وصیتنامه شهید حسینعلی محمد علینی
زندگی نامه/وصایا
شهید «حسینعلی محمد علینی»
همگی برای اسلام کار کنید که اگر متحد نباشید دشمنان اسلام بر شما مسلط خواهند شد و این به ضرر نظام و جامعه اسلامی است.
به گزارش
نوید شاهد گلستان:
«
شهید
حسینعلی محمدعلینی»
، دهم اردیبهشت 1350، در روستای شیرنگ از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش «شعبانعلی»، و مادرش «فاطمه»، نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. ازسوی بیسج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم دی 1365، با سمت آر پی جی زن در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به گردن، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای امامزاده عبداله شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.
http://golestan.navideshahed.com/
«بسمعه تعالی»
پس از حمد الهی و شکر گذاری در درگاه باری تعالی و درود بر آخرین منجی عالم بشریت وامام زمان و درود بی پایان بر نائب بر
حقش خمینی کبیر وشهداء و رزمندگان و امت بیدار و پدرو مادر گرامی و «
صیت نامه»
خود را شروع مینمایم.
«ای امت بیدار همیشه گوش به فرامین حضرت اما م باشید و آماده و آنچه را امر می نماید عمل نمایید».
امت بیدار من برای آن به جبهه آمدم که احیاء دین نمایم و اسلام عزیز را یاری کنم و وقتی ندای امام را شنیدم که فرمودند «آنانی که توانایی دارند به جبهه بروند» من نیز بنا به اطاعت از امر ولایت فقیه و مرجع تقلید خود روانه جبهه شدم.
من همانند علی اکبر، امامرحسین «ع»، که جان خود را در راه اسلام و قرآن فدا کرد، جان خود را فدا ی اسلا م می کنم. من برای رضای خدا به جبهه آمدم و شهید شدنم نیز برای خدا و نه برای اینکه اسم مرا در محله شهید نام ببرند. شهادت من فقط برای رضای خدا، مردم عزیز و دین اسلام می باشد.
ای امت بیدار، روحانیت را گرامی بدارید که روحانیت همانند پیامبران الهی هدایتگر امت اسلامی می باشند و از روحانیت اصیل در خط ولایت فقیه جدا نشوید.
ای امت بیدار اتحاد و همبستگی داشته باشید و تفرقه را کنار بگذارید و همگی برای اسلام کار کنید که اگر متحد نباشید دشمنان اسلام بر شما مسلط خواهند شد و این به ضرر نظام و جامعه اسلامی است.
ای پدر گرامی، شما مرا چنان تربیت کردی که توانستم در راه اسلام گام برداشته ویک سربازکوچک ، از سربازان امام زمان باشم. پدر گرامی از شهادت من ناراحت نباشید. ای مادر مهربان، که مرا با شیر پاک خو دهمچون فاطمه زهرا بزرگ کردی، شما در راه تربیت من زحمات زیادی کشیدید.
از اینکه من فرزندی شایسته بودم و در راه خدا کشته شدم ناراحت مباش و شکر خدای کن که من عنصری مثبت برای اسلام و جامعه اسلامی بودم و به دشمنان اسلام تا آنجا که توانستم مخالفت ورزیدم و گول آنان را نخوردم.
ای مادر تودیگر آن زن قبلی نیستی حالا یک مادر شهید هستی و وظیفه ای سنگین بر دوش داری و آن صبر و تحمل در مرگ من می باشد. ای پدر و مادر بر مرگ من مگریید که گریه شما باعث خوشحالی دشمنان اسلام خواهد شد. ناراحتی شما باعث اندوه من در آن دنیا خواهد شدشما تنها شهید نداده اید، شما اولین خانواده شهید نیستید ولی امیدوارم آخرین خانواده شهید باشید ای پدر و مادر شکر خدا را کنید که حسین خود را همانند علی اکبر در راه خدا هدیه داده اید.
ای پدر و ای مادر، لباس رزم من همانند لباس دامادی من است و کفن من همانند لباس پر افتخار خونین بسیجی کوچکی است که درمعرکه با دشمنان اسلام به شهادت رسید. آرزو داشتم که کربلای حسین را زیارت کنم و قبر شش گوشه اباعبدالله الحسین را در بغل گرفته و بوسه زنم و با او راز و نیاز خود را بگویم.
ای پدر ومادر در شهادت من در جبهه به عشق زیارت حسین همانا به منزله زیارت قبر امام حسین است. ای برادران من اسحله مرا زمین مگذارید و لباس رزم من را به تن کنید و همانند من در راه اسلام و امت اسلام به جبهه آیید و به ندای امام لبیک گوئید. ا ی خواهران حجاب خود راحفظ نمائید البته من کوچکتر از آنم که شما را نصیحت کنم ولی بعنوان یک خواهر شهید به شمانگاه میشود خیلی هوشیار باشید زیرا اسلحه اصلی شما خواهران همانا حفظ حجاب و عفت است.
برادران درس خود را خوب بخوانید امیدهای آینده اسلام هستید مدرسه سنگر شما است ای امت بیدارمساجد را دریابید و آنها راخالی نگذارید از کلیه اقوام و خویشان و آشنایان که از من ناراحتی دیده اند مراحلال کنند که روح من در آن دنیا ناراحت بوده و تحمل گناه آن برایم مشکل است.
وصیتی به برادران کمیته انقلاب اسلامی؛ نگذارید جوانان مسایل خلاف اسلامی را رواج دهند و با آنان با شدت در برخورد کنید تا اینکه قوانین اسلام در جامعه پیاده گردد.
ای زنان جامعه اسلامی عفت و حجاب خود را حفظ کنید تا اینکه دشمنان اسلام از این راه نتوانند خطری برای اسلام بیافرینند.
از برادران کمیته تقاضا دارم اگر این حقیر مزاحمتی برای آنان داشتم مرا به بزرگواری خود عفو کنند جنازه مرا در قبرستان امام زاده عبدالله گرگان دفن کنید. این حقیریک ماه روزه بدهکارم از پدرخود تقاضا دارم که مسئله روزه مرا حل نمایند و از برادرانم وخواهرانم می خواهم که یکسال نماز قضای مرا به جا آورند.
به امید نصرت اسلام و مسلمین
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا