دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید جمشید باجول زاده

• Admin-fakeh

سلام خدمت مادر بزرگوار و
پدر مهربانم؛ امیدوارم که حالتان خوب باشد. اگر از حال من بخواهید خوب هستم. چند
روز پیش رفتم اهواز پیش شهلا و سیمین حالشان خوب بود. حالا تازه از رزم شب آمدیم.
بعد از نماز صبح ساعت دو و نیم ما را بردند تا ساعت 5 حالا اجازه دادند که تا ساعت
9 بخوابیم. من آمده ام روی بالکن نامه می‌نویسم.
به علیرضا بگو یک عکس امام هست که برای یادگاری برایش می‌فرستم. به علیرضا بگو که
به مامان و آقا کمک کند. به جهانگیر بگویید آنقدر به فکر زن گرفتن نباشد، کمی به خودش
بیاد. آقا جون دلم می‌خواهد دنباله درسم را بخوانم. بروید از مدرسه بپرسید چطور می‌توانم
ادامه درسم را بدهم.
راستی آقا جان دو نفر از من
پول می‌خواهند. دلم می‌خواهد دین مرا به این دو ادا کنید. 20 تومان شیرینی فروشی
پهلوی بانک توی خیابان آذرشهر، یکی دیگر 2 تومان لبنیاتی دنیانورد. مادر، پدر، خواهر و برادرهایم امیدوارم بر مزار من
گریه نکنید. من سرباز امام حسین (ع) زمان هستم. دلم می‌خواست سرباز امام زمان باشم
ولی حال سرباز امام خمینی، حسین (ع) زمان،
شده ام. من دنبال راه امام حسین (ع) را گرفته
ام و می روم تا پرچم امام حسین را به دوش بگیرم. من به آرزوی دیدار قبر امام حسین
(ع) می روم.
به خواهرهایم بگویید بعد
ازمن زینب گونه صبر کنند. علیرضا سرباز امام زمان شود و مادرم نیز فاطمه گونه صبر
کند. پدرم مرد است و مردها نیز صبر پیشه تر از زنان هستند، پس احتیاجی نیست به شما
برادران صبوری را سفارش کنم؛ می‌گویم برای من گریه نکنید و برای خدا صبر پیشه کنید
.
با آرزوی دیدار قبر حسین (ع) و با آرزوی ظهور امام زمان؛
سلام گرم برادران رزمنده را
به کلیه مادرها و پدرها می‌رسانم.
خداحافظ
امضاء : عباس باجول زاده، 15 ساله
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ