وصیتنامه شهید شهرستان نجف آباد
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها النبی حرص المومنین علی القتال
ان یکن منکم عشرون صابرون یغبلوا ؟
در حالی اقدام به نوشتن این مکتوب مینمایم
که شاید چند ساعتی بیشتر از عمر باقی نمانده باشد و این نوشته را به عزیزترین عزیزانم
یعنی خانواده ام بخصوص همسر عزیزتز از جانم تقدیم میکنم پدرم و مادرم و خانواده ام
بدانید که نسل کنونی با نسل فدائی است و این نسل باید فدا شود تا اسلام پیروز گردد
و این سعادتی است که خداوند نصیب ما کرده که ما را در این زمان خلق کرده تا در راه
خدا و در راه دین خدا مبارزه کنیم شما نیز نباید ناراحت باشید بلکه باید خوشحال باشید
که توانسته اید در این امر عظیم شریک باشید . یک درخواست خاضعانه از شما دارم و آن
اینکه هر چه او را ندیده ام و شاید موفق هم بشوم که ببینم روا دارید خانواده عزیزم
مرا حلال کنید اگر نتوانستم آنگونه که باید به شما خدمت کنم و مرا دعا کنید چون من
در دنیا گناه فراوان کرده ام و محتاج به دعای شما و سایرین می باشم تا شاید خدا از
تقصیرات من درگذرد.
همسر عزیزم در حالیکه مشغول نوشتن آخرین
یادگارم هستم اشکم از فراق تو بر روی کاغذ میچکد و قدرت کنترل آنرا ندارم اما چه کنم
که خداوند انسانها را با سختیها و فراقها میازماید و انسان را برای ناکامیها آفریده
است بهر حال همسر گرامی ام ؟ که در عین اینکه تو برای من مثل یک فرشته بودی یک فرشته
پاک ولی من نتوانستم برای تو همسر خوبی باشم و در حق تو ظلم فراوان روا داشتم . همسرم
اگر مرا نبخشی مطمئن هستم که نمیتوانم در آن دنیا آسوده باشم پس از تو عاجزانه میخواهم
که ناراحتیهایی را که بر تو هموار کردم بر من ببخشی و باعث آزار من در سرای باقی نشوی
.
همسرم دلم در هوای تو پر میکشد ولی چه سود
که بین من و تو صدها کیلومتر فاصله است همسرم حاصل زندگی ؟ که بدنیا آمد او را بعنوان
یادگار من نگهدارد و اگر پسر بود اسم او را امید و اگر دختر بوده اسم او را آرزو بگذار
چون او امید و آرزوی من بود.
همسرم از تو خواهشمندم که برای من گریه
مکن و اجاره هم نده که دیگران گریه کنند و نیز مطمئن باشید که گریه شما مرا در آن دنیا
ناراحت میکند .
همسرم از تو خواهش میکنم که پس از من زود
تشکیل خانواده بده و سعی کن که از زندگی خودت لذت ببری در اینجا به نوشتن این وصیت
نامه که پاره های قلبم است که بر صفحه کاغذ میاورم پایان میدهم و یا به هم سفارش میکنم
که اگر علاقه ای بمن داشته اید نسبت به همسرم روا دارید که من او را از خواهرم بیشتر
دوست میدارم .
و خیلی مدیون او هستم و سفارش دیگرم این
است که خدا را فراموش نکنید که گشاینده هر گره خدا است و اسباب عروج انسانی قرب خداوند
است .
در ضمن از لحاظ مالی بدهی شخصی ندارم مگر
پولی که به بانک بدهکار هستم و پانصد تومان هم به سید حسن قریشی باعث رنگ کردن خانه
بدهکار هستم مبلغ ده هزار تومان جهت رد مظالم برای من بدهید برای من مدت دو سال نماز
و دو ماه روزه بدهید بیاورند حق همسرم و فرزندم را نیز بطور کامل ادا نمائید و مواظب
باشید به آنها ظلم نشود.
“والسلام”