دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید داود ابراهیمی

• Admin-fakeh

خواهرانم! همان‌طوری که من راه حسین(ع) را در پیش گرفته‌ام شماها هم دنباله راه زینب (س) را ادامه بدهید.
واجب شرعی بود بر ما جوانها که در دفاع از دین جد ما محمد (ص) بپا خیزیم.
پدر جان! انتظار دارم که در فقدان من به سوگ منشینی که انشالله شهادت فرزندت توشه ای برای آخرت شما خواهد بود و در نزد پیغمبر روسفید و سرافراز خواهید شد.
امیدوارم که شهادت من انشالله تقرب شما را به خدا و پیغمبر و اسلام بیشتر نماید.

وصیت‌نامه شهید داود ابراهیمی

• Admin-fakeh

؛
بسم الله الرحمن الرحیم
التوبه حسنه لکنه فی الباب احسن از
رسول اکرم (ص)
توبه از گناه همیشه پسندیده تر است ولی در سنین
جوانی بهتر و پسندیده تر است با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی که شما با آن
کشتان گره کردتان به جوانان کنید که جبهه های جنگ حق علیه باطل را خالی نگذارند ما
هم به فرمان شما که جانمان فدای شما باد به
پیروزی و اگر خدا ما
را هم گل چین کرد به شهادت که من لیاقت این مقام بالا را ندارم به جبهه آمده ام
امیدوارم که بتوانم وظیفه خود را به نحو احسن انجام بدهم.
با سلام به مادر و پدرم . کادر و پدر عزیزم از اینکه
شما را در سنین کودکی ناراحت کردم از شما حلالیت می طلبم و امیدوارم که خدا هم مرا
ببخشد مادر و پدر عزیزم در کارهایتان از خدا کمک بخواهید که خدا متوکلین به خود را
دوست می دارد خواهر و برادرانم برای من دعا کنید که قلبهای شما پاک است و دعاهای
شما مستجاب می شود. در جبهه رفتن شهید داود ابراهیمی
بسمه تعالی
همانا از خدائیم به سوی خدا می رویم پس چه بهتر است
که در راه هدف و مملکتمان کشته شویم . اینجانب داود ابراهیمی هدفم از جبهه رفتن
اینست که اول به پیام رهبر کبیر انقلاب اسلام امام خمینی عمل نمایم و با رفتن به
جبهه مشتی به دهان یاوه گویان بزنم و دیگر اینکه ایران کشور ماست و بر من تکلیف
است که از میهن خود و انقلاب و هدف و مکتب خودم دفاع کنم و آن را در جهان سر بلند
نمایم و امت خود را در جهان امتی نمونه گردانم
.
و از همه مهمتر اینکه انسان با رفتن به جبهه از
اخلاص برادران و امدادهای غیبی در جبهه روحیه قویتری پیدا می کند و عشق به خدا و
عشق به هدفش بیشتر می گردد و هدف من هم از جبهه رفتن همین است و به برادران عزیز و
خواهران گرامی عرض می نمایم البته من خیلی کوچکم که برای این امت شهید پرور پیامی
بدهم
.
ما شما ای امت شهید پرور که با خون شهیدان خون
انقلاب را آبیاری کردید از خودمان به خصوص
علی جان که امیدوارم خدا شفایش بدهد برای امت ایران و
ای مردم دلاورم به مقاومت
خود ادامه دهید و مواظب حیله های منافقین باشید که هر لحظه در کمین هستند که از
کوچکترین اشتباه شما استفاده کنند و ضربه ای بزرگ به اسلام بزنند پس عملی انجام
ندهید که به ضرر اسلام تمام شود.
خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
منبع: مرکز اسناد اداره کل
بنیاد شهید

وصیت‌نامه شهید داود ابراهیمی

• Admin-fakeh

وصیت نامه شهید «داود ابراهیمی» به همراه دستخط شهید منتشر شد؛
اما شما خواهرانم که آرزوی دامادی برادرت را داشتید مثل علی اکبر که حجله اش سنگرش. جشن دامادی او شبهای حمله و شیرینی آن گلوله و فشنگ بوده است. خواهرها تنها خواهش من این است که برای من عزا نگیرید و همانطوریکه من راه حسین(ع) را در پیش گرفته ام شماها هم دنباله راه زینب را ادامه بدهید.
به گزارش
نوید شاهد شهرستان های استان تهران
؛
شهید
داودابراهیمی
/
هفدهم فروردین 1344
، در شهرستان ورامین به دنیا آمد. پدرش عباس،
کشاورز بود و مادرش هاجر نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست. او نیز کشاورزی می
کرد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت.
سی ام اردیبهشت 1365
، با سمت تک
تیرانداز در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار وی
در امامزاده جعفر شهرستان پیشوا واقع است.
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
و به نام او که جان داده ایم و برای رضایش اول از حسین(ع)
آن آموزگار بزرگ آغاز می کنم که به ما درس انسانیت آموخت. آن آموزگاری که در تمامی
عصرها و نسلها چون ستاره ای پر فروغ می درخشید و حق را از باطل و راه را از بیراهه
به انسانهای طناب حق و شهادت نشان می دهد و سلام من به سالار شهیدان و طاغوت شکن
قرن ما خمینی کبیر و با سلام و درود بی پایان من به خانواده عزیزم و همه آنهائی
کهبه نحوی مرا راهنما بودند. برای بهتر شناختن مکتبم.
و باز سلام به آنهایی که لحظه ای امام را تنها نخواهند
گذاشت و ماندگار خواهند بود برای این ملت ستم دیده و دشمن داشت آنهایی را که می
خواهند خون سرخ شهیدان راه حسین(ع) را زیر پا له نمایند البته میدانم که زمانی این
نوشته به دست شما خواهد رسید که دیگر من در بین شما نیستم و رفته ام به سوی آنهایی
و زودتر کوله بار سفر خویش را بسته و به سوی او رفته اند.
مادر جان من به داشتن مادری چون شما افتخار می کنم چون عشق
فاطمه(ع) را در قلبت مشاهده کردم یعنی در آن زمان که یزدیان سر جنگ با فاطمه(س) و
دینش را داشتند اسن فاطمه(س) بود که تمام فرزندان خود را برای دفاع از دین پرورش
جنگجوی تربیت کرده و آماده برای صحنه های کارزار نمود.
و آنگاه که خبر شهادت عزیزان خود را شنید با اسلحه صبرش شکل
دیگری از مبارزه را بر علیه آنها آغاز نموده و تو هم هر روز مثل فاطمه(س) چنین
فرزندانی چون حسین و حسن را تربیت کردی و روانه جنگ با مزدوران صدامی فرستادی انشالله
که نزد فاطمه(س) رو سفید خواهی شد.
پدر جان شما که
نمونه غیرت را دوری فرزندت چون حسین و حسن را دیدم. من یکی از بزرگترین آرزوهایم
این بود که خداوند توفیق دهد تا جبران زحمتهای شما را بنمایم ولی میدانی که دزدان
آمده اند و می خواهند دینی را که از زمان هابیل برای احیای آن خون ریخته شده به
سرقت ببرند و واجب شرعی بود بر ما جوانها که در دفاع از دین جد ما محمد(ص)
بپاخیزیم.
انتظار دارم که در فقدان من به سوگ مینشینی که انشاالله
شهادت فرزندت توشه ای برای آخرت شما خواهد بود. و در نزد پیغمبر رو سفید و سرافراز
خواهید شد. اما شما خواهرانم که آرزوی دامادی برادرت را داشتید مثل علی اکبر که حجله
اش سنگرش.
جشن دامادی او شبهای حمله و شیرینی آن گلوله و فشنگ بوده
است. خواهرها تنها خواهش من این است که برای من عزا نگیرید و همانطوریکه من راه
حسین(ع) را در پیش گرفته ام شماها هم دنباله راه زینب را ادامه بدهید.
مخاطب آخرین جملاتم شما برادرهای مهربانم باشید، اگر چه
شماها هم چون سایر رزمندگان دین خود را اداء نموده اید و شما برادرم تیمور جان که
عشق جبهه در سر داری که انشاالله شفا بگیرید و راه رزمندگان را ادامه بدهی. بخدا
قسم امروز سالار شهیدان به شما افتخار می کند.
ولی افسوس که چرا در آن زمان نبودیم که در رکاب آن حضرت
شمشیر بزنیم. برادرانم خودتان در اکثر جبهه ها و در عملیات شرکت داشتید نمی خواهم
بیشتر از این مزاحم بشوم در ضمن از مادر فداکارم و پدر زحمتکشم و برادران و
خواهران مهبانم و عموهای عزیزم و کلیه فامیلها و بستگان و آشنایانم حلالیت می طلبم
و امیدوارم که شهادت من انشالله تقرب شما را بخئت . پیغمبر و اسلام بیشتر نماید.
والسلام علی من تبع الهدی/ سرباز اسلام داود ابراهیمی/ بیست
و هفتم دی ماه 1364
منبع: مرکز اسناد اداره کل
بنیاد شهید