وصیتنامه شهید جواد اعظمی
بسم الله الرحمن الرحیم
«
ان
الله یحب الذین یقاتلونَ فی سبیله صفاً کاَنهم بنیان مرصوص
»
[1]
با خون شهید بیعتی تازه کنیم
در حقطلبی جهان پرآوازه کنیم
[2]
خدایا،
پروردگارا، تو خود میدانی که ما چقدر مشتاق شهادتیم و نیز میدانی که هدف ما
شهادت نیست بلکه پیروزی در راه توست. اگر توانستیم میکشیم و اگر نتوانستیم کشته
میشویم، ولی در هر حال پیروزی با ما است، چون تو فرمودهای: «
اِن الله یدافِع عَن الذین آمَنُوا
»
[3]
خداوندا، چه دلیلی بهتر و چه منطقی قاطعتر برای جهاد ما که فرمودهای: «
وَ جاهدوا فی الله حق جهاده
»
[4]
پروردگارا، اینک تو را شاهد میگیریم که آگاهانه به مشهد
[5]
خویش
میروم برای جهاد در راه تو و در راه به تحقق رساندن جمهوری اسلامی در سراسر دنیا.
ای پدر، برای من گریه مکن و مادرم را دلداری بده. از خدا میخواهم تا شما را یاری
دهد تا آنچه در توان دارید در راه اسلام جانفشانی کنید و خدا به من توان بدهد که
بتوانم تا آخرین قطره خونم در راه اسلام جانفشانی کنم.
«والسلام»
اینک
که ما با دنیا طرف شدهایم، تنها تو را داریم و راهنماییهای این مجاهد و این
ابرمرد زمان (امام خمینی) را. اماما، اینک سخنی با تو دارم: ای که قلبهای ما را
تسخیر کردهای و اگر تو نبودی انقلابی در این سرزمین تا صدها سال دیگر رخ نمیداد،
مگر باز هم به رهبریِ رهبری چون تو. اماما، اینک که ضربهها از هر طرف بر پیکر تو
فرو میآید، ولی تو با یاری خدا همچون کوهی استوار بر پا ایستادهای و مسئولیت
سنگین نذیران و بشیران را به دوش میکشی، مطمئن باش که ما یار و یاور توایم و از
اسلام دفاع خواهیم کرد. میتوانم بگویم همینقدر که مشتاق شهادتم مشتاق دیدن امامم
نیز میباشم.
[6]
خدایا، به پدر و مادر و خانواده و دوستانم صبر و مقاومت همراه با آگاهی عطا کن تا
بدانند که «
ما اصاب من
مصیبة
الاّ باذن
الله
».
[7]
جملهای
از امامم به یاد آمد که بیشتر زبان حال من است. «من که زندگیام به اسلام خدمتی
نکرد، شاید مرگم موجب خدمتی شود».
[8]
آخرین
کلام اینکه من که نه لیاقت بهشت را دارم و نه لیاقت اسم شهید و جای شهید را، ولی
لطف خدا و رحمت حق و بخشندگی او را نیز نمیتوانم فراموش کنم. با وجود این، اگر
شما بازماندگان برای من دعا کنید و مرا ببخشید، من در قیامت نیز به خودم اجازه
خواهم داد که از خداوند برای شما طلب آمرزش کنم. و پیامی برای مادرم: وقتی که شهید
شدم برای من گریه نکند. پیامی دیگری برای پدرم: تو ای پدر عزیز، دستهای پینه بستهات
را از راه دور میبوسم، مرا ببخش، شما در حق من محبتها کردهاید.
پدر
عزیزم، شما را به خدا سوگند میدهم که برای من ناراحت نباشی، زیرا من هدفی مشخص
داشتم و برای رسیدن به هدفم هیچ سدی نمیتواند در جلوی من مقاومت کند. هر وقت
ناراحت شدی، برای سرور آزادگان، حسین(
7
)،
گریه کن که در زمانی که نه قلم بود و نه دفتر با 72 تن یارانش خون خود را جوهر و
زمین را کاغذ قرار داد و نوشت: «مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین است».
[9]
[وصیتنامهای دیگر]
بسم رب شهداء و الصدیقین
با یاد الله و با سلام به حضور
امام زمان(عج) و درود بیکران به نایب برحقش امام خمینی و با سلام به خانوادة گرامیام
و امت همیشه بیدار وصیتنامة خود را به شرح زیر بیان میکنم:
اکنون
که این وصیتنامه را مینویسم مورخة 22/4/1361 مصادف با روز احیاء 21 ماه مبارک
رمضان میباشد که در جبهه هستم و نزدیک حمله است یا یک شب دیگر حمله است
[10]
و یا
دو شب دیگر.
پدرم
و مادرم، هیچ ناراحت نباشید از برای من. اگر که من شهید شدم، شما باید خوشحال و
شادمان باشید و اگر شما ناراحت شوید منافقین
[11]
به
شما میخندند. وصیتی که به شما برادرانم و خواهرانم دارم این است که اگر من شهید
شدم، برای من گریه نکنید. مادرم، شما باید همچون زینب(
3
) باشید و خواهرانم، شما هم باید مانند زینب(
3
) در راه اسلام جانفشانی کنید و حجاب خودتان را حفظ کنید. پدر و
مادرم، اگر از من بدی دیدید مرا ببخشید. چون که من جوان بودم و سطح فکر ما به آن
صورت نبود که به شما بدی نکنیم. پدر و مادرم و برادران و خواهرانم، من هنوز آرزو
دارم، آرزوی چه؟ آرزوی کربلا دارم. من از خدا میخواهم که هرچه زودتر […]
[12]
پدرم
کلید قدس
[13]
در حرم مطهر […]
[14]
حسینابن
علی(
7
)
است. به امید روزی که خانوادة شهدا را در سر قبر سالار شهیدان، حسینابن علی(
7
)، ببینیم. پدرم و مادرم، شما امام را دعا کنید که هرچه داریم از
امام است و در آخر نماز امام را دعا کنید و برای فرج امام زمان(عج) هم دعا کنید. و
برادرانم، اگر من شهید شدم، اسلحهام را بر زمین نگذارید. اسلحهام را بردارید و
چنان بر قلب دشمن بزنید و لشکر کفر را متلاشی کنید که خودتان خوشحال شوید. در آخر،
آرزوی طول عمر رهبر انقلاب، امام خمینی، را از خداوند بزرگ خواستارم.
به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر علیه کفر
22/4/1361
21 ماه مبارک رمضان
جواد اعظمی
[وصیتنامهای دیگر]
بسمالله الرحمن الرحیم
وصیتنامه شهید جواد اعظمی
«
و
لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر
الصابرین* الذین اذا اصابتهم
مصیبة
قالوا انالله و اناالیه راجعون
».
[15]
«و هر آینه شما را به چیزی از ترس
و گرسنگی و کاهش از اموال و جانها و ثمرات مورد آزمایش قرار میدهیم و مژده دِه
به صبرکنندگان، آنان که هرگاه مصیبتی به آنها رسد میگویند: «ما از خداییم و
بازگشت ما بهسوی اوست».
انسان
در طول زندگی خود هر لحظه در برابر آزمایشی از طرف پروردگارش قرار دارد و ارزش هر
کس بستگی به آن دارد که چگونه از این امتحانات بیرون بیاید. انسان برای ماندن و
زندگی کردن دائمی در دنیا آفریده نشده است. انسان باید از فرازونشیبها عبور کند
تا خدا را ملاقات کند. «
یا ایها الانسان انک کادح الی
ربک کدحاً فملاقیه
»
[16]
آری
باید انسان در راه الله رنج ببرد تا او را ملاقات کند. این سرنوشت انسان است.
بزرگی هر روح به اندازه رنجی است که در راه الله میبرد. روحهای بزرگ همواره به
رنجهای بزرگ مبتلایند. مگر نه اینکه حسینابنعلی(
7
)، این روح بزرگ آفرینش، باید بزرگترین رنجها را ببرد و در بزرگترین
امتحانها شرکت جوید. ما که شیعه هستیم باید از او پیروی کنیم. باید همچون او گوشهای
ساخت و از اینجا کوچید، زیرا که دنیا نه جای ماندن است و نه ارزش ماندن را دارد،
آن هم زمانی که اسلام عزیز مورد هجوم جهانخواران و ایادی آنها قرار گرفته. چگونه
میتوان به دور از صحنه درگیری حق و باطل به زندگی روزمره تن در داد. باید شهادت و
مرگ سرخ را برگزید تا برای همیشه از مرگ سیاه رهایی یافت، تازه ما که با ریختن خون
خود در راه خدا که کاری نکردهایم، تنها امانت را به صاحبش برگرداندهایم. من که
در طول زندگی کاری برای اسلام نکردهام، شاید با خواست خدا ریخته شدن خونم موجب
آمرزش گناهان و پیشرفت اسلام عزیز شود. اگر در دنیای شما میماندم، چه میکردم؟
آیا زندگی در جوار رحمت خداوند که مژدهاش را داده است با مرگ تدریجی که زندگیاش
نام نهادهاند مساوی است؟ پدر و مادر مهربانم، شما مرا از دست ندادهاید، به خدا
قرض دادهاید. «
من [ذا الذی] یقرض الله قرضا حسنا
فیضاعفه
».
[17]
مادر مهربانم، مرا خدا به تو داده بود، تو نیز به او برگرداندی. پس آیا خدا برایت
کافی نیست؟ باید با متانت بسیار بر این مصیبت صبر کنی نیکو، که در آن شکایتی نباشد
تا خداوند پاداشت را بدهد. وقتی این شهادت را برای خدا و به خواست خدا و در راه
خدا داشتی، این مصیبت بر تو آسان خواهد شد.
از
پدر و مادر و برادران و خواهرانم میخواهم که بعد از شهادت من صبر و تقوای را پیشه
خود کنند و محور تمام کارهایشان را خدا قرار دهند و برادران، تنها خط امام خمینی و
قرآن است که میتواند ما را از انحرافات فکری رهایی داده و بهسوی قرآن روی آورد
[18]
و آن
را همانگونه که هست دریافت و به آن عمل کرد. باید با تمام قوا برای خدا و انقلاب
اسلامی کار کرد و در این راه هیچ سستی به خود راه نداد. خدایا، اینک بهسوی تو
آمدهام و از همه بهسوی تو گریختهام. با تمام گناهانم دعایم را پذیرا باش و مرا
به آرزویم برسان. خدایا، چون غمها هجوم آورند، تو خود توشه من باش و خدایا، من
دیگر طاقت دوری تو را ندارم. مرا از نظر به کرامتت محروم مفرما. خدای من، فردای
قیامت مرا به دیدار خود شاد گردان. خداوندا، مرا به قسمت خود راضی و قانع گردان و
از سر تقصیراتم بگذر.
«
الهی هبلی کمال الانقطاع الیک
»:
[19]
خدایا قلبم را از عشق خودت لبریز کن تا چشمم را توانایی تحمل آن نباشد و خونم در
راه تو ریخته شود و روحم بهسوی تو به پرواز درآید.
«والسلام»
وصیتنامه پاسدار رشید اسلام، جواد اعظمی
[1]
– صف/ 4. ترجمه: «همانا خداوند آن کسانی را که صف در صف،
همچون دیوار دژی محکم در راه او کارزار میکنند دوست میدارد».
[2]
– شعر از محمدرضا سهرابینژاد است:
با
خون شهید بیعتی تازه کنیم
در
حقطلبی جهان پرآوازه کنیم
آشفته
ورقهای کتاب وحدت
برخیز
که این کتاب شیرازه کنیم
[3]
– بخشی از آیه 38 سورة حج. «مسلماً خداوند از مؤمنان دفاع
و حمایت میفرماید».
[4]
– بخشی از آیه 78 سورة حج. «در راه خداوند چنان که حق و
سزاوار است از همه جهت جهاد کنید».
[5]
– مَشهد: اسم مکان از ریشه شهد یشهد به معنی محل شهادت،
قربانگاه.
[6]
– محبت و علاقهای که خداوند در دل رزمندگان نسبت به امام
افکنده بود، غیرقابل وصف و بیان است. وقتی امام میفرمود: «ملت ما الهی شده است» و
وقتی امام بارها در برابر عظمت این ملت خضوع میکردند، واقعاً شگفتانگیز بود.
امام بیدلیل نمیفرمودند: «این آستین پارهها و مستضعفان ولینعمت ما هستند».
رزمندگان حتی با دیدن تصویر امام روحیه جدید میگرفتند تا چه رسد کسی مورد عنایت
خاص قرار گیرد و به زیارت امام نایل آید، شهید اعظمی شوق دیدار امام را با شوق
شهادت یکسان میداند.
[7]
– بخشی از آیه 11 سورة تغابُن. ترجمه: «مصیبت بر انسان و
جوامع نازل نمیشود مگر به اذن خداوند».
[8]
– این تعبیر به گونهای دیگر نیز از سوی امام خمینی نقل
شده است. (صحیفه امام، دوره 22 جلدی).
[9]
– از امام حسین(
7
) جملهای دقیقاً
معادل این عبارت در هیچ منبعی نقل نشده است. اما تعابیر بلندی چون: «هیهات منا
الذّله» یا «لا اری الموتَ الا سعاد
ة
و الحیو
ة
مع الظالمین
الابَرما» از امام حسین(
7
) است که با عبارت
شهید سازگار و مناسب است.
[10]
– با توجه به تاریخی که نقل شده باید یک روز قبل از عملیات
رمضان باشد که در تاریخ 23/4/61 در شرق بصره با رمز عملیات یا صاحبالزمان(عج)
ادرکنی آغاز شده و محورهای شمال و شمالغرب پاسگاه زید از دست عراق آزاد شده است.
[11]
– ر.ک. تعلیقات.
[12]
– در کپی از اصل وصیت چند کلمه از حاشیه وصیتنامه افتاده
است.
[13]
– ر.ک. تعلیقات.
[14]
– در کپی از اصل وصیت چند کلمه از حاشیه وصیتنامه افتاده
است.
[15]
– بقره/ 155- 156.
[16]
– انشقاق/ 6. ترجمه: «ای انسان! تویی که در راه اطاعت
پروردگارت کوشا هستی و به فرمانش گوش فرا داشتهای، محققاً به ملاقات او نائل
خواهی شد».
[17]
– بخشی از آیه 245 سورة بقره. ترجمه: «کیست که به خدا قرضالحسنهای
بدهد تا آن مقدار را خداوند در زندگی او چند برابر جبران فرماید؟». «ذا الذی» در
اصل وصیت نیامده است.
[18]
– در اصل وصیت «آورید».
[19]
– فرازی از مناجات شعبانیه است.«الهی هَب لی کمال انقطاع
الیک و اَنرِ ابصار قُلوبنا بضیاء نظرها.» ترجمه: «بارالها بریدگی کامل (انقطاع)
از تعلقات را برای توجه به خودت ارزانیام فرما و چشم دلهایمان را به فروغ نظر
کردن خودت روشن گردان».
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان