وصیتنامه شهید جلال دهقان
اینجانب جلال دهقان فرزند نوروز به شما جوانان اعلام می کنم که از روی رضا و رغبت و داوطلبانه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شده ام و در راهی که گام نماده ام، لختی درنگ نخواهم کرد تا اینکه یا شهید شوم و یا پیروز برگردم که در هر دو حال پیروزم.
مادرجان. وظیفه پدری و مادری خود را ادا کردید و مرا مدیون زحمات شبانه روزی خود قرار دادید. اگر نتوانستم فرزند لایق و شایسته ای برای تو باشم و اگر نتوانستم محبت ها و زحمات پدرانه و مادرانه ات را جبران کنم، اگر نتوانستم هنگام پیری عصای دست تو باشم. بر من خرده مگیر و پس از مرگم (شهادتم) هیچ ناراحت نباش و در مرگ من زیاد گریه و زاری مکن، هر وقت یاد من افتادی، یاد زینت (ع) باش مبادا گریه و زاری اجر خود را کم کن.
از برادرانم حسین و حسن تنها خواهشی که دارم این است که بعد از شهادت من جای خالی مرا پر کنند به طوری که مادرم احساس نکند که مرا از دست داده و راه مرا ادامه دهند و از کوچکترین خواهرم (انسیه) خیلی مواظبت کنید چون او حتی پدر را هم ندیده خواهرانم فاطمه و عالم و انسیه در مرگ من صبور و شکیبا باشید گر چه خداوند به شما صبری عظیم عطا می کند ولی پس از مرگم مانند زینب(س) صبور و شکیبا باشید و سعی کنید به جای گریه و زاری با هدایت و ارشاد خود روحم را شاد کنید.