دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید حسن احمدی شهرابی

• Admin-fakeh

وصایا و اسناد
شهید احمدی شهرابی در وصیت نامه خود مردم را به عدم تبعیت از خواهش ها و هوای نفسانی دعوت نموده است و رمز پیروزی در برابر وسوسه های خارجی را ابتدا غلبه بر هوای نفسانی می داند؛ ایشان چنین نوشته اند: برای یک لحظه هم که شده فکر کنیم و بیاندیشیم که چقدر بت در بتکده دل می‌پرستیم که خود را رها کنیم؛ خود را آزاده کنیم و این را بدانید که هر وقت بت های داخلی را توانستید بشکنید می‌توانید بتهای خارجی را هم بشکنید.
نویسنده :
مهدی
به گزارش
نوید شاهد تهران بزرگ
؛
شهید
حسن احمدی شهرابی
،
چهاردهم اسفند
1345
، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا، راننده بود و مادرش رقیه
نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان
بسیجی در جبهه حضور یافت.
نوزدهم تیر 1365
، در قلاویزان مهران توسط نیروهای عراقی
بر اثر اصابت گلوله
شهید
شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.
در ادامه وصیت نامه ایشان
را با هم می خوانیم؛
وصیت بنده حقیر و محتاج
درگاه حق تعالی، به خانواده و دوستان و بستگان،این است که با توجه به این وصیت نامه
های شهداء راه آقایمان حسین (ع) را پیموده و ادامه دهند تا به کاروان آن بزرگوار
برسند.
من گواهی می دهم که خدا یکی
است و شریکی ندارد و خالق همه چیز و هر کسی هست، حضرت محمد (ص) فرستاده او و رسول
اوست و برای هدایت مردم آمده است و علی (ع) و یازده فرزند دیگرش جانشینان او و
رهبر و پیشوای مردم هستند و خمینی بت‌شکن،این مرد خدا، این اسوه استقامت نائب به
حق امام زمان (عج) است و بر همه واجب است که تا پای جان پیرو و تسلیم آن زعیم
القدر باشند.
من گواهی می دهم که روز
قیامت وجود دارد و حق است و هر کس به اندازه ذره‌ای خوبی کرده باشد پاداش ،و هر
کسی به اندازه ذره‌ای بدی کرده باشد، کیفر و عذاب خواهد دید.
ای مردمان جهان، به شما می‌گویم
که در زندگی بنده یکی باشید، آن هم خداست و سعی کنید واقعا بندگی کنید؛ چرا که بندگی
کردن این نیست که در زبانم بگویم خدایا تو را می‌پرستم، بلکه در آیه ای از قرآن
خدا می فرماید:« آیا مردم چنین پنداشته‌اند بصرف اینکه ما به خدا ایمان آوردیم
رهایشان کنند و بر این دعوی امتحانشان نکنند؟». بدانید که باید بندگی کردن را به
مرحله عمل برسانیم و دست از خودپرستی و شهوات و دنیاپرستی برداریم. دل به این دنیا
خوش کردن، به مقام رسیدن، خود بزرگ دانستن و یا دل به زن و فرزند و خانه و زندگی بستن
را کنار بگذاریم؛ این ها را باید بیرون بریزیم و بنده یکی باشیم و او را عبادت
کنیم و به سوی او برویم که غیر از او کسی نیست و قلب و دلمان را از بت هائی که
خودمان ساختیم پاک کنیم؛ خود را از اسارت نفس آزاد کنیم. آن موقع است که آزادی را حس می کنیم و آنگاه از
داشتن لذت می بریم. برای یک لحظه هم که شده فکر کنیم و بیاندیشیم که چقدر بت در
بتکده دل می‌پرستیم که خود را رها کنیم؛ خود را آزاده کنیم و این را بدانید که هر وقت بت های داخلی را توانستید بشکنید می‌توانید
بتهای خارجی را هم بشکنید و هواهای نفسانی را خفه کنید تا در برابر غیر خدا نلغزید.
پس برخیزید و بلند شوید و با ذکر و یاد خدا و پرستش او و با سلاح لا اله الا الله
و محمد رسول الله پیش روید که نیست خدائی جز الله ،نیست قدرتمندی جز الله ،چون
تمامی قدرت ها قدرت اوست و قدرت او بی‌نهایت است.
آمریکا و شوروی هر چه قدرت
داشته باشند، همه قدرت خداست پس خدایا تمام قدرت ها برای ماست؛ چون که ما برای
رضای تو می جنگیم، به فرمان تو می‌جنگیم؛ «یدالله فوق ایدیهم». پس به پیش بروید
چون آموزنده تر از الله کسی نیست مهربان تر از خدا کسی نیست. پس اگر تا الان در
خواب غفلت بودید و غرق در گناهان بودید توبه کنید و به سوی او باز گردید که او
توبه را قبول می‌کند.
سخنی دارم با تمام برادرانی
که در کنارشان بودم؛ هیچگاه دست از امام عزیز برندارید و یار و پشتیبان او باشید. از
برادران عزیز می‌خواهم که به یکدیگر احترام بگذارند و مهربان باشند و احکام و
اخلاق اسلامی را بخوبی فرا بگیرند. از شما می خواهم همراه با روحانیون مبارز، با
دشمنان داخلی و خارجی به ستیز برخیزید و نبرد کنید و یک لحظه هم از مبارزه دست
برندارید و از جنگ خسته نشوید.
از شما امت حزب الله می خواهم
که امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه برقرار نگهدارید و همدیگر را نصیحت
کنید.
یازدهم اردیبهشت 1365
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ