وصیتنامه شهید حسن رحمانی بگذارید
اخبار
توصیه ای دوباره به برادران و دوستان: ای برادران مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین (ع) در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد.
نوید شاهد:
نام
:سیدمحمد
سیدحسینزاده
نام پدر :سیدحسن
تاریختولد
:20/01/1346
وضعیت تاهل:مجرد
نام خانوادگی
محلصدورشناسنامه
:بجنورد
تاریخ شهادت
:31/02/65
یگان اعزامی:شپاه
محل شهادت:مهران
مسئولیت:مسئول محور طرح عملیات
وصیتنامه
سردار شهید:سیدد محمد سید حسین زاده
به نام الله و به یاد الله و برای رضای الله
“
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
“
سلام، سلامی گرم از میان دود و آتش و سلامی گرم از میان بارانهای خمپارهها، سلام بر تو ای مادر که فرزندی را اینچنین پرورش دادی که تا در راه این انقلاب و اهداف این چنین به درجه رفیع شهادت نائل آید.
درود بر محمد (ص) و امام حسین (ع) یاوران اسلام و مسلمین جهان، این مردان جهاد و ایمان و استقامت، سلام بر روح خدا خمینی بت شکن این علی زمان
.
(
اللهم طهر قلبی من النفاق، و عملی من الریا، و لسانی من الکذب، و عینی من الخیانة فانک تعلم خائنه الاعین
)
پروردگارا قلب مرا از نفاق، و عمل مرا از ریا، و زبان مرا از دروغ، و چشم مرا از خیانت، پاکیزه گردان، پس بدرستی که تو بر خیانت چشم ما آگاهی
.
خدایا، معبودم، تنها
هدف من رضای توست. اگر در این راه شکنجه شوم، اگر مرا بکشند و باز زنده کنند. برای رسیدن به تو تحمل می کنم. خدایا خوشحالم که از این دنیای دون بیرون آمده و به سوی تو می آیم. دوست دارم مانند شهیدانی که بی سرو تن و با لباس دفن می شوند، دفنم کنند. و من آرزو دارم که مرا با لباس دفنم کنید.
مادر عزیزم بعد از شهادتم خدا به شما صبر و استقامت عنایت فرماید. مادرم من امانتی از طرف خدا هستم و روزی به سوی او باز می گردم. پس صبر پیشه کن. خدا به شما کمک می کند. چرا که شهادت افتخار است. مادرم برای من گریه نکن، سیاه نپوش، خوشحال باشید که در راه خدا یک نفر داده اید. تمام خانواده های مسلمانان باید خون بدهند و درخت تنومند اسلام را آبیاری کنند
.
دوست دارم اگر جنازه ام آمد جسد مرا در بغل قبر شهید حسن رحمانی بگذارید، زیرا زمانی با آن برادر هم رزم بودم و دوست دارم در آن دنیا هم با او باشم. این حرف مرا حتما تا آنجا که امکان دارد عملی کنید یادتان نرود. « وصیتی به ملت حزب ا… » ای ملت گوش کنید به حرف امام که این حرفهایی است که گرانبهاترین حرف در تمام جهان باشد و گوش کنید حرف امام را زیرا تمام حرفهای امام برای خودتان است تا ساخته شوید.
خدایا می خواهم هنگام مرگم جسمم تکه تکه شود که شاید در ازای هر تکه اش از کثرت گناهانم بکاهد.
توصیه ای دوباره به برادران و دوستان: ای برادران مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین (ع) در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد. برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه بیاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هیچوقت دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابر قدرتهاست
.
در امام بیشتر دقیق شوید وسعی کنید عظمت او را پیدا کنید و خود را تسلیم او بکنید و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید، ای جوانان و برادران و دوستانم حضور خود را در جبهههای نور علیه ظلمت ثابت نگهدارید
.
توصیه ای به مادران و آنانکه به فرزندانشان اجازه رفتن به جبهه را نمی دهند
.
ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب (ع) را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود همه مثل خانواده (وهب) جوانانتانرا به جبهه های نبرد حق علیه باطل بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید، زیرا مادر « وهب » فرمود : سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم
.
و من این را می گویم. آنقدر به جبهه می روم تا شهید شوم
مادر ازدواج من در جبهه و عروس من شهادت است. صدای غرش گلوله توپ و خمپاره عقد مرا خواهند خواند و با پوششی از خون گرم و سرخ خود را برای معشوقم آرایش خواهم کرد در غلغله شادی مسلسلها و بارش نقل سرایی در حجله سنگر عروسم شهادت را به آغوش خواهم کشید و در همه تشییع کنندگان پیکرم که اتومبیل زیبای تابوتم گلباران می شود، مشتهای گره کرده و با تکبیر آنرا تا منزلگه عشق بدرقه خواهند کرد. عروس من شهادت است و نام فرزندم آزادی و من از همین جا فرزندم آزادی را به شما می سپارم از آن خوب حفاظت کنید..
آنکس مرا طلب کند مییابد، آنکس که مرا یافت می شناسد، آنکس که مرا شناخت دوستم میدارد، آنکس که دوستم داشت بمن عشق می ورزد، آنکس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم، آنکس که باو عشق ورزیدم میکشم او را و آنکس که من بکشم خونبهایش بر من واجب است، و آنکس که خونبهایش بر من واجب است، پس من خود خونبهایش هستم
.
شهادت معشوق ماست، آیا دیده اید که کسی را از معشوقش بترسانند.
« شهید بهشتی
»
و خود نیز گفته است که من می کشم او را ولی خونبهایش خود من هستم
.
برادر جبهه ها نیاز دارند به نیرو چرا که آزاد کردن کربلای حسین (ع) خون می خواهد، دست و پا می خواهد، سر و گردن می خواهد پس کرببلا دیدن به این سادگیها هم نیست ما هنوز بعد از کربلا انشاء الله باید بسوی قدس حرکت کنیم و حرکت کردن بسوی قدس نیاز به تجربه و آموزش دارد پس بیایید در این جبهه ها تجربه و آموزش کسب کنید
تا بتوانید در حرکت بسوی قدس آماده باشید و خستگی را در تن نداشته باشید
.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سید محمد حسین زاده
25/11/62
کرببلا دیدن بس ماجرا دارد
شور حسین است هوای نینوا دارد
.