دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید حسن احمدی

• Admin-fakeh

«ای گروه مومن مبادا بر یکدیگر رشک برید زیرا ریشه کفر، رشک ورزی است.» در ادامه متن کامل این وصیت نامه را می خوانید.
به گزارش
نوید شاهد گلستان؛
شهید
حسن احمدی
، ششم آبان 1345 در روستای بیارجمند از توابع شهرستان شاهرود به دنیا آمد. پدرش عباس و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کابینت ساز بود. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. چهارم فروردین 1365 با سمت تخریب چی در مریوان هنگام درگیری با گرو ههای ضدانقلاب به شهادت رسید. پیکرش مدت ها در منطقه برجا ماند و بیست و دوم فروردین 1379 پس از تفحص، در گلزار شهدای امامزاده عبدالله شهرستان گرگان به خاک سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه شهید احمدی
سپاس فراوان خداوند رحمان را که آفریننده نور حقیقت محمدی و بر پا دارنده سراپرده همیشگی است. درود بی پایان از خداوند رحمان بر پیامبر گرامی و فرستاده الهی محمد امین «ص».
خدایا اگر با ریختن خونم نهالی که تو ایجاد کردی رشد خواهد کرد پس بریز که ریزنده رحمتی.
خدایا مرا در زمره آن کسانی قرار ده که جانشان را برای اسلام و حق فدا کره اند. خدایا خود گواه هستی که لحظه ای در راه حق دل و پایم نلرزید.
وصیتی به خانواده
مادر و برادرانم ازمن راضی باشیدچون راضی بودن شما رضایت خداست. بعداز شهادتم بر من گریه نکنید. اگر گریه می کنید بر حسین مظلوم بر دو طفلان مسلم گریه کنید، چون که من بی کس نبودم، من مهر و محبت شما راچشیده ام اما آنها زجر و عقاب زمانه را.
مرا ببخشید اما تو ای خواهر وبرادرم شما ها تا می توانید عبادت و دعای خویش را فراموش نکنید و همواره به یاد خدا باشید.
اما تو ای خواهرم ای مونس شب های تار، ای فرشته نجات ای پاکدامن ترین پاکدامن ها، آیا می دانی که با نوشتن این چند سطر دلم برایت سوخت اشک از چشمانم سرازیر شد، یاد تو در قلبم هویدا گشت، نور تو در قلبم‌زبانه کشید من نمی خواهم تو را نصیحت کنم چون تو نمونه نصیحت ها هستی.
خواهرعزیزم این بار دیگر از قبلم سخن می گویم. قسم به همان آفتابی که الان بر من می تابد، قسم به سنگ هایی که الان روی آنها نشسته ام، قسم به تپه ای که در اطراف من شهادت می دهند فراموشت نخواهم کرد باز هم همدیگر را ملاقات خواهیم کرد ازتو خواهش می کنم ازمادرخوب مواظبت کن.
خواهرم کمک به جبهه را فراموش نکن. بعد از شهادتم مجلس بسیار ساده ای برایم بگیرید.
ای گروه مومن از خدا بترسید یادتان باشد روزی نرسد که امام تنها بماند.
بر شما باد که بر نماز هامواظبت داشته باشید.
مبادا بر یکدیگر رشک برید زیرا ریشه کفر، رشک ورزی است.
اگر تهمت هایی از طرف دشمنان اسلام به سوی شما سرازیر شد دلسرد نشوید و یاس به خودتان راه ندهید که این نشانه کفر است.
بار دیگر از همه خواهران و برادرانی که به این بنده حقیر لطف داشته اند کمال تشکر را می نمایم
بنده خدا حسین احمدی
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

وصیت‌نامه شهید حسن احمدی

• Admin-fakeh

اخبار
نام پدر: محمد
تاریخ تولد: ١٣٤٥/٠٤/١١
محل تولد: خمین
نام عملیات: بدر
تاریخ شهادت: ١٣٦٣/١٢/٢٥
آخرین مسئولیت: تیربارچی
محل دفن: خمین
محل شهادت: مجنون
اقشار: دانش آموزی
بسمه تعالی
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
اشهدان لا اله الله و اشهد ان محمد ا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله.
اینجانب حسن احمدی متولد 1345 از بسیج شهرستان خمین عضو گردان روح ا … علیه السلام چنین آرزو می کنم که انشاءالله خداوند شهادت را راه خودش قبول کند یا الله ، یاالله و یا الله ترسم از آن است که نکند بر اثر سنگینی گناهانم نتوانم سبک شوم و به سویت پرواز کنم ولی تو یا الله خودت می دانی که بچگی عاشق حسین بودم و زندگی ام را وقف حسین کردم و هر موقع که حسین نامی به میان می آمد بی اختیار به گریه می افتادم و الان هم که در جبهه هستم صبح را بیاد ابا عبدالله شروع می کنم و شبها را در اینجابه یاد اباعبدالله به صبح می رسانم. بخدا از همین جا مقبره آقا اباعبدالله الحسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) برایم نمایان است و آرزویم این است که آقایم مولایم امام حسین (ع) شفاعت ام را بکند و چون بدون شفاعت او نمی توانم پیش دوستان شهیدم بروم و همانطور که اماممان گفت : تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است شاید من بخاطر نداشتن سواد نتوانم بدین صورت ادبی صحبت کنم ولی از شما عاجزانه می خواهم که امام را تنهانگذارید و از جبهه ها غافل نشوید که قیامت شما شرمنده و خجل زده اید نزد ائمه اطهار و معصومین بگیرید و آن موقع بخودی خود پی می برید که بایستی چگونه به عاشقان الله پیوست ضمنا از پدر مادرم و برادرانم که در طول این مدت زندگی زیاد اذیت و آزارشان دادم و نتوانستم جبران کنم حلالیت می طلبم. فقط هر موقع که به یاد من افتادید با مظلومیت امام حسین (ع) گریه کنید.
به آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نگوئید آن‌ها زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند.
با سلام به رهبر کبیر انقلاب و تمامی شهیدان و به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی من غلام حسین احمدی فرزند محمد احمدی جهاد در راه خدا را وظیفه خود می دانم و به همین دلیل در میدان نبرد پا گذاشته ام و از خدای بزرگ این تقاضا را دارم که این بنده گناهکار را به پذیری. و با اولیای خود محشور گرداند از خدا می خواهم که مرا سبکبار کند که بدون لطف او نمی توانم پیش دوستان شهیدم بروم و پیش آقا سیدالشهدا چند سخنی با برادران و خواهرانم دارم به خدا از همان کوچکی عاشق حسین بودم و وقتی که اسم حسین (ع)را می شنیدم بدنم می لرزید و اکنون که در جبهه هستم و به خدا سوگند گنبد و بارگاه آن آقا را می بینم احساس راحتی می کنم برادران و خواهرانم از مردن نهراسید ما باید همه این راه را برویم پس چه بهتر که این مرگ در راه خد اباشد در پایان به پدر و مادر و برادران و خواهرانم دعا و سلام می رسانم و از آنها می خواهم که در شهادت من گریه نکنند زیرا باگریه شما دشمن شاد می شود و روح من ناراحت به امید پیروزی رزمندگان اسلام و نابودی تمام جهانخواران.
خدایا خدایا ستاره ها که رفتند خورشید را نگه دار
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
14/12/1364
غلامحسین احمدی
منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی