وصیتنامه شهید حسن چمن آرا
بسم الله الرحمن الرحیم )
(( من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوا الله علیه
فهنم من قضی نحبه و منهم و من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا ))
(( پس مومنین مردانی هستند که صادقانه برسر
پیمانی که با خدا بسته اند ایستاده اند پس بعضی از آنان به لقاء حق شتافته و برخی
منتظرند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند )) ( قرآن کریم )
خدمت پدر عزیزم سلام عرض می کنم ، پس از عرض
سلام ، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواسته و خواهانم و به دعاگویی وجود
شریف شما مشغول می باشم .
پدر جان من در روز 10/7/61 از مشهد حرکت کردم و
الآن که روز 18/7/61 است در جبهه های غرب و در منطقه سومار هستیم که رزمندگان
اسلام با حمله جوانمردانه خود این منطقه ها را از دست مزدوران بعثی آزاد کردند و
آنان را همچون سگ از میهن عزیزمان بیرون کردند و ما حالا در این منطقه هستیم . پدر
جان ، من و حسین علی خانی و احمد عباسی و حسین آزمندی و مصطفی و جواد لطفیان با هم
در یک منطقه هستیم . پدر جان مبادا ناراحت باشی که چرا فرزندم به جبهه رفت .
پدر و مادر عزیزم ، ما هر لحظه امام زمان را می
بینیم و هر قدمی که بر می داریم ، با یاری امام زمان برمی داریم . اگر بیایی و
ببینی که چطور فرزندان امام زمان با یزیدان مبارزه می کنند و سربازانی همچون حبیب
ابن مظاهر و همچون علی اکبر و علی اصغر در
سنگرها جان می دهند و با هر قطره ای از خونشان می گویند :
( لبیک
یا خمینی )
پدر جان ، اگر شهید شدم و من لیاقت
ندارم و باز هم اگر شهید شدم ، مبادا ناراحت باشی که شهادت افتخار من است .
پدر و مادر عزیزم ، من در جبهه می جنگم و تا
راه قفل شده کربلا را باز نکنیم ، از پای نخواهم نشست و اینقدر مبارزه خواهم کرد
که راه کربلا را با یارانم باز کنم .
پدر جان ، ما در هر حمله ای که شرکت می کنیم ،
دست خدا و امام زمان با ماست و کسی که دست خدا با او باشد پیروز است .
انشاء الله امیدوارم با حمله که در پیش است
، بتوانیم راه بسته شده کربلا را باز کنیم و با هم به زیارت قبر مطهرش برویم و ما
الان در 100 کیلومتری بغداد هستیم ……….
ما در تیپ 21 امام رضا ، گردان یاسر هستیم .
این آدرس نامه نیست .
زیاده عرضی ندارم .
قربان شما : حسن چمن آرا
امضاء
منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد
شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی