رهبر
کبیر انقلاب اسلامی ایران و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی را دعا کنید،
تا سایه عمر امام عزیز ما را، [خدا] از سر ما کوتاه نکند و تا انقلاب مهدی او را نگه
دارد و دعا کنید که خدایا- خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. از عمر ما بکاه
و به عمر او بیفزا.
به
امید پیروزی حق بر باطل و به امید آن روزی که انقلاب اسلامی بر تمام جهان صادر شود.
[16]
و به امید آن روز که تمام مستضعفین
جهان از چنگال مستکبرین جهان نجات یابند.
«
والسلام علیکم و رحمةالله
»
جعفر ادب
[وصیتنامهای دیگر]
بسمالله الرحمن الرحیم
«
قاتلوهم
حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کله لله فان انتهوا فان الله بما یعملون بصیر
»
[17]
ای مؤمنان، با کافران جهاد کنید که
در زمین فتنه و فسادی دیگر نماند و آئین همه دین خدا گردد و چنانچه دست از کفر
کشیدند خداوند به اعمالشان بصیر و آگاهست.
با
درود به آقا امام زمان(عج) و نایب برحقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و با
درود به تمام رزمندگان که در جبهههای نبرد حق علیه باطل به مبارزه با کفار و
منافقین میپردازند و با درود به شهیدان که از تمام هستی خویش گذشته و به دیدار
معبود خود شتافتند.
راه
رفتنی را باید رفت، ولی رفتنی را باید انتخاب کرد که با سربلندی و افتخار باشد.
آری راهی که شهیدان انتخاب کردهاند، راهی است که حسین(
7
) رفت و راهی است که خداوند برای تمام صالحین و مجاهدین قرار داده
است. اینجانب، جعفر ادب که بنده ذلیل خداوند هستم، میخواهم در این راه قرار
بگیرم، چون زندگیم که باعث خدمت به اسلام نگشته، شاید مرگم باعث سربلندی اسلام
شود.
ای
امت مسلمان، همانطوری که اماممان فرمود: که جز اسلام به چیز دیگری فکر نکنید. من
میدانم که سرانجام به شهادت خواهم رسید و این سخن[م] از این جهت میگویم که
خداوند فرمود: «هر که مرا دوست بدارد، من هم او را دوست میدارم و هر کس [را] که
دوستش داشتم به نزد خود میبرم» وامیدوارم که این بنده حقیر که مدتها در انتظار
شهادت به سر میبرد به او پاسخ مثبت دهد که وعده خدا تخلفناپذیر است.
ای
مردم مسلمان و مبارز ایران، امام را تنها نگذارید هر کجا که هستید امام را دعا
کنید، جبههها را خالی نگذارید، در نماز جمعهها شرکت کنید و قرآن را از یاد
نبرید، به خانوادههای شهدا و اسرا سر بزنید و از آنها دلجویی کنید. ای مردم، به
مجروحین و معلولین سر بزنید و به آنها کمک کنید. نیاز نیست که اینطور بگویم، چون
پنج سال است که هدفتان را شناختهاید و آن سخن علی(
7
) را میدانید که میگوید: هزار مرتبه در میدان جنگ بمیرم بهتر از
این است که در رختخواب بمیرم. بله شما ملتی هستید شجاع و قاطع که به سلاح ایمان و
قدرت خدا تکیه دارید.
و
سلام بر تو ای پدر عزیزم که 20 سال کمک کردی و زحمت کشیدی و من را یعنی امانتی که
از طرف خدا به شما داده شده بود بزرگ کردی و در راه خدا و برای رضای خدا دادی. من
از اذیت و آزاری که به شما کردم معذرت میخواهم که مرا ببخشی.
درود
و سلام بر تو ای مادر مهربانم، ای مادر دلسوز که تو هم زجر کشیدی در بزرگ کردنم و
دردهایم را احساس کردهای و هر دفعه که من میخواستم به جبهه بروم هیچ مخالفت
نکردی، از این بابت همیشه افتخار میکردم که چنین مادری دارم. مادر مهربانم، بعد
از من ناراحت نباش و همیشه به یاد خدا باش که یک جان بیش نداریم، چه بهتر که در
راه خدا بدهیم.
خواهر
عزیزم، ای همسر شهید، فرزندانت را، بچههای شهید را، همیشه مواظب باش و چنان تربیت
کن که ادامه دهنده راه پدرشان باشند و اینها امانتی هستند که به شما سپرده شدند. به
امید فتح و پیروزی.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی،
خمینی را نگه دار
از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر
افزا
رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما
یاران باوفای امام ما نگه دار
«والسلام»
من اتبع الهدی
1/7/66 جعفر
ادب
[1]
– ر.ک. تعلیقات.
[2]
– ر.ک. تعلیقات.
[3]
– ر.ک. تعلیقات.
[4]
– ر.ک. تعلیقات.
[5]
– ر.ک. تعلیقات.
[6]
– ر.ک. تعلیقات.
[7]
– از تعابیر عرفانی و بلند حضرت امام خمینی است. مرجع بیان
امام وسائل الشیعه (کتاب جهاد) ج 15 ص 16، ج 20. در آنجا هفتمین خصلت شهید اینگونه
بیان شده: «
یَنظُرُ فی وَجهِ الله، و انّه راحَةً لِکلِّ نبیٍ و شهیدٍ
» نقل از حاشیه صحیفه امام ج 13، ص 514.
[8]
– این شعر را پس از انقلاب به افراد متعدد نسبت دادند. از
زندانیان سیاسی بهخصوص افرادی که از سوی رژیم طاغوت اعدام میشدند تا برخی از
شاعران، اما تاکنون مشخص نشده است شاعر و سراینده واقعی این شعر حماسی و مقاومت در
ساحت مبارزات سیاسی کیست.
[9]
– صحیفه امام دورة 22 جلدی، ذیل نمایه شهادت.
[10]
– در اصل وصیت «معنی».
[11]
-عطار نیشابوری.
[12]
– از سرودهایی است که رزمندگان میخواندند.
[13]
– از رباعیات عطار نیشابوری است.
گر مرد رهی میان خود باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه درنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
[14]
– یک صفحه از اصل وصیت افتاده است.
[15]
– اشاره دارد به دورانی است که افغانستان تحت نفوذ وسیطره
اتحاد جماهیر شوروی سابق بود، حتی سالها با دخالت مستقیم شوروی در افغانستان
حکومت در اختیار افرادی بود که از سوی شوروی سابق حمایت و هدایت میشدند.
[16]
– بحث صدور انقلاب از مباحثی بود که حضرت امام خمینی با
توجه به استقبال بسیاری از مردم مستضعف جهان و یا برخی از کشورهای اسلامی بدان
اظهار علاقه میکردند. ندای زلال و الهی امام که در جان بسیاری از مردم تحت ستم
جهان خوش نشسته بود، دولتمردان کشور از جمله مرحوم بازرگان، اندیشههای بلند امام
پیرامون صدور انقلاب را درک نمیکرد و به طریقی با آن مخالف بود. امام هم نگاه
جهانشمول و بزرگی داشت. با تمام مخالفتها و تبلیغات وسیع و متنوع استکبار جهانی
و صهیونیزم بینالملل علیه انقلاب اسلامی، توانست در فرا مرزها حرکت کند. اگرچه مشکلات
پیچیده استکبار جهانی و حتی ابر قدرت شرق آن روز، نتوانست منجر به سقوط نظام
جمهوری اسلامی ختم شود، اما بر سر راه نهضت موانعی برپا کردند. اما چون انقلاب
اسلامی حق بود سریعتر از آن که واژه «حصار» را صرف کنند، امواج بیداری و آزادی و
استقلال و جمهوری اسلامی، در گستره وسیعی از جهان طنینانداز شد. (مصحح)
[17]
– انفال/ 39.
منبع: کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید وامور ایثارگران