وصیتنامه شهید سیدمصطفی باریکانی
بسم الله الرحمن الرحیم
« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
مپندارید آنها که در راه خدا کشته شدند مردگانند بلکه آنها زندهاند و نزد پروردگار خویش روزی میخورند.
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و بنام در هم کوبنده ستمگران و با سلام به پیشگاه آقا امام زمان و نایب برحقش امام امت و با عرض سلامی گرم از دل آتشین بر شعلههای انقلاب و امت شهیدپرور و در صحنه که همواره پشتیبان رهبری ولایت فقیه بوده و هستند و با در صحنه بودنشان مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام میزنند باشد که این امت یاران امام زمان باشند و در کنار سربازان امام با دشمنان اسلام به نبرد بپردازند ،در اینجا این حقیر میخواهم چند خطی وصیتنامه بنویسم.
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک_x001D__x0003_دو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنم _x001D__x0003_ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست_x001D__x0003_به امید سر کویش پر و بالی بزنم _x001D__x0003_سخنی دارم با شما ای پدر و مادر عزیز به از جانم از اینکه برای من رنج و زحمت فراوانی متحمل شدید جدا سپاسگزارم و اگر بعضی اوقات باعث ناراحتی شما بودم عذر میخواهم و از شما طلب بخشش میکنم این سخن چه زیباست که میگوید بهشت در زیر پای مادر است و دیگر سخنی ندارم بگویم جز این که مژده شفاعت به شما میدهم،پدر و مادر عزیزم اصلا نارحت نباشید و خود را آزار ندهید بلکه باید خوشحال باشید که فرزندی تربیت نمودید که راه حسین (ع) را ادامه داد و در این راه به شهادت در راه خدا پیوست و خوشبخت گردید ،در این جا لازم است که در رابطه با مقام پدر و مادر عزیزم حدیثی از رسول اکرم نقل کنم:
(هر کس پدر و مادرش را اذیت کند مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت نموده و هر کس خدا را اذیت کند ملعون درگاه خداست )
دیگر سخنی ندارم با شما پدر و مادر عزیزم فقط باید بگویم که ای مادرم که تو چه دلسوز و مهربان بودی و تو ای پدر عزیز که چه صبور و بردبار بودی و شما واقعا خوشبخت هستید.
حال سخنی دارم با تو ای برادر عزیزم آری تو واقعا حق برادری را عطا نمودی و همواره در سختیها یار و یاورم بودی کمال تشکر را میکنم و باید به تو قول بدهم که هرگز حق برادری را فراموش نمیکنم و اگر بدی از من دیدی به بزرگی خود ببخش حال سخنی دارم با شما خواهران عزیز باید بگویم شما نیز واقعا حق خواهری را به نحو احسن عطا نمودید و از شما کمال تشکر را دارم و از شما میخواهم زینبوار زندگی کنید و حق پدر و مادر را عطا کنید و تا پای جان از آن مواظبت کنید که این وظیفه ما و شماست و در اینجا باید بگویم که من نیز حق خواهری را فراموش نمیکنم و شما نیز مرا به بزرگی خویش ببخشید در اینجا سخنی دارم با مریم جانم :از قول من به مریم بگوئید که دائی تو براهی رفت که راه حق بود راهی که ائمه در آن سیر میکردند تو باید سعی کنی که راه دائیت را ادامه دهی و در راه تبلیغ اسلام کوشا باشی
سخنی دارم با شما دائیهای عزیزم شما باید بدانید که واقعا به من لطف نمودید پدر مرا در کارها یاری دادید و من از شما ممنون و متشکرم و من از شما التماس دعا دارم و بدانید که من نیز شما را در روز قیامت فراموش نمیکنم.
و در کل باید بگویم ای دوستان و آشنایان از شما میخواهم که هر گونه بدی از من دیدهاید به بزرگی خودتان ببخشید.
و در آخر باید بگویم که تمامی دارائی من به مادرم برسد و انشاءالله که مادرم و پدرم به حج مشرف بشوند.
والسلام
24/1/66
متولد 1350 تهران
سیدمصطفی باریکانی _x001D__x0004_
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ