دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید رضا عابدی

• Admin-fakeh

ای مادرم، نمی‏‌گویم که برایم گریه نکن، ولی از تو می‏خواهم رفتارت به گونه‌ای باشد که دشمنان اسلام خوشحال نشوند، بدان که شجاعت و دلیریّت برای من ثابت شده است و شما ای پدر عزیزم، پدر حزب‏ اللهی‌ام، راهی را که می‌روی ادامه بده و بدان که این راه، همان راه انبیا، اولیا و دوستداران اسلام است.
و برادرم علی جان، عذر می‌خواهم که شما را تنها می‌گذارم. در مدتی که بودم، خیلی دوست داشتم موقعیتی پیش می‌آمد و با هم در سنگرهای اسلام علیه کفر می‌جنگیدیم و با این کار چشم دشمنان اسلام را کور می‌کردیم.
به تمام دوستان و فامیلم سفارش می‏کنم که در زندگی فقط برای به دست آوردن مادیات قدم بر ندارند و بدانند که امروز درخت اسلام به خون من و تو احتیاج دارد. ای برادر، باید خون خود را بدهیم تا انشاءالله اسلام عزیز به تمام کشورها صادر شود.
سفارش دیگر من این است که نماز را به ‏پا دارید، چرا که در قرآن در این‌باره خدای متعال فرموده است: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» و تا آن جا که می ‏توانید نماز جماعت را به پا دارید که: «یدالله مع الجماعه».
من این راه را آگاهانه انتخاب کردم و مدتی هم چون ابوالفضل(ع) که سقای کربلا بود، برای رزمندگان یخ می‌بُردم و چند ماهی هم در ستاد بازسازی بودم، ولی به خواست خدا موفق شدم در این عملیات شرکت کنم و از خداوند متعال می‌خواهم توفیق دهد تا بتوانم خون خود را در این راه هدیه کنم.
ای کاش صدها بار می‌مُردم و زنده می‌شدم تا بتوانم کمی از دِینِ خود را که نسبت به انقلاب دارم، اَدا کنم. اینکه شهادت نصیبِ هر کسی نمی‌شود، حقیقت است و در واقع شهادت مانند شربت گوارایی است که در هوای گرم به یک فرد تشنه می‌دهند و چقدر این شربت لذَّت‏بخش و گوارا است.
و باید یادآوری کنم که هدف از این گفته‏ها، قهرمان‌پَروری نیست! خانواده عزیزم! می‏خواهم از طرف من از تمام دوستان و آشنایانم حلالیت بطلبید. در مجالسی که برگزار می‌کنید، برایم طَبَق چراغ و علامت نگذارید، تا حد امکان خرج زیادی نکنید و پولش را زیر نظر حاج محمود برادران برای بازسازی مناطق جنگ ‏زده مصرف کنید، چون من واقعاً پیش این ملت عزیز که خانه‏‌هایشان در جنگ تحمیلی به دست صدامیان جنایتکار ویران شده است، شرمنده و خجالت زده‌ام.
در این جنایت نه فقط صدام، بلکه آمریکا، شوروی و تمام کشورهای امپریالیستی، صهیونیستی و سران مرتجع عرب نیز شرکت داشتند. به امید زیارت کربلا و قدس عزیز توسط تمامی برادران و خواهران حزب‌الله.
منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین

وصیت‌نامه شهید رضا عابدی

• Admin-fakeh

زندگی نامه شهدا
در سالروز شهادت منتشر می شود
پدر و مادر عزیزم، اگر رفتم به جبهه شهید شده ام هدیه ای بودم از خدا به شما و خدا من را طلبید و دعوت کرد من را و من شتافتم به ملاقات خدا
زندگینامه شهید
بیست‌وپنجم دی 1348، در شهرستان مشهد چشم به جهان گشود. پدرش رجبعلی،
مغازه پلاستیک‌فروشی داشت و نام مادرش فاطمه بود. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند.
او نیز در مغازه پلاستیک‌فروشی کار می‌کرد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت.
بیست‌ویکم فروردین 1366، در قلاویزان بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در
بهشت رضای زادگاهش واقع است.
فرازی از وصیت نامه شهید
با درود و
صلوات به رسول خدا(ص) و ائمه طاهرین(ع) و امام امت و رزمندگان اسلام و با سلام به
شهیدان.
بنده وصیت خودم را چنین آغاز می کنم. هدفم از
رفتن به جبهه لبیک به هل من ناصر ینصرنی امام حسین(ع) و لبیک به پیام امام عزیز
است که فرمود، هر که می تواند باید به جبهه برود و هر کس که نمی تواند در پشت جبهه
خدمت کند.
بنده آمدم به جبهه چون قدرت آن را داشته ام و از
فقیه ام و از مجتهدم تقلید می کنم و متوجه شدم که فرمود باید به جبهه بروید و آمدم
و آمدن من هم در راه خداست، در راه قرآن و آب و خاک میهن جمهوری اسلامی ایران است
و برای ناموسمان است و همچنین آنقدر به جبهه میروم و می جنگم تاشهید شوم و شاید به
پیام امام، لبیک گفته باشم.
منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی