وصیتنامه شهید سید رحمت الله واحدی هفشجانی
بسم
رب الشهدا والصدقین
اَلٌذینَ
آمَنوا وَهاجَروا وَجاهَدوا فی سَبیل اللهِ بِاَموالِِهِم وَاَنفُسِهِم اَعظَم دَرَجَهَ
عِندَ الله وَاولئِک َهُم الفائِزون.
شکر
وسپاس خدایی را که بر آدم منت نهاد تا خود انتخابگر راه خود باشد،در دوران زندگی
هر فردی یک روز امتحان می شود وهستند کسانی که از این امتحان الهی بیرون آیند در
این زمان که دین حق وحقیقت در خطر است وتمام ملل جهان کمر به نابودی آن بسته اند
ودر این زمان که کشور اسلامی ایران مورد حمله دشمنان خدا قرار گرفته ،وظیفه خود
دانستم که پای در چکمه کنم ودین خدا را یاری کنم تا خدایم یاری دهد وبرابر ندای
حسین رهبر م پاسخ دهم ودر کربلای ایران جان بی قابل خود را نثار دین وراه حسین
نمایم چون می دانم که مرگ با شرافت بهتر از زندگی با خواری وذلت است .ما که وارث
راه حسینیم نباید مرگ با خواری را انتخاب کنیم ومن توصیه می کنم چون کسانی هستند
که من نمی دانم چه طور وبه چه صورت هنوز دنبال این گروهکها را به این گروهکهای
کثیف که از عرق هم کثیفتر هستند ول نکرده وهنوز دنبال می کنند وبار دیگر توصیه می
کنم به آنها این فرصت طلایی را از دست ندهند.ای جوانهایی که فریب این گروهها
وسازمانها را خورده اید بیائید واز امروز توبه کنید وخود را از لب پرتگاهی که
هستید تا به اعماق آن فرو نرفته اید نجات دهید ،به خدا قسم خدا توبه شما را قبول
خواهد کرد چون خداوند توبه کنندگان را دوست دارد .
ای
پدر ومادر عزیزم من از شما شرمنده ام زیرا نتوانسته ام آن حقی را که به گردن من
داشته اید ادا کنم می بخشید واما من از بین شما می روم ولی بدانید که فقط مجسمه من
از بین شما رفته ومن از بین نرفته ام بلکه اگر خدا بخواهد واین سعادت نصیبم گردد
وارد یک زندگی جاودانه شده ایم . شما هیچ ناراحت نباشید افتخار کنید که چنین
فرزندی از شما در میدان نبرد حق علیه باطل برای دفاع از حق وبرای الله فدا گشته
است ،پدر ومادرم این را بدانید من از شما نبودم بلکه امانتی بودم نزد شما برای
قدرتی دیگر که مافوق تمام قدرتهاست به صورت امانتی نزد شما گذشته بود وحال آمد
وامانت خود را پس گرفت پس شما ناراحت نباشید بلکه باید خوشحال باشید که این امانت
را به خوبی وبه نحو احسن به صاحب اصلی اش برگردانیده اید .مادر وپدرم آیا از اینکه
از وجود پر ثمر عمرتان یک شهید پرورش یافته افتخار نمی کنی ؟ آیا از این که
توانسته ای در این برهه از زمان وآن هم در زمانی که اسلام عزیز مورد حملات گوناگون
گرگهای عصر قرار گرفته است قربانی نا قابلی را اهدا کنی خرسند نیستی؟ اگر برایت
درست است پس درود خدا ورسول خدا بر تو باد که چه خوب از امتحان الهی سربلند وفاتح
بیرون آمده ای وتو ای مادر عزیزم که از جان ودل عزیز تری می دانم که طاقت شنیدن خبرشهادت
پسرت را نداری ولی بدان که بایستی صبر واستقامت کنی .آیا فراموش کرده ای که زینب
چگونه فریاد حسین را در برابر جباران تاریخ اقامه کرد و طاغوتیان را رسوا نمود .مادر
عزیزم وپدر عزیزم از شما دو چیز می خواهم یکی اینکه از شما طلب رضایت می کنم ودیگر
آنکه هرگز قطره اشکی در چهره تان مشاهده نشود ،ودر پایان این قسمت از وصیتم یک
پیام برای خانواده وتشییع کنندگانم ، برایم اشک نریزید سینه نزنید من خوشکام
وخوشبختم .چرا چون رسالتم را به پایان رساندم اگه اشکی بر مزار من می ریزید برای
اسلام بریزد .بیائید اشکها را گلوله کنیم وبه سر دشمن فرود آریم بیائید ناله
هایمان را پنهان
ودشمن را خوار سازیم واز
شما تقاضا دارم برای امامتان دعا کنید ورزمندگان را هم دعا کنید وبشتابید به سوی
جبهه ها .
“خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار”
خدایا خدایا رزمندگان ما را پیروزشان بگردان”