دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید سبزعلی داودی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی
سبیل الله امواتاَبل احیاء عند ربهم یرزقون
و گمان نکنید کسانی که در
راه خدا کشته می شوند می میرند بلکه نزد پروردگارشان روزی می خورند و
با درود به یگانه
منجی عالم بشریت مهدی موعود و نائب بر حقش
امام امت خمینی بت شکن
زمان و پیر
جماران و در هم کوبنده ستمگران شرق وغرب که همان آمریکاو شوروی
جنایت کار و دیگر عمالش می باشند . با درود بی
کران به روان پاک و مطهرشهداءاز صدراسلام تا کنون که سالارشان اباعبدالله
الحسین(ع) می باشد وبا درود وسلام برتمامی
خانواده های محترم شهداء ومفقودین واسراء ومعلولین جنگ تحمیلی سپاس و حمد
خداوند یگانه رامرا به بندگی خود قبول کرد و این لیاقت شایسته را به من عطا فرمود
که بتوانم در رکاب امام امت که نائب برحق امام زمان (عج) است قدم بردارم ودرراه
اسلام مبارزه کنم ومن ازخدا می خواهم که انشاءالله این قطره خون ناقابل رابرای
رضای خودش قبول کند حرف اینجانب ازآمدن به جبهه وجهاد درراه خدا که همان جهاد فی
سبیل الله است می باشد نه بخاطر هوی و هوس و خود نمایی ونه بخاطر مال دنیا بلکه
راه خدا راآگاهانه انتخاب کرده وبادرک کامل ازاسلام وقرآن وظیفه خوددانستم که به
ندای( هل من
ناصر لنصر نی )حسین زمان
امام امت لبیک گفته باشم و گفته آیه مبارکه قرآن کریم که می فرماید ((و قاتلو هم
حتی لا تکون فتنة))
فتنه و فریاد از روی
زمین
برداشته می شود
و پرچم حق و عدالت در
روی زمین
به اهتزاز در آید و من کوچکتر ازآنم که به ملت مبارزه و شهدپرورایران پیامی
داشته باشم ولی به عنوان تذکر ؟ برادرحقیر و کوچک شماباشما سخن می گویم
وصیت من به
ملت این است که همیشه پشت سرامام حرکت کنند که راه امام
راه دین اسلام است واز روحانیت جدا نشوید
که هر چه داریم از رو حانیت داریم
که اگر روحانیت نبود ماهنوز درخواب غفلت به
سرمی بردیم و ذیریوغ ابر قدرتها
قرار
داشتیم وزیر پای آنها
لگد کوب می شدیم
وهمیشه با هم وحدت و یگانگی
داشته باشندومساجد
راگرم نگه دارید و درنمازهای جماعت جمعه ودعای کمیل و توسل شرکت کنیدکه ماهرچه
داریم ازاین نمازها وروزههادعاهاداریم واز مردم می خواهم که در جبهه ها شرکت کنند
وازآمدن فرزندانشان به جبهه ها
جلوگیری
نکندکه درروز قیامت باید جوابگوباشند وراه شهیدان راادامه دهندو نگذارند اسلحه گرم
و خونین شهیدان روی زمین بماندچون آنهایی که رفتندکار حسینی کردند وآنها که
ماندندباید کارزینبی کنندیعنی پیام رسان خون شهیدان باشندحمد وسپاس خداوند
قادرمتعال را که به ما نعمت انقلاب اسلامی عطا کرد تا صراط مستقیم را در یابیم خدا
را سپاس می گوئیم که در این درجهاد را به روی ماگشود تا من هم درآن شرکت کنم و شکر
خدای را
که در زمانی زندگی می کنم و در
جامعه ای هستم که رهبری آن را نائب امام زمان (عج) خمینی عظیم الشئن به عهده
داردومن هم با دل و جان او را لبیک گفتم و شکر خدای را که لیاقت درجبهه بودن را به
من عطا کردو بازهم خدا را شکرکه توانستم تا اندازه ای خود رابسازم وبه شهادت برسم
خدایامن را ببخش ومرا بیامورز
خدایامی
دانم که من لیاقت شهادت راندارم ولی خدایااز تومی خواهم که در جبهه
کشته نشوم بلکه به شهادت برسم وراهی که درآن
قدم گذاشته ایم راهی است که امام حسین (ع) در آن قدم نهاد و لقب سالارشهیدان راکسب
کرد ومکانی که در آن قدم می گذاریم کربلاست ودر زمانی که به طرفش حرکت می کنیم
نیست بلکه راهی است که رسول اکرم به آن سفارش کرده است و راهی است که در آن صدای
هل من ناصر
ینصرنی حسین (ع)
بگوش می رسد و راهی است
که تمام ائمه در آن
جان داده اند
من از شما ملت شهید پرور می خواهم
که
که راه
شهیدان را ادامه بدهید
و قربان و اسلام را یاری کنید
چون شهیدان احتیاج به گریه ندارند
بلکه احتیاج به پیرو دارند
به جای گریه
خود سازی و تقوی پیشه کنید و مجالس و جلسات
اسلامی را پر کنید
و در این راه باید بکوشید و آنقدر خون و داد
تا اسلام عزیز پیروز شود
و در آخر چند جمله ای با
خانواده خود
وصیت دارم
که ای پدر و مادرم من را دعا کنید
که من احتیاج زیاد به دعای شما دارم
و امیدوارم که
حق پدری و مادری را و حق شیر دادن مادری را بر
من حلال کنی
اگر چه من فرزند خوب و شایسته
ای برای شما نبوده ام
و نتوانسته ام وظیفه
فرزند
بودن را در قبال شما
به نحو احسن
انجام دهم
و ای پدر و مادر نکند در
شهادت من ناراحت باشید و بگوئید
که دو
فرزند از من رفته است
بلکه افتخار
کنید
که توانسته اید
امانت خدا را درراه خدا هدیه کنید . من از
برادران و خواهران
می خواهم که من را حلال
کنند
و به بزرگی خودشان اگر بدی دیده
اند
ببخشند
اگر چه نتوانستم
برادری خود م را به نحو احسن در
قبال شما
انجام دهیم. از خواهرانم می خواهم
که
زینب گونه عمل کنند و حجاب
اسلامی را حفظ کنند و در راه اسلام
خدمت
کنند و به فرمایشات امام توجه کنند و پیام رسان
خون دو برادر خود باشند
و ناراحت
نباشید که من
شهید شدم و به وصیت برادر
شهیدم
محمد رضا عمل کردم
که او گفته بود
برادران اسلحه
خونین من را نگذارید روی زمین بماند
و من اسلحه خونین خود
او را به
دوش
کشیدم و امیدوارم که انتقام او
را
از مزدوران بعثی بگیرم
انشاءالله
پدر جان و تو ای مادر جان
بخدا قسم
عاشقم و عشق
شهادت در دلم بسیار به حدی که
حاضرم
به خاطر آن ؟؟
آری ای پدر و مادر و
برادرو خواهرانم دلم می خواهد وقتی خبر مرگ مرا
می شنوید ناراحت نشوید
بلکه خوشحال
شوید و این خوشحالی شما
مشت محکمی باشد در
دهان منافقین
من امانتی بودم که
خداوند
به دست شما سپرده بود و حالا این
امانت را پس گرفت بنابر این انسان نباید ناراحت شود
چون که امانت را به دست صاحب اصلییش
می دهد
زیرا که همه از خدائیم
و باز
گشتمان به سوی اوست (انا لله و انا الیه
راجعون)
از شما می خواهم هر وقت به
یاد من افتادید
یک فاتحه بخوانید
و اگر خواستیدگریه کنید برای علی اصغر
حسین(ع) گریه
کنید
که مظلومانه با لب تشنه به
شهادت رسید
و دلم می خواهد که جنازه ام
را
با خوشحالی دفن کنید
و درآخراز دوستان وقوم وخویشان وهمسایگان می خواهم
اگر بدی ازاین بنده حقیردیدهاند به بزرگی خود ببخشند وحلال کنند والسلام انشاءالله
نمازجماعت به رهبری امامت امام امت در کربلای حسینی وبه امید دیداردرروز قیامت
شهادت مادرا شد آرزویم
بشد با خالقم این گفته گویم
مرا آمال این باشد
نهایت
ندارم آرزوی جز شهادت