دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید خسرو فلعله گری شهریورسال

• Admin-fakeh

آلبوم شهدا
همیشه در سنگر اسلام خدمت کنید چون سبب رستگاری فردا و رهایی همیشگی است
نویسنده :
اداره هنری اسناد و انتشارات
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه؛
شهید خسرو فلعله گری شهریورسال1347 درروستای هزارخانی علیا از توابع شهرستان سنقر پا به عرصه وجودگذاشت به سن 6 سالگی رسیدکه روانه دبستان شدکه تحصیلات ابتدایی خود رادرروستای هزارخانی علیا تمام کرد و برای ادامه تحصیل به شهرستان سنقر عزیمت کرد که دوران راهنمائئ را نیز درشهرستان سنقر به پایان رساند و در سال 1362 برای ادامه تحصیل دوران متوسطه وارد دبیرستان شد .
خصوصیات رفتاروکردار شهید از همان کودکی خارق العاده بود و روح ایمان بندگی به خداوند یکتا در وجود او موج می زد و همچنین اخلاق شهید با افراد خانواده حتی افراد روستا مورد تحسین بود.
شهید همیشه ازجبهه ها صحبت می کرد ورفتار و برخورداو به انسان نشان می داد که عاشق شهادت بود. و همیشه می گفت خدایا به این بنده حقیرخود توفیق بده که بتوانم اگر برای یک لحظه هم که شده در کنار رزمندگان کفرستیز اسلام باشم و می گفت با اینکه امام عزیز مکررتکرار می کنند (مسئله اصلی ما جنگ است و من از ملت عزیز عاجزانه می خواهم که جنگ را فراموش نکنند.
من دلم می خواهد که به رهبرم لبیک بگویم و بارها از زبان این نوجوان رشید و فداکاراسلام شنیده می شد که می گفت فقط حرف زدن اکتفا نمی کند و این ما هستیم که با عمل ثابت کنیم که واقعا” طرفدار اسلام و انقلاب و پیرو خط امام هستیم و با رفتن به جبهه ها می توانیم عمل خود را ثابت کنیم و به پیر جماران و رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران لبیک بگویم. تا اینکه ازطرف دبیرستان اعلام می شود که هر کدام از دانش آموزان موافق رفتن به جبهه ها باشند می توانند توسط بسیج دانش آموزی عازم جبهه شوند شهید تا اینکه این کلمه را می شنود با شوری که نسبت به جبهه ها در دل دارد اشک شوق چشمهایش را فرا می گیرد و به همکلاسی هایش می گوید هر کدام موافق هستید بیاید درس را فعلا” رها کرده و به کمک رزمندگان کفر ستیز اسلام بپردازیم که فرصت از این بهتر برایمان پیش نمی آید و با علاقه کامل برای رفتن به جبهه ثبت نام می کند. قبل از اینکه روانه مرکز آموزشی شود با عجله شدید سری به خانه می زند و به هر صورتی که می شود مادر شهید پرور و برادران صبورش را برای رفتن به جبهه راضی می نماید و در 30 آبان ماه 1363 با همکلاس و همرزمش به پادگان آموزشی ماهیدشت اعزام می شود که بعد از اتمام آموزش به مرخصی می آید با این که چهار روز مرخصی دارد دو روز بیشتر در خانه نمی ماند و رفتار و گفته هایش نشان دهنده شهادت او بود و بارها پیش برادرها و دوستانش گفته بود خدایا اگر سعادت دارم در جبهه های حق علیه باطل شهید شوم شهادت را نصیبم کن و تا این که بعد از چند روز فرمان حمله و اعزام به خط مقدم در کوههای چنگوله در حمله والفجر 5 در تاریخ 28 بهمن ماه 1362 به درجه رفیع شهادت که آرزوی دیرینه او بود نائل می شود.
*وصیت ‌نامه شهید
آنانکه ایمان‌آوردند دلهای آنها با یاد خدای متعال ازآرامش و اطمینان برخوردار می‌گردد .
با نثار صمیمانه ترین سلام ها به رهبر کبیر انقلاب که فریاد آزادانه‌ای است بر ضد استکبار و منطقی است که در دنیا طنین افکن شد، رهبری که بزرگترین رهبر برای نسل نو و یگانه راهنما و رزمنده‌ای دلیر و ابر مرد قرن بیستم و پیشوای سیاست، رهبری که ستون های غرب را به لرزه انداخت و ریشه ظلم و بی‌عدالتی را ریشه کن کرد، رهبری که نور جاودانه‌اش از سرزمین مقدس ایران درخشیدن ‌آغاز کرد و می‌رود تا بر سرزمین های اسلامی نور افشانی کند و برکل جهان پرتو افکند. لذا پس از ستایش خداوند عالم و پیغمبر خاتم و به منظور ارج نهادن به مقام والای شهیدان وصایایم را با چند نکته که لازم است آن را به خانواده گرامی ام بگویم آغاز می‌کنم :
اول: همیشه در سنگر اسلام خدمت کنید چون سبب رستگاری فردا و رهایی همیشگی است و نماز به پا دارید و جهان را مجویید اگرچه او شما را جویا باشد و چنانچه چیزی ‌از آن دنیا از شماگرفته شد ناراحت مباشید، همیشه دشمن ستمگر و یار ستم کش باشید.
من به شما مادرم که مدتها مرا دردامن پاکت پرورش دادی و به همه برادرانم و خواهرانم و کسانی را با هر که نامه‌ام به او می‌رسد سفارش می‌کنم که امام، این نور چشم ملت را تنها نگذارید و به تقوی و سازش بین خودتان‌روی آورید زیرا سازش را بین مردم برقرار کردن از هرکار دیگر بهتر و والاتر است.
دوم: سفارش دیگرمن به اهل خانواده‌ام این است که خون شهدا به خاطر زنده کردن اسلام ریخته شده است مبادا کاری کنید که خدای ناکرده کوچکترین خللی به او ایجاد نمایید چون که هدف جبهه رفتن من فقط به خاطر خدا و دین بوده و بس. لذا خانواده عزیزم، اگر شهید شدم نگران شهید شدن من درجبهه حق علیه باطل نباشید چون کمال انسان در سعادت و شهادت است و بهای هر مردی به اندازه نیکی اوست .
سوم: درموقع تشییع جنازه‌ام ناراحت نباشید و غم را از خود دور کنید و بدانید من به آرزوی خود رسیده‌ام و در این موقع مبادا دشمنان اسلام از این موقعیت استفاده کنند و هر وقت دانستی که دلت بیقراری می‌کند خداوند را به یاد آورید و در دل خود کلمات قرآنی را زمزمه کنید و اگر لباس سیاه به تن کردید آن را تا چهل روز بیشتر به تن نداشته باشید و فقط تنها چیزی که بیشتر به شما خانواده عزیزم تأکید دارم سر قبرم را چراغانی کنید و شب های جمعه بر سر مزارم بیایید تا دلهایتان به خدا نزدیک شود چونکه ما همگان به سوی آن خداوند بزرگ و توانا روانیم .