وصیتنامه شهید حسین رفاهی مجرد
بسم الله الرحمن الرحیم
قلم…! بنویس…! بنویس حقایق را، نه ریا! که اگر برای ریا کار کنی، بشکند آن دستی که تو را به لرزه در میآورد و بنویس که در تاریخ ثبت گردد و تو هم ای تاریخ جای ده در قلب خود آنچه که حق است و اگر تو نیز حق را انکار کنی به حقانیت حسین (ع) روزی رسوا خواهی شد؛ بنویس که شیران روز و زاهدان شب چگونه به پیکار و جهاد در راه شرافت بشریت میپرداختند و با که کارزار میکردند و پشتیبان آنها که بود. اینک نوبت غرش شیران ایران است که همچنان میغرند و دل دریا را پاره میکنند تا اینکه پاک و هموار سازند راهی را [که] همانا صاحبش مهدی (عج) است.
سلام: به اندازه غرش تفنگم! سلام: به اندازه برد تفنگم! به شما امت اسلام و با حمد و سپاس پروردگار بزرگ و سلام و درود فراوان بر امام زمان(عج) و درود بیکران بر امام امت حضرت امام خمینی و سلام بر شهدای اسلام و انقلاب اسلامی ایران و سلام بر تمام رزمندگان اسلام در جبهه نبرد حق علیه کفر و شرک و الحاد.
سخن را آغاز میکنم اگرچه زبانم عاجز است در برابر شما سخن گویم ولی چند سفارش میکنم، اگر کشته شدم فقط دعا کنید که خدا مرا در زمره شهیدان درگاهش قرار دهد و مرا غسل ندهید و کفن نکنید چون رهبرم حسین (ع) نه کفن داشت و نه غسل.
مادر جان: میدانم که اگر کشته شوم برای تو دردناک است ولی چه می شود که دین خدا در خطر است؛ در ضمن من هم که مال خدا هستم پس مرا حلال کن! حلالم کن تا همچون پرندهای آزاد در آسمان آرزوهایم پرواز کنم! مرا حلال کن تا خدایم مرا ببخشد!
مادرم: تو گذاشتی که من به جبهه بروم. یادت می آید آن روزی که با هم صحبت می کردیم! برایت گفتم که اینجا زندان است! باید بروم. من در جبهه آزاد بودم؛ آزاد از هر نوع وابستگی و همه چیز کنار زده و از همه چیز گذشتم و میخواستم که به معشوقم نزدیک شوم. خدایا! تو جان دادی و جانم را خواهی گرفت؛ مرا در آن صراطی گذار که هیچگاه در لحظه جان دادن غفلت نکنم. خدایا! به من نعمتها دادی که من قدرش را ندانستم و لیاقتش را نداشتم؛ پس مرا زبانی ده که سپاسگزار تو باشم. خدایا! به حدی گناه کردم و از فرمان تو سرپیچی کردهام و شرمندهام؛ مرا از بخشودگان درگاه خود قرار ده. خدایا! هرگز مرا به خود وا مگذار که بی تو همیشه هیچم. خدایا! هر چه بخواهم کم است و هر چه بگویم نا کافی و هر چه بشنوم ناقص و هر چه تو بدهی لازم و هر چه درک کنم ناکامل و هر چه حس کنم نامحسوس و هر چه ببینم نامعلوم؛ پس خدایا! آنی به من عطا کن که با داشتنش تو را بهتر درک کنم. (والسلام)
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
حسین رفاهی مجرد