دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید سید رحمت اله حبیبی

• Admin-fakeh

بسم رب الشهداء والصدیقین
به نام خداوند جهان
به نام خداوند شهداء
به نام خداوند مؤمنان
خدایا مرگ ما را شهادت در راهت قرار بده .
ما زنده بر آنیم که آرام نگیرم
موجبم که آسودگی ما عدم ماست
به نام خدا آن یکتا پروردگار جهان به نام خدایی که افتخار جنگ در راهش را نصیبم کرد و به نام خدایی که آرزو دارم شهادت را نصیبم کند .
اینجانب سید رحمت الله حبیبی وصیتم را با دعا برای امام شروع می کنم :
خدایا امام ما را تا انقلاب مهدی نگهدار .
حال با خانواده خود هم کلامی می گویم:
ای عزیزان من اگر خداوند افتخار شهادت را نصیبم کرد راه مرا ادامه دهید و دست از این پیر جماران برندارید ای عزیزان من ای نور چشمان من جانم را در راه خدا داده ام و شما راهم را ادامه دهید و نگذارید سلاحم روی خاک بماند با سلاحم از دین و امام دفاع کنید .
مبادا در قیامت بین شما فاصله ای باشد و ای همسرم تو باید فرزندمان را درست تربیت کنی و پسرانمان را حسینی و دخترانمان را زینب وار پرورش دهی تا رسالت خون ما را به دوش گیرند
حال ای هم روستائیان ای مردم یادم هست یک بار برادر شهیدم مجید گفت : من با زبانم این مردم را نمی توانم ارشاد کنم شاید در جبهه با خونم این مردم اصلاح شوند ولی مجید به خدا پیوست و خونش روی این زمین پاک ریخت ولی شما به خود نیامدید شما تا کی می خواهید به خود بیاید و دست از چند دسته گیتان بردارید مگر شما چقدر عمر می کنید که می خواهید همه را صرف این اختلافات کنید . آیا این خون پاک شهداء بر شما اثر ندارد.
و حال ای برادران مسجدی مگر نه شما قول دادید که مسجد را ترک نکنید و اسلحه مجید و بهزاد روی زمین نماند پس چه شد اسلحه را که زمین گذاشتید و مسجد را هم ترک کردید و نماز جماعت و گروه مقاومت را رها کردید و چند دستگی بینتان ایجاد شده . مگر رسول اکرم نفرمودند : من آن دو مومنی را که بیش از 24 ساعت بین شان اختلاف باشد به مسلمانی قبول ندارم پس شما چرا این طور شوید شما فردای قیامت جواب بهزاد و مجید را چه خواهید داد . آیا شما که وصیت نامه بهروز بهمنی را خواندید به وصیت او عمل کردید ؟ و حال ای مادر عزیز و ای برادران و ای خواهران عزیز من از همه شما حلال بودی می طلبم و اگر بدی از من دیدید مرا حلال کنید .
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روباه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آن که او را نکشد
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
همه را به خداوند بزرگ رحمان و رحیم می سپارم .
تاریخ جمعه 28/11/1362
والسلام .
منبع: مرکز اسناد ایثارگران فارس