وصیتنامه شهید سیدعلی امیرخانی
آنان که در راه خدا کشته می شوند مپندارید که مرده اند بلکه زنده اند و در پیش خدایش روزی میخورند
وصیت نامه اینجانب سید علی امیر خانی جمعی تیپ 2 لشگر 77 پیروز خراسان که اکنون چند روزی به حمله غرب نمانده است خودم احساس کردم که می خواهم وارد دانشگاه امام حسین (ع) بشوم انشالله.
با سلام و درود به خالق یکتا که جهان هستی از آن اوست و با سلام به پیام آوران الهی به وپژه پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و با سلام به منجی عالم بشریت حضرت مهدی (ع) و نایب بر حقش این پیر جماران یاور محرومان ویرانگر کاخ طالمان بت شکن قرن بیستم خمینی کبیر که توانست این کشور عزیز اسلامی را از چنگ ستمگران قرن نجات بدهد.
پدر و مادرم اکنون که من به این راه رفته ام خودم داوطلبانه رفته ام ان شالله خداوند این شهادت ناقابل فرزندتان را قبول نماید.
پدر و مادر عزیزم، اگر از میان شما رفته ام شما نباید برای من ناراحت باشید چون انسان امانت خداوند در روی زمین است و هر موقع زمانش برسد باید به پیش معبود خویش برگردد.
مادر و خواهرم هرگز برایم گریه نکنید، چون شما باید امروز مثل حضرت زینب استقامت داشته باشید. گریه کردن شما باعث شاد شدن دشمنان اسلام است.
بعد از شهادت لباس رزم را از تن من بیرون نیاورید، بدنم احتیاج به غسل ندارد چون بدن من از بدن علی اکبر و حضرت قاسم و امام حسین بالاتر نیست. کشته شدن در راه خدا افتخار بزرگی برای من است.
پدرم اگر جسد من بدست شما نرسید نباید ناراحت شوید. چون بدن یک شهید به خالق یکتا پیوسته است.
مادر و پدرم می دانم شما چقدر برایم زحمت کشیدید که مرا بزرگ کردید امیدوارم که مرا ببخشید که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم.
از برادران و خواهران و فامیلانم میخواهم که مرا ببخشند. ای آن کسانی که مرا می شناسید ای دوستان و ای همرزمان شب اول جمعه در منزل ما دعای کمیل برقرا کنید و هر شب جمعه برایم قرآن بخوانید.
در خاتمه از تمام خواهران و برادرانم و امت حزب الله ایران می خواهم که هرگز امام را تنها نگذارند و به جبهه ها کمک جسمی و مالی کنید.
در ضمن این قطعه شعر ر ا بروی قبرم بنویسد
آنانکه غمت بدل خریدند حسین
یکباره دل از جان بریدند حسین _x0013_
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا