وصیتنامه شهید داود احمدی بیغش
بسم رب الشهدا ء و الصدقین
به نام خداوند و با ستایش بی کران از محبوبی که نعمت اسلام را به ما ارزانی داشت و با درود بر رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) که با ابلاغ رسالت، بشریت را از جهل و گمراهی رها ساخت و با درود بر دوازده اختر تابناک آسمان امامت و ولایت از حضرت علی (ع) تا حضرت مهدی (عج) که با ظهور خویش جهان را مخزن عدالت خواهد ساخت. درود بر حضرت زهرا (س) که الگوی زنان مسلمان گردید و درود بر شهدای راه دین از صدر اسلام تا کربلای حسین (ع) و درود بر گلگون کفنان و لاله های دشت های گرم و کوه های سر به فلک کشیده ایران اسلامی که با قطعه قطعه شدن بدن و ایثار جان، ننگ و ذلت را از دامان ملت اسلام پاک کردند و با بیرون راندن دشمنان شکست خورده اسلام فتح و پیروزی را برای ملت قهرمان و مسلمان خویش به ارمغان آوردند.
به فرموده امام عزیز: همه چیز ما در گرو جنگ است، عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است و هرچه در توان داریم باید صرف جبهه کنیم و هم اکنون این وظیفه را اسلام مشخص کرده که در مقابل کفر و استکبار دنیا، باید شجاعت نشان دادونباید گذاشت مناطق جنگی آرام بماند .
بایدعمل کرد و اکتفا به حرف نشود خصوصاً این که من نظامی هستم و نامی این چنین مقدس بر من گذاشته اند .
چون نظامی گری نامی مقدس است و حتماً وظیفه دارم شبانه روز بدوم و یک لحظه از حرکت ایستادن خیانت است.
شبانه روز باید در راه حراست و تداوم خون اباعبدالله (ع) و شهدای پیرو او بکوشم. اکنون چشم و دل بگشایید و بشنوید ندای هل من ناصر حسین (ع) و آن چه در حرف می گفتید به آن عمل کنید. یا ایها الذین آمنو لم تقولون مالاتفعلون.
هموطنان عزیز سعی کنید با حرف، خود را راضی نکنید که من پیر هستم و یا ناتوانم. چون امام حسین (ع) روز عاشورا مطلب را برای همه حل کرده است او با خود پیرمرد آورد، جوان آورد، کودک آورد که راه توجیه را برای همه ببندد. دوستان عزیز قدر خودتان را بدانید و از این لحظات حساس کاملاً بهره ببرید که بعداً پشیمانی سودی ندارد و جنگ که تمام شود که انشاءالله پیروزی نزدیک است؛ آن موقع غم و اندوه می خورید که چرا نتوانستید از این لحظات استفاده کنید. چون جنگیدن در راه خدا شیرین است و شهادت به مراتب شیرین تر. شهادت فوز عظیمی است که افراد بشر و خاکی از درک آن عاجزند و آنان که رفتند و با روی خونی به حق و اصل گردیدند لذت این امر عظیم را می دانند.
عزیزان نکند در سوگم ناراحت باشید و بگویید بیچاره رفت، چرا که این بهترین صورتی است که می توان دنیای فانی را ترک نمود. همه می روند و هرکس به راهی و این افضل و اکمل راههاست. انشاءالله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه وذالک هوالغفور العظیم. قرآن کریم
پدر و مادر عزیزم. سلام دست شما را می بوسم و زحمات شما را فراموش نمی کنم. شما زحمات زیادی برای من کشیدید و من فرزند خوبی برای شما نبوده ام از شما می خواهم که مرا حلال کنید چون شما خیلی حق گردن من دارید ومن نتوانستم جبران زحمات شما را بکنم و اگر جهادم در راه خداوند مورد قبول واقع گردید و لیاقت شهید شدن داشتم خداوند اجر عظیم و پاداشی بزرگ به شما خواهد داد. از شما انتظار دارم نمونه کامل صبر و استقامت باشید. چون این راه را خودم انتخاب کرده ام و با خدای خودم عهد بستم و بارها گفتم خدایا به تو عشق می ورزم و در این راه از قطعه قطعه شدن، مفقود شدن و یا اسارت هراسی ندارم و هم چنین بارها به خودم و خدا قول دادم که اگر گلوله های دشمن قلبم را سوراخ سوراخ کند، آرزوی فروختن دین و مملکت و شرفم را به گور خواهند برد. زیرا تنها وسیله ای که من را به معشوق می رساند شهادت در راه خداست.
برادران و خواهران عزیزم اگر از من بدی دیدید مرا حلال کنید چون من فرصت نداشتم در راه تعلیم و تربیت شما شرکت کنم و به خاطر دور بودن محل خدمتم نتوانستم وظیفه خود را نسبت به شما ادا کنم. این مسئولیت سنگین را به عهده پدر و مادر واگذار می نمایم. از برادران می خواهم که در راه پیروزی و اهداف مقدس اسلام همیشه ساعی و کوشا باشند. بیشتر طرف صحبتم با محمّد است چون که نام مقدس پاسداری را بر خود نهاده است و همان طور که امام عزیزمان می فرماید: « ای کاش من یک پاسدار بودم» به همین منظور امیدوارم خداوند در راه رسیدن به اهداف که همان جهاد در راه خداست موفق و پیروز باشی.
سعی کن پدر و مادرم را دلداری بدهی چون بعد از من مسئولیت دلداری آنها به تو واگذار می گردد. خواهرم همچون زینب (س) که راه حسین (ع) را شجاعانه ادامه داد پیام رسان خون من باشید و از شما انتظار دارم ناراحتی به خود راه ندهید، نمی گویم گریه نکنید، گریه کنید اما برای حسین بن علی (ع) که با لب تشنه به شهادت رسید و از شما می خواهم که همواره در راه صحیح و تربیت فرزندان خود کوشا باشید.
همسرم: تنها کسی که همیشه تنها بود و در تنهایی گریست و حتی در تنهایی به شهادت رسید حضرت فاطمه (س) بود از او بشنو و از زینب (س) بشنو که خودش همه مصائب را چه در کودکی و چه در جوانی و آخرین و بزرگ ترین مصائبش را در کربلا دیده است بسیار مصیبت دیده و تو اگر چه تنها می شوی ولی تنهاتر از فاطمه نه. تنهاتر از زینب بعد از حسین (ع) نه.
البته به نوبه خودت تنها می شوی و به همین خاطر می گویم، آنها را برای خودت الگو قرار بده. همسرم نمی دانم خداوند چه مصلحت می داند ولی هرچه شد به همان راضی هستم. همسرم گرچه نتوانستم همسری لایق و شایسته برای تو باشم و نتوانستم انسانیت و محبت های تو را در این دنیا جبران نمایم ولی چه کنم که خواست خدا بود و امیدوارم که هر خوبی و بدی از من دیدی مرا حلال کنی که من با خاطر آسوده به سوی معبودم بشتابم. از تو می خواهم صبور باشی همچون زینب (س).
طبق قرار همیشگی آماده باش تا بعد از من بمانی و اگر این آمادگی را هم داشته باشی و از خود ایثار و گذشت به خرج دهی، مسلماً تو هم با معدل خوبی قبول می شوی. همسرم در هر کجا هستی و در همه حال برایم طلب مغفرت کن و در همه حال به یاد خدا باش. در پایان از کلیه همکارانم، افسر، درجه دار و سربازان عزیزی که با من کار می کردند و هر بدی از من دیده اند می خواهم مرا حلال کنند. از کلیه دوستان و آشنایان نیز تقاضای حلالیت دارم.
منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی