دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید حسن باقری

• Admin-fakeh

اخبار فرهنگی
نوید شاهد خراسان رضوی گزارش می دهد؛ اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاشهیدوامورایثارگران خراسان رضوی به مناسبت هفته بسیج اقدام به طراحی مجموعه پوسترهای سرداران آفتاب مشتمل بر 28 تصویر (در سری اول) با کیفیت بالا و قابلیت چاپ در سایز بزرگ پیرامون شهدای شاخص ملی در حوزه دفاع مقدس نموده که ضمن آن به معرفی آن شهید معظم نیز می پردازد..
زندگینامه شهید غلامحسین افشردی ( حسن باقری )
( قابل ذکر می باشد که به علت حساسیت فعالیت های شهید بزرگوار و فرمانده آگاه سپاه اسلام غلامحسین افشردی و پنهان ماندن نام اصلی وی از دشمنان اسلام ، نام مستعار حسن باقری برای او انتخاب می شود )
زندگینامه سردار سرلشگر شهید حسن باقری
روز سوم شعبان برابر با 25 اسفند 1334 شمسی ، زاد روز فرخندهء امام حسین (ع) در تهرن چشم به جهان می گشاید . از این رو او را ( غلامحسین ) می نامند . 25 اسفند 1334 شمسی نیز همچون مولایش در هفت ماهگی ، با جثه ای نحیف و استخوانی به دنیا می آید . غلامحسین در دو سالگی همراه پدر و مادرش ، به کربلای معلا سفر می کند . دوره دبیرستان را در مدرسهء ( مترجمه الدوله ) واقع در خیابان (آیت الله سعیدی )و دوره متوسطه را در (دبیرستان مروی ) تهران به پایان می رساند . در دوران تحصیل ، عشق و علاقهء خاصی نسبت به فراگیری علوم دینی از خود بروز می دهد . با عضویت در هیات ( محبان الحسین (ع)) پای سخنرانیهای شهید آیت الله ( دکتربهشتی )می نشیند و هر آنچه می آموزد ، به دوستان و همسالان خود می آموزد . در سال 1354 در رشته ( دامپروری ) دانشگاه (ارومیه ) پذیرفته می شود . در این دوران نیز از تحقیق و مطالعه پیرامون اصول عقاید و قرآن غفلت نمی کند و هر از گاه در کلاسها و مسجد دانشگاه ، برای دانشجویان سخنرانی می کند . وی به عنون یک چهره مذهبی فعال در سطح دانشگاه مورد توجه قرار می گیرد . چند بار با استادان غربزده به بحث و مجادله می پردازد . فعالیتهای او سرانجام منجر به درگیری با گارد رژیم و اخراج وی از دانشگاه می شود . غلامحسین اسفند ماه 1356 برای سربازی اعزام می شود . از آنجا که روحی جستجوگر و سری پرشور داشت ، در دوران سربازی نیز یک لحظه از ارشاد و هدایت فکری سربازان باز نمی ایستاد . ازاین رو ، او را از پادگان جدا کرده ، راننده یک افسر جزء می کنند تا با سربازان بتواند ارتباط برقرار بکند . به دنبال فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگانها ، سربازی را ترک می کند و بطرز جدی همراه با مردم ، به مبارزه علیه رژیم شاه ادامه می دهد . در تصرف کلانتری 14 و پادگان ( عشرت آباد ) نقش موثر و فعالی را ایفا می کند . در کمیته استقبال از امام عاشقانه فعالیت می کند . غلامحسین پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در نهادهای مختلف فعالیت می کند یک بار نیز به عنوان ( خبرنگار ) سفر پانزده روز به ( لبنان ) و ( اردن ) انجام می دهد و گزارش تحلیلی جامعی از وضع نابسامان مسلمانان آن جا می کند . خرداد ماه 1358 دیپلم ادبی می گیرد و در رشتهء (حقوق قضایی ) دانشگاه تهران قبول می شود . وی در دانشگاه ، نقش مؤثری در مقابله با توطئه های ضد انقلاب ایفا می کند. باقری اوایل سال 1359 به عضویت سپاه در می آید و در واحد اطلاعات مشغول خدمت می شود . در این واحد بود که نام مستعار ( حسن باقری ) برایش انتخاب می شود .
فعالیتهای شهید در دوران دفاع مقدس
حسین باقری اول مهر ماه 1359 ، همراه تعدادی از پاسداران راهی جبهه های جنوب می شود . در بدو ورود به اهواز ، اقدام به راه اندازی ( واحد اطلاعات و عملیات رزمی ) برای دستیابی به اطلاعات دقیق از موقعیت دشمن می کند . او خود شخصاً همراه دیگر نیروهای اطلاعاتی ، به شاسایی مواضع نیروهای عراق می پردازد . در برخی موارد تا عقبهء دشمن نفوذ می کند . باقری توان ، هوش و استعداد شگرفی در تحلیل اطلاعات دشمن از خود نشان می دهد : به طوری که در اغلب مواقع ، تحرکات احتمالی دشمن را پیش بینی می نماید . اقدامهای پیگیر و اساسی او در زمینهء اطلاعات ، به راه اندازی واحد اطلاعات عملیات در ستاد عملیات جنوب منتهی می شود. نیروهای این واحد ، در کمتر از سه ماه ، در همهء محورهای جنوب ، با تمام قدرت مستقر می گردند و به عنوان چشم فرماندهی ، در محورهای مختلف عمل می کنند . از دیگر اقدامهای مفید شهید باقری ، تشکیل بایگانی اسناد جنگ ، ترجمه اسناد و شنود بی سیم دشمن است که هر کدام نقش ارزنده ای در جنگ ایفا می کند . همچنین طراحی گردانهای رزمی و سازماندهی آنها از کارهای خوب او محسوب می شود . شهید باقری ، به دلیل برخورداری از توانمندی فکری و شهامت نظامی در دی ماه 1359 به عنوان یکی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب می شود و در شکست محاصره سوسنگرد ، فرماندهی عملیات ( امام مهدی (عج) ) را می پذیرد .در فتح ( ارتفاعات الله اکبر ) و ( دهلاویه ) نقش بسیار ارزنده و مهمی ایفا می کند . در اجرای عملیات ( فرمانده کل قوا ) شرکت می جوید و در این عملیات به عنوان فرماندهی لایق و کاردان شناخته می شود . در عملیات ( ثامن الائمه ) ، فرماندهی محور ( دارخوین ) را به او می سپارند و در شکست (حصر آبادان ) در طراحی و سازماندهی عملیات و کسب اخبار و اطلاعات از دشمن ، نقش مؤثری ایفا می کند . در عملیات ( طریق القدس ) برای اولین بار قرارگاه مشترک (نصر ) میان سپاه و ارتش ایجاد و شهید باقری به عنوان فرمانده قرار گاه نصر منصوب می شود و در عملیات ( فتح المبین ) ، ( بیت المقدس ) و ( رمضان ) ، با لیاقت و شایستگی تمام ، انجام وظیفه می کتد . پس از پایان عملیات رمضان ، از سوی فرماندهی کل سپاه ، به سمت فرماندهی ( قرارگاه کربلا ) و (جانشین فرماندهی کل ) در قرارگاههای جنوب منصوب می شود . پس از شکل گیری سازمان رزمی سپاه ، با توجه با توان و تجربه های که شهید باقری داشت ، به عنوان ( جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه پاسداران ) برگزیده می شود و بنیان یک یگان رزمی استوار و شکست ناپذیر را بنا می نهد .
ویژگیهای اخلاقی
شهید باقری ، فردی با تقوا ، هوشمند ، مبتکر و در عین حال متواضع و فروتن بود . در شرایط سخت ، صبر و بردباری را از دست نمی داد . شجاعت و شهامت وی زبانزد بود . سردار( محسن رضائی ) ، فرماندهء محترم کل سپاه می گوید : ( شهید باقری اسوهء حماسه و شجاعت و استعداد فوق العاده بود . ایشان از یک روحیهء سلحشوری و حماسی بسیار عظیمی برخوردار بود . در خطوط مقدم همیشه حاضر بود .) شهید باقری همواره نیروها را به وحدت و هماهنگی دعوت می کرد و در این زمینه ، از هیچ تلاشی دریغ نمی کرد . هر جا که به او نیاز بود ، به سرعت در صحنه حضور می یافت . او فردی خود ساخته و وارسته بود . نسبت به حفظ بیت المال ، حساسیت خاصی داشت . سردار ( عزیز جعفری ) می گوید : ( پس از عملیات امام مهدی (عج) ، حسن را دیدم که سطل دستش بود و فشنگهای روی زمین را جمع می کرد .) در تمام کارها فقط رضای خدا را در نظر داشت و همهء تلاشش برای جلب حضرت حق بود . در جبهه بنام ( سقای بسیجیان ) معروف بود . آنان را خیلی دوست داشت . در ورای شخصیت نظامی ، روحی لطیف داشت که سرشار از مهر و عطوفت و از خود گذشتگی بود .برخی تعجب می کردند که با این رقت قلب ، چگونه می جنگد . اینها همه نشانگر روح بزرگ او بود که همه صفات نیک را یکجا داشت .
شهادت
چگونگی شهادت این فرید عرصه های نبرد ، با تمام خصلتهای خوب و والای انسانی ، برای اقدامهای نظامی خود ، در پی معشوق و معبودش بود و سرانجام به وصل جانان رسید واز آلام دنیا و مافیها رهید . شهید باقری میقاتش را در جبهه ها یافته بود . از این روی ، ماندن در جبهه را به رفتن سفر حج در سال 1361 ترجیح داد . روز 9 بهمن 1361 ، روز میعاد شهید باقری بود و شناسایی ضیافتی برای یک ملاقات جاودانه . پنج روز دور ماندن از جبهه ها حتی اگر برای زیارت کعبه باشد شاید برای شهید باقری زیاد بود .

وصیت‌نامه شهید حسن باقری

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشهداء والصدیقین
….. مردانی در عهد و پیمان
خویش با خدا راستگو و وفادارند آن کسانی که به عهد خویش وفا کردند و دیگران نیز در
انتظار لحظه(شهادت) بسر می برند و تو هرگز در اراده و تصمیم آنان خللی یا …..
(بنام الله یعنی آن کسی که به
عشق او در این راه قدم نهادم وصیت نامه را آغاز می کنم)
بنام خدا : بنام خدایی که به
من هستی بخشید تا در صراط مستقیم حرکت کنم خدایی که ابراهیم را از آتش و موسی را
از آب نجات داد و خدایی که برای راهنمایی بشر پیامبرانی فرستاده و آنان نیز در راه
صراط الله به سوی معشوق خویش شتافتند.
و باسلام بر اماممان خمینی که
کوهها باید استواری و دریاها خروش را از او یاد بگیرند و آن پیری که هنگامی لب به
سخن می گشاید غرب و شرق را در امواج سخنان خود گیج می کند. سخنانی که گویی از سرشت
و اعماق دل میلیونها انسان بیرون می آید و او که بعد از 14 قرن دوباره انقلابی را
به سبک انقلاب خمینی در روز عاشورا و در کربلا به پا کرده و به ندای هل من ناصر
حسین پاسخ مثبت داده و میروند تا با رهبری خویش طوفانی را که از ایران خروشیدن
گرفته کاخهای کرملین و سفید را از جای برکند و با سلام بر ملتمان که امام می گوید
من از صدر اسلام تاکنون این چنین ملتی سراغ ندارم ملتی که بهترین هستی خویش و
جگرگوشه خویش را هدیه می کند و میروند تا تداوم بخش و بلکه می توان گفت زمینه
سازان ظهور مهدی(عج) و پایان بخش ظلم و ستم در گیتی باشند ملتی که مظلومیتشان در
هفت تیر و رنگ خونشان را در جنوب و غرب و کردستان باید یافت و مردمی که خورشید به
نظاره آنان ایستاده است و سکوت زمان را تماشا می کند . آری برادر، کدامین چشم می
توانست باور کند که بار دیگر (محراب کوفه) طنین ملکوت (فزت ورب الکعبه) را شاهد
باشد و فواره خون در دشت لاله زار کربلا (مرگ) را به مسخره بگیرد و بار دیگر در
شکل مظلومیت عاشورا تجسم یابد و دوازدهم محرم با 15 خرداد گره بخورد و اسلام بر
خاک حاکم شود:
السلام علیک یا اباعبدا…
السلام علیک یا انصار اباعبدا…. السلام علیک یا ثارا… وابن ثاره. السلام علیک
یا خمینی روح الله:
اکنون که برای چند سالی است
که این فیض عظیم نصیبم شده تا در جبهه های نبرد حق علیه باطل به اسلام و انقلاب
خدمت کنم خدای بزرگ را شکر می گویم که ما را از کسانی نیافرید تا در برابر خون
شهدا ساکت بنشینیم و لیاقت همان را به ما داده که راه شهدا را که همان راه اولیاء
و امامان است بشناسیم و آن را بپیمائیم و مپندارید که این راه را کورکورانه یا از
روی هوا و هوس انتخاب کرده ام بلکه از وقتی که در قلبم احساس کردم این راه را
انتخاب کردم چون احساس کردم اسلام واقعی همین انقلاب ایران سرمشق آن است و در
اینجا دل از تمام مادیات بریدم و در راه رضای پروردگار قدم برداشتم:
و خدایا تو خود میدانی و
شاهدی که چه دستهای ملامتگر و سازشگری با زبان نیش زده خود شعر نفرت بار سازش را
برای من سرودند ولی از آنجایی که عشق تو در دلم جای گرفته و جز تو به کسی دیگر عشق
نمی ورزیدم من هم در جواب آنان شعر زیبای شهادت را سرودم و گفتم :
چنین قفس نه سزای من خوش
الحانیست
روم به روضه رضوان که مرغ آن چمنم
مرا که منزل حوراست منزل و مأوا
چرا به کوی خراباتیان بود وطنم
و ای امت حزب الله این را
بدانید که من به اراده خود و عشق به اسلام و عشق به رهبر و امت اسلام است، این راه
را انتخاب کردم و کسی به زور و جبر مرا به
جنگ با کفار نفرستاد بلکه با عشق و ایمان قلبی خود که احساس می کردم این راه را
انتخاب کردم و می دانید که ما باید چقدر از روح ا… عزیز خود متشکر باشیم که ما
را از غفلت بیرون آورده و وارد وادی آگاهی و تحرک نموده است. باید متشکر باشیم که
بر ما منت نهاده و عزت را بر ما ارزانی داشته است او که همچون نوح ناخدای کشتی
توحید در دریای ظلمت این دوران و همچون ابراهیم بت شکن و همچون عیسی دارای رحمت و
عطوفت و همچون داوود دارای خشیت الهی و همچون علی(ع) پرصلابت، سازش ناپذیر است و
او میزان ماست و امروز بر ماست که با اطاعت از او وفاداری به این شعار که تا خون در
رگ ماست خمینی رهبر ماست بر اعتلای این نهضت خدای را شکر کنیم و قدرشناسی او
نمائیم چرا که امروز وجود او امتحانی است برای ما و امروز می شود شناخت که چه کسی
مسلم بن عقیل را بدست عبیدا… سپرد و چه کسی او را پناه داد: و امروز می توان به
عین الیقین حبیب بن مظاهر را با آن کسی که در زیر پوشش تاریکی شب عاشورا حسین(ع)
را تنها می گذارد تشخیص داد و امروز می توان خدا را در تمام صحنه های پیامبر و
امیرالمومنین و ائمه معصومین سلام ا… علیهم اجمعین حاضر کرد و جواب آن همه
سوالات را گرفت چرا که انسان بر نفس خویش بیناست.
وای امت مسلمان می دانید که
در این زمان که اسلام عزیزمان مورد هجوم ابرقدرتها قرار گرفته است و اسلام در جهان
مظلوم واقع شده وظیفه بزرگی برای مسلمانان است که از اسلام همچون حسین(ع) دفاع
کنند و وظیفه همه مسلمانان و کسانی که قادرند از اسلام دفاع کننند این است که به
جبهه های حق علیه باطل بیابند و هنگامی این سخنان را می گویم که خود را در صحنه
کربلا می بینم و به یاری خدا که نظری به من کرد تا این مدت از عمرم را که بهترین
اوقات عمرم است در خدمت اسلام و در راه سرخ حسین(ع) صرف کنم و امیدوارم که در راه
این هدف مقدس که دفاع از اسلام عزیز است اگر خداوند ما را مورد لطف خویش قرار دهد
به شهادت که آرزوی من است برسم و بروم کنار دوستان همسنگر شهیدم… و پیامی که به
برادران حزب ا… دارم این است : گوش به فرمان امام امت باشید و در کارهایتان خدا
را در نظر بگیرید و به پیامهای پیامبرگونه امام امت و …… عمل کنید و در
کارهایتان زیرک، استوار و در رفتار و اعمالتان تقوی را در نظر بگیرد و همواره صبور
باشید و آن کسانی که به شما تهمت هایی می زنند شما برای رضای خدا چیزی نگوئید و
وحدت را حفظ کنید وحدت را می گویم ولی نه وحدتی که چشمهایتان را روی هم بگذارید و
هنگامی که باز می کنید ببینید در راس کارها کسانی غیر اسلامی آمده اند! پس هوشیار
باشید و در خط مستقیم ولایت فقیه حرکت کنید .
امیدوارم خداوند رحمان همه ما
را صبر و تقوائی دهد که فقط برای رضای او کارهایمان را انجام دهیم. و از امت
شهیدپرور منطقه فردوس- بشرویه و روستاهای اطراف بخصوص روستای رقه می خواهم حضور
یکپارچه و همیشگی خود را در سایه ولی امر و رهبری خردمندانه امام در صحنه حفظ کنید
و با جریاناتی که در راه انقلاب اسلامی سنگ اندازی می کنند برخوردی قاطع و مدبرانه
داشته باشید. از قضاوت عجولانه بپرهیزید و نیروهای حزب اللهی و در خطه امام
را(طرد) نکنید و تا در مسئله ای یقین حاصل نکردید از بیان آن خودداری کنید و ای
دوستان جبهه ها را فراموش نکنید و در تقویت آن بکوشید: امیدوارم که هر چه خالصانه
تر و متواضعانه تر در راه بثمر رسیدن انقلاب اسلامیمان قدم بردارید.
انسانها بدانید که خداوند ما
و شما را بیهوده خلق نکرده است بلکه به گفته خود خداوند در قرآن که انسان خلیفه من
است یعنی ای انسانها ما و شما خلیفه… هستیم در روی زمین پس …. و خوب و بدمان
از این مقام اعلی … به اسفل سافلین سقوط نکنیم.
و در اینجا قرآن می فرماید کل
نفس ذائقه الموت و نبلوکم بالشر و الخیر : یعنی می فرماید: هر کس باید طعم مرگ را
بچشد و شما را با خوبیها و بدیها آزمایش می کنیم و در جای دیگر می فرماید:
… انما خلقناکم عبثا و انکم
الینا لا ترجعون : آیا گمان می کنید که خلق کردم شما را بیهوده و شما به سوی ما
بازگشت نمی کنید؟
پس حال که مرگ حق است و همه باید طعم مرگ را
بچشند چه خوب و سزاوار است که این مرگ در راه رضای خدا باشد و این مرگ چون مرگ
مومنان و مجاهدان راه خدا باشد مرگی باشد سرمشق گرفته از فاتح خیبر علی(ع) و از
اولین پاسدار اسلام شهید بزرگوار سالار شهیدان حسین(ع) و ما امروز می گوئیم که ای
حسین جان اگر در روز عاشورا و صحنه کربلا نبودیم تا یاریت کنیم امروز بعد 1400 و
اندی سال نائبت را لبیک می گوییم و حرکت می کنیم و ندا سر می دهیم. عرض می کنیم
سلام ای کربلای حسین و ای کربلای خمینی. ما آمدیم تا ندای هل من ناصر ینصرنیت را
لبیک گوئیم. ما با سلاحی آمدیم که هیچ ابرقدرتی ندارد که نام آن سلاح ایمان و
ا…اکبر است که بُرّنده ترین سلاحهاست ما آمدیم تا دیوار کفر را از مرزهای اسلام
برداریم تا کلمه پیام رهایی بخش اسلام خط امام خمینی خطی با خون سرخ سربازان اسلام
بر خط کفر شرکت باطل در جهان بکشند و اسلام حق را جایگزین کفر و باطل کنند.
و در اینجا می خواهم بگویم که
خدایا ما به خاطر رضای تو در این راه قدم نهادیم و با سرمشق و درس گرفته از آن
سالارمان اباعبدا… الحسین به پیش می رویم تا به کربلای حسین به آن زمینی که آقا
اباعبدالله در آن زمین خونش ریخته شده برسیم و ما عاشق حسین هستیم و می رویم تا
درد دلمان را به تنها رازدان و همدممان بگوئیم و عرض کنیم که حسین جان اگر در روز
عاشورا شما با 72 یار باوفایتان را به شهادت رساندند امروز جوانان ما به عشق شما
در این راه سر می دهند تا به حضور شما برسند. امروز در جبهه های ما حبیب بن مظاهر
ها و علی اکبرها و علی اصغرها هستند و همه به طرف شما می آئیم و از شما می خواهیم
که ما را کمک کرده و دستمان را بگیرید تا هر چه زودتر به حرم شش گوشه شما برسیم و
عقده ها و درددلهایمان را خالی کنیم انشاءا… .
و امروز ما شاهد آن هستیم که
رزمندگان در آخرین لحظه عمرشان از همسنگرانشان می خواهند که صورت آنها را به طرف
کربلا کنند تا سلامی خدمت شما تقدیم دارند و حسین جان ما امروز افرادی دادیم که به
عشق شما دست داده اند و پا داده اند و عده زیادی هم که به آرزوی خود رسیده و به
لقاء یار رفته اند و الان در نزد شما می باشند و با همدیگر در خدمت مادرتان
زهرا(س) هستند و در محضر و جوار حق تعالی هستید و ما به شما می گوئیم که ای شهیدان
در جوار حق تعالی آسوده خاطر باشید که ملت حزب ا… پیروزی شما را از دست نخواهد
داد.
می خواستم مسئله ای را عنوان
کنم که یکدفعه قلم از نوشتن و دست هم از کار افتاد بعد فکر کردم خدایا چه می
خواستم بگویم و چه می خواهم بگویم که قلم از نوشتن و دست از کار افتاد که… می
خواستم بگویم جملاتی را خطاب به پدرم
درصورتی که من پدر ندارم و افسوس می خورم که پدرم نبودی که دامادی حقیقی
فرزندت را که عروس، اسلحه اش بود و حجله هم، سنگر و عوض حنا هم سرو صورت و دستهای
فرزندت به خون آغشته بود ولی امیدوارم که اجر شما پدر مهربانم با رسول ا… بوده و
روحتان شاد باشد انشاءا…
و مادر مهربانم و همسر و
خواهران و برادرانم اگر انشاءا… این فیض عظیم شهادت نصیبم گردید هیچ ناراحت
نباشید چون فرزند شما در راه رضای پروردگار جان خود را فدا کرده است و در این راه
هیچ نابودی نیست و افتخار کنید که در راه فحشا و منکرات و مسائلی بر علیه اسلام و
انقلاب نبوده است و خواهش دیگرم این است که کاری نکنید که یک سری افراد موقعیتی و
فرصت طلب و سودجو از این مسئله سوءاستفاده کنند چون من راضی نیستم که از من برعلیه
اسلام و انقلاب و خط امام و افراد حزب ا… سوءاستفاده کنند و یک کلمه ای را هم می
خواهم بگویم که گول آن افرادی را که فقط لق لق زبان دارند نخورید چون اینها اگر
راست می گویند که دوستدار شهدا هستند راه شهدا را باید ادامه دهند و شهدا رفتند و
شهید شدند و آنها هم باید بروند در این راه و از هیچ چیز ترس و هراسی نداشته
باشند.
و مسئله دیگر که می خواستم
بگویم این بود که برای من گریه نکنید البته چون نهضت اباعبدالله الحسین با همین
گریه و عزاداری ها زنده مانده نمی توان گفت که گریه نکنید ولی حالت ضعف به خود راه
ندهید انشاءا… و دراینجا از همه دوستان و اقوام وهمه همشهریان و همسایه ها
حلالیت می طلبم که من را حلال کنند و بخاطر خدا من را ببخشند و من هم تاکنون سعی
کرده ام که اگر با کسی برنامه مخالفتی و یا موضع گیری داشته ام به خاطر اسلام بوده و اگر با کسی هم
صفا بودم باز هم به خاطر اسلام بوده است و خدمت همگی اهالی روستا سلام گرم می
رسانم و با همین سلام خداحافظی هم می کنم و از همگی می خواهم که برای من حقیر دعا
کنند و از همه التماس دعا دارم و این نکته را هم می خواستم بگویم که در مراسم
تشییع جنازه ام افرادی که گوشه ای از قلبشان مخالف انقلاب است شرکت نکنند و آنهایی
هم که با امام مخالفت می کنند و در خانه نشسته اند و نق می زنند خودشان را آماده
کنند که دادگاه عدل الهی در انتظار آنهاست دادگاهی که دادیار آن خون شهدا است و از
امت قهرمان می خواهم مخصوصاً از نسل جوان و یا مردان متاهل و سالخورده نگوئید که
ما نمی توانیم به جبهه برویم و یا به ما نیازی نیست چرا نیاز هست بروید و جبهه ها
را خالی نگذارید و آنهایی هم که به جبهه نمی توانند بروند کمک مالی کنند و در
پایان همه شما را به خدای بزرگ می سپارم.
و جنازه ام را هم در پهلوی
دیگر شهدا دفن کنید و از همسرم می خواهم که مقداری 500 تومان رد مظالم برایم بدهند
واگر نتوانستند برایم روزه قرض بگیرند و برادران حزب ا… حضور یکپارچه خود را در
صحنه حفظ کنید . والسلام به امید پیروزی اسلام بر کفر الحاد جهانی
–
حزب فقط حزب ا… رهبر فقط
روح ا…
–
مرگ بر سازشکار
–
و مرگ بر منافق هم یادتان نرود.
حسن باقری 1364/4/15
منبع: اداره اسناد وانتشارات اداره کل بنیادشهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی