وصیتنامه شهید حسن رضا آمنی فرد
بسم
الله الرحمن الرحیم
با سلام حضور محترم مادر و خواهر مهربانم.
اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک
بعد از عرض سلام، امیدوارم صحیح و سالم بوده
باشید و هیچگونه کدورتی نداشته باشید. چنانچه جویای احوال فرزندتان را که به آرزوی
دیرینش رسید یعنی جبهه رفتن، بسیار خوب و به دعاگویی وجودتان مشغول هستم.
مادر، ای کاش در اینجا میبودید و من میتوانستم
از شما قدردانی کنم زیرا که چقدر مشتاقانه جبهه رفتنم را پذیرفتید و شما مادر و
خواهر را به صبر و بردباری وصیت میکنم گرچه پایدارید و شما را به دعا کردن توصیه
میکنم، گرچه دعاگو بودهاید و هستید. تنها چیزی که از خاطرم نمیرود زحمات بیدریغ
شماها است و مادر، در اینجا هست که انسان مرد بار میآید و به خود و خدا متکی میگردد
زیرا دیگر تمام کارهایت را باید خودت انجام دهی و نه مادری و نه خواهری کمکت میکند.
الان که نامه مینویسم در آسایشگاه هستم و هر
یک از بچهها مشغول کاری هستند و یادم میآید روزی که خواستم بروم به من گفتید
شاید از کارت و اداره ناراحتی دیدهاید، باید بگویم با تمام حرفهایی که تا به حال
از اداره و روستا و سازشکاریهایی که برایتان گفتهام دیگر جای سؤالی باقی نمیماند.
باری مادر، میدانم که بسیاری از کارها را
انجام ندادهام و باید پهلویتان میماندم ولی دیگر طاقت نداشتم زیرا از هر طرف که
نگاه میکردم چارهای جز جبهه آمدنم نمییافتم البته آرزوی دیرینهام بوده است و
در نهایت، شهادت. انشاء الله که شما را ناراحت نکرده باشم با این صحبتهایی که هر
چه بگویم کم گفتهام………. دیگر عرضی ندارم، به امید خدا به خدایتان میسپارم.
خداحافظ
فرزندتان حسن رضا آمنی فرد
امضا11/11/60
منبع: اداره اسناد وانتشارات اداره کل
بنیادشهید وامور ایثارگران خراسان جنوبی