دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید حسن رامه‌ای

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
شهید حسن رامه‌ای از شهدای شهرستان گرمسار در وصیت نامه اش آورده است : «برادران و خواهرانم فقط چند کلمه با شما صحبت دارم. نگذارید مرگ به سراغتان بیاید. شما به سراغ مرگ بروید.» متن کامل این وصیت نامه را در نوید شاهد بخوانید.
نویسنده :
حمیدرضا گل هاشم
به گزارش
نوید شاهد سمنان
شهید حسن
رامه‌ای
هفتم
بهمن 1344 در شهرستان گرمسار دیده به جهان گشود. پدرش ابوالفضل، بنا بود و مادرش
خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت.
طلبه بود. از سوی بسیج عازم جبهه شد. بیست و سوم شهریور 1367 با سمت فرمانده
گروهان امام سجاد در مریوان بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار
او در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش واقع است.
متن وصیت نامه شهید
به نام او که به ما امید بازگشت به سوی خودش را داد و
ما را برای آزمایشی دیگر پذیرفت. در هر آزمایشی اگر قرار باشد کسی سالم از آن
بگذرد باید او کمکش کند
.
در راه خدا فدا شدن زیباست
چه زیباست که انسان از او قدرت بگیرد و برای او بندگی
کند. با سختیهای عالم ماده ساختن و در راه خدا فدا شدن و سوختن چه خوب و زیباست.
چه خوب است که انسان هرچه می گوید و هر چه درک می کند، عامل به آن باشد و واقعاً و
حقیقتاً هنگام سختی از سختیها لذّت ببرد. خدا را فراموش نکند و از او کمک
بگیرد. در این مسئله به یقین برسد و کس دیگری جز او نبیند.
نگذارید مرگ به سراغتان بیاید
مادرجان تو باید مثل کوه استوار باشی و به هیچ وجه ناراحت
من نباشی زیرا من به سوی خدا سفر می کنم و نزد دوستان عزیزم میروم
.
پدرجان من در مقابل
رهبرم احساس مسئولیت می کنم و خیلی کوچکم. ای کاش چند
جان می داشتم و همه را فدای امام و مکتبم می کردم.
پدر جان و مادرم اگرمن شهید شدم برایم گریه نکنید وازشما
خواهش می کنم سیاه نپوشید زیرا من شهادت را زندگی نو و جدید می دانم. برادران و خواهرانم فقط چند کلمه با شما صحبت دارم. نگذارید
مرگ به سراغتان بیاید. شما به سراغ مرگ بروید.
عارفانه های شهید
خدایا از تو می خواهم در این وادی که دشمنان از هر طرف
حمله ور شدند ما را کمک کنی. ولی کمک کردن به این نیست که ما پیروزی ظاهری پیدا
کنیم بلکه در آن است که به وظیفه مان عمل کرده باشیم
.
خدایا تو را شکر که مرا از خاک آلوده شهر به دیار مقدس
شهیدان کشاندی و توفیق قرب دوباره عطا کردی هرچند از عهده شکرش بر نمی آیم
.
خدایا از گذشته های ذلتبار و سیاهم بگذر و اخلاص در عمل و
ترک معصیت را به من عطا کن تا از آنهایی باشم که هیچ غیر تو نبیند، نگوید و عمل نکند.
خدایا آنکس که تو را شناخت، راه را دید و پی به غایت
خلقت برد
.
آتش گرفت و در حال سوختن تا ابدیت است و آنان که
دچار جمود و تقصیرند، در مرداب دنیا، متعفن شده اند که از بوی بدشان هر
دردآشنایی ناراحت و غمگین می شود
.
خدایا ما را از سربازان شجاع دینت قرار ده که در موقع لزوم
که خصم بد سرشت برابرمان ایستادگی میکند توان رزم و شکستن خط را داشته باشیم.
خدایا گناهان ما را که از روی جهل و عدم
شناخت و ضعف نفس سرچشمه گرفته است ببخش. آمین