وصیتنامه شهید زفاک نه
اخبار
کلام شهید گرانقدر سردار زفاک؛
نوید شاهد یزد: سردار شهید گرانقدر سردار حسن زفاک فرزند محمد در دوم فروردین 44 در یک خانواده متدین و متعهد و ولایی در اردکان متولّد شد. تا سوم دبیرستان خواند، شهید زفاک نه تنها با شهادت به آرزوی خویش دست یافت بلکه مدال بزرگتری که همان مدال شهید مفقود بود، به گردن آویخت و سالها مفقود بود تا پس از 9 سال در هفتم مرداد 74 پیکر مطهرش پس از بازگشت به وطن ،تشییع و در بهشت شهدای اردکان به خاک سپرده شد.
نویسنده :
مدیر
نوید شاهد یزد
:شهید گرانقدر
سردار زفاک
در وصیت نامه خود آورده است:
الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله والئک هم الفائزون
آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقامی بلند است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند ضمن سپاسگزاری رب واحد و خالق مخلوقات ، محبوب محبان ، معشوق عاشقان و مجذوب خالصان و با سلام و درود بی حد و نصاب حضور مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء و نائب بزرگوار و بر حقش خورشید تابنده جماران ، امام امت خمینی کبیر و با درود بر ملت دلیر و ایثارگر ایران که اینگونه مخلصانه فرزندان خویش را نثار اسلام و قرآن می کنند.
با نام خدا و با یاد خدا و بعد از حمد و ستایش به درگاه ایزد یکتا و سلام به شما عزیزان می خواستم چند کلمه ای به عنوان یک برادر کوچک با شما درد دلی و صحبتی داشته باشم که انشاء الله همگی این بنده حقیر را خواهید بخشد اولاً خدا را خیلی خیلی شکرگزاری می کنم که به من توفیق آمدن به جبهه را داد و از مادرم هم تشکر فراوان می نمایم که به من اجازه آمدن به این دانشگاه کربلا که هر روز خون دهها علی اکبر و قاسمها می ریزد و به ما درس شهادت می آموزد داد.
ثانیاً به برادران دیگر سخنم این است که هرگز تا به جبهه نیامده اید نمی توانید عظمت و شوکت آن را درک کنید و هرگز قادر نخواهید بود انسانهای مخلص حاضر در جبهه را در نظر خویش مجسم کنید .
برادرانم تا آنجا که می توانید به جبهه ها بیائید و اگر هم این توانایی را ندارید با کار کردنت ، با درس خواندنت و با کمک و یاری کردن به برادران در جبهه و با وحدت و انسجام خود، با پر کردن سنگر مساجد ، با شرکت نمودن در دعاهای کمیل و نماز دشمن شکن جمعه ودیگر کارهایی که به نفع این جمهوری اسلامی است انجام بدهید و مشت بر دهان این یاوه گویان شرق و غرب بزنید.
نیز باعمل نمودن به سخنان گوهربار امام ، پوزه ابر قدرت شرق و غرب را به خاک فنا بمالید و از برادران روحانی هم می خواهم گرچه کوچکتر از آن هستم که حرفی با برادران روحانی بزنم اما برادران شما مسئول ارشاد مردم هستید . از شماها خواهش می کنم که تا آنجا که می توانید برای خانواده های شهداء برای مردم از مقام و قرب و منزلت شهدا در روز قیامت در نزد خدا و در نزد ائمه معصومین برایشان بگوئید تا بدانند این خانواده های شهدا که اگر فرزندشان یا اگر پدرشان در راه خدا شهید شدند ، اگر گریه ای می کنند گریه از روی خوشحالی بکنند که فرزندشان یا پدرشان فی سبیل الله کشته شده و همیشه هم دعا بکنند که خدا شهدایشان با شهدای صدر اسلام محشور بگرداند .
با دانش آموزان عزیز وعلی الخصوص همکلاسانم هم حرفی دارم و آن اینکه همانگونه که ما بعد از 1400 سال سلاح افتاده علی اکبر را از زمین برداشتیم و نگذاشتیم با افتاده ماندن این سلاح اسلام از بین برود . تاشما هم بعد از ما سلاحمان را برگیرید و به قلب دشمن نشانه روید تا مشرکین بدانند اسلام ما هیچگاه فنا نمی شود و اصلاً فانی شدنی نیست زیرا که در هر عصر و زمانی جانبازانی پیدا می شوند و او را با خون خود آبیاری می کنند.
آنهایی که نمی توانند به این جبهه های حق علیه باطل بیایند ، با درس خواندنتان راه شهیدان عزیز دانش آموز را ادامه بدهید تا بتوانید برای این جمهوری اسلامی خدمت شایانی بکنید تا دیگر در امورکشور احتیاجی به افراد اجنبی نداشته باشیم و ضمناً برادرم هیچ وقت از روحانیت دست برندارید.
امیدوارم انشاء الله این وحدت بین شما همیشه باقی بماند و دیگر هم اینکه هیچ وقت امام را تنها نگذارید و همیشه و در همه حال همراه و همگام و یاور او باشید.
منبع: مرکز امور اسناد و ایثارگران یزد