دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید سلمان کوهساری

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم به درستی که همه از خدا هستیم و باید به سوی او بازگردیم.
خوشا به حال کسی که در راه خدا قدم بگذارد و در راه خدا کشته شود وشهید راه خدا باشد.
کسی که در را ه خدا به شهادت برسد او نمرده است بلکه زنده است و نزد خدای خویش روزی می خورد.
امام حسین فرمود اگر دین نداری لااقل آزاده باشید.
امام حسن مجتبی در هنگام شهادت پنج سفارش کرد. سه مورد از آنها یکی فرمود ای جناح آماده مرگ باش پیش از آنکه مرگ به تو برسد. به دستورات خدا عمل کن به دنیا خیلی اهمیت مده . درکارها آنچنان استوارباش که گویا تا قیامت زنده هستی و به فکر مرگ باش گویا فردا میمیری اگر میخواهی درمیان مردم عزیز باشی ترک دنیا کن وعمل نیک انجام بده.
امام صادق فرمود: روز قیامت شود از طرف خداوند ندا می کنند ستمکاران کجائید حتی کسی که برای ستمکاران قلمی تراشیده باشد تا آنکه به مظلوم ظلم شود تمام آنهارا درآتش جهنم میاندازد کار نمودن وکمک کردن برای ستمگر گناهی بزرگ است.
خداوند کریم در قرآن فرموده است: برای فتنه و آشوب نمودن و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الذین کله الله بکشید دشمنان اسلام را تا فتنه و فساد ازمیان جامعه برچیده شود و دین تمام برای خدا باشد اسلام برای این آمده است که عدالت را در سراسر جهان بگستراند و عدالت اجتماعی را بر پا دارد هر کس راه ظلم را پیش گیرد و از عدالت دوری کند بر مسلمانان لازم است برای یکتا پرستی بجنگد.
و نیز قرآن کریم می فرماید: کسانیکه مردان و زنان با ایمان را در فتنه می اندازد و از گناه توجه نمی کند برای آنها آتش سوزان همه هست.
ای خدای بزرگ من شهادت در راه خدا و قرآن و میهن عزیزم را از خداوندبزرگ آرزو می کنم. من به طور شش ما ه درجبهه های حق علیه باطل حضور داشتم و مدت یک سال درجهاد سازندگی مشغول کار بودم و من از طریق سپاه برای خدمت مقدس سربازی اعزام شدم و آرزوی بزرگ من این است که در راه خدا بزرگ به شهادت برسم.
و فعلا مشغول خدمت مقدس به میهنم می باشم.
در اینجا ای پدر عزیزم می دانم الان گوشه‌ای نشسته‌ای غمگین و ناراحت و از دیدگانت اشک میریزد امیدوارم اشکی که می ریزی‌برای رضای خدا باشد.
خدا را شکر کن که این فرزند خودت را چنین تربیت کرده ای و در راه خدا داده ای آیا مردن در خانه بهتر است یا درجبهه حق علیه باطل بلکه چنین نیست خودت بهتر می دانی.
پدرعزیزم مرا با سختی بزرگ کرده ای و با نان کارگری با آن دست های پینه بسته ات هنوز که بیست سال از عمر من میگذرد احتیاج به تو دارم به خدا خجالت میکشم چطور از تو تشکر کنم.
پدرم انشالله در آن‌دنیای مرگ با هم ملاقات می کنیم.
مادر مهربانم مرا از کوچکی از روزی که بزرگ کرده ای ناراحتی های بسیار کشیده ای تا مرا بزرگ کرده اید امیدوارم شیرت را به من حلال کنی اگر تا زنده بودم به تو بدی کردم یا حرفهای زشت زدم مرا ببخشید.
و اما برادرهای عزیزم رمضان و ایوب و داود امیدوارم برادر کوچکتان سلمان را ببخشید و از من راضی باشید و اگر مرا دوست دارید سنگرم راخالی نگذارید اسلحه به زمین افتاده برادرتان را بردارید و قلب دشمنانتان راهدف بگیرید ورهبر عزیز را دعا کنید.
و دراینجا با تمامی اهل جمع یکایک شما دوستان و فامیله ا و عموهایم و دایی هایم و خانواده محترم خودم پدر و مادر برادرهایم خداحافظی می کنم و به امید پیروزی حق بر باطل مرگ بر صدام وتمامی حامیانش آمریکا و اسرائیل وشوروی در اینجا چند قطعه شعر دارم که می خوانم.
در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من
آیا کسی کند قبر که دوزد کفن من؟
تابوت مرا جای بلندی بگذارید
تا باد برد بوی مرا بر وطن من
لب نهادم به لب یار و جان سپردم
گفته بودی که طبیب دل بیماران تویی
پس طبیب دل من باش که بیمار توام
گفته بودی چه پیامی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غمم از دل برود چون تو بیایی
تو کجایی که فلک کرده مرا از تو جدا
از کجا چینم که دهد بوی تو را
در میان همه گلها گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم
درگلستان طبیعت من گل پژمرده بودم
عمرم گهی با عجله گذشت در سفر
ایام زندگانی من همه با دردسر گذشت
این زندگانی سزای جوانی من نبود
شرمنده ام از این جوانی که بی ثمر گذشت
باغبان در را نبندی من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم محتاج هر گل نیستم
ما از آن پاک دلانیم که با دل کینه نداریم
یک شهر پر از دشمن یک دوست نداریم
افسوس رفتم که سفری نیست مرا
دوستان برادران گر خواهی مرا یاد کنید
با فاتحه ای روح مرا شاد کنید والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا