دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید عباس اکبری

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
«
ان ‌الذین
امنوا والذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله اولئک یرجون رحمت‌الله والله غفور رحیم
»
[1]
«آنان
که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند، اینان
امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است».
«شما باکی از اینکه شکست بخورید
نداشته باشید، برای اینکه برای لشکر اسلام هیچ‌وقت شکست نیست. شهادت شکست نیست،
پیروزی هم شکست نیست، شما یا پیروز می‌شوید و یا شهید، در هر دو جهت پیروزی با
شماست».
[2]
به‌نام
الله پاسدار حرمت خون شهیدان و به‌نام تمام شهیدان اسلام و با درود
[3]
بر
رهبر کبیر انقلاب نایب برحق امام زمان(عج) لبیک‌گویِ
[4]
صدای
«هل من ناصر»
[5]
حسینی ابراهیم قرن، موسی زمان، امام اعظم، روح‌‌الله موسوی الخمینی و با سلام گرم
به رزمندگان عزیز که در راه خدا جهاد کرده‌اند و از جان و مال و زندگی گرمشان
گذشته‌اند و در سرزمین‌های گرم و خشک جنوب و کوه‌های سرد و بلند غرب حماسه‌ها
آفریده‌اند و سرانجام به لقاالله پیوستند. روحشان شاد و یادشان گرامی و راهشان پر
رهرو باد. انشاالله.
اول
رو به پروردگارم کرده و می‌گویم که پروردگارا، من با چشمانی باز و با آگاهی بر
اینکه چه راهی را می‌روم و با ایمان به تو و طرفداری از [تو]
[6]
حق و
مبارزه با کفر بدین راه آمدم نه به‌خاطر خودنمایی بلکه به‌خاطر مبارزه با نفس و
کامل کردن ایمان خود این راه را انتخاب کرده‌ام. پس پروردگارا، تو خود مرا بیامرز
و از سر گناهانم درگذر و مرا جزو اولیای خود قرار [ده]
[7]
. تا
به حال من مرده بوده‌ام و این لحظه آغاز جهاد و شهادت است. این احساس را در خود می‌بینم
تازه دارم از مادر متولد می‌شوم و زندگی جاوید خود را آغاز می‌کنم. شهادت انسان را
به درجه اعلای ملکوتی می‌رساند و چقدر شهادت در راه خدا زیباست و من به‌طور یقین
درک کرده‌ام که شهادت تصادفی نیست، بلکه لیاقت و سعادتی است که نصیب همه ماها نمی‌گردد،
بلکه نصیب آنهایی می‌گردد که از تمام خوشی‌های زندگی خود گذشته و عاشقانه در راه
خدا می‌جنگند.
خدایا،
می‌دانم لیاقت شهادت در راهت را نداریم ولی ای خدای بزرگ و قادر از تو عاجزانه می‌خواهم
که هرچه زودتر، اگر لایق این سعادت بزرگ هستم، نصیبم بگردان. برادران و خواهرانم،
امیدوارم که این بنده حقیر را از دعای خودتان فراموش نکنید. اگر در طی چند سال
عمری که در پیش شما بوده‌ام، می‌دانم به ‌جز بدی و اذیت به شما برای شما مثمرثمر
نبوده‌ام ولی از همگی شما عاجزانه حلالیت
[8]
می‌طلبم
و امیدوارم که این بنده حقیر و مسکین خدا را به بزرگی خودتان ببخشید و از تمامی
افراد از طرف
[9]
این بنده گناهکار خدا حلالیت بطلبید. آنجایی که اسلام عزیز در این برهه از زمان
محتاج
[10]
به
فداکاری بود، فداکاری کنیم و ماهایی که دم از اسلام و مسلمانیت می‌زنیم باید در هر
جایی که احتیاج بود برویم و هر جایی که احتیاج به فداکاری بود، فداکاری کنیم. ما
مانند مردم کوفه نیستم که امام حسین(
7
)
را تنها بگذاریم. مردم ما از اول هم به ندای «هل من ناصر» امام عزیزمان، پیر جماران
لبیک گفتند و تا آخرین قطره خونشان نیز همچنان استوار خواهند ماند. این باید برای
ما مسلمان‌هایی که دم از دین و اسلام می‌زنیم ننگ باشد که در این لحظه حساس و
سرنوشت‌ساز در خانه‌هایمان در زیر چادر زن‌هایمان بخوابیم و همیشه به فکر مادیات و
شکم‌پرستی و مال‌اندوزی باشیم و یا اصلاً به فکر جبهه و کمک کردن به جبهه نباشیم.
همان‌طوری که می‌دانیم دفاع از اسلام و دین و خاک بر تمام مسلمین واجب است. پس این
دین برای همه ماست و این خاک وطن همه ماست، پس چرا من به فکر جبهه رفتن و کار کردن
در جاهای حساس کشور نباشم در حالی که در یک خانواده تمام افراد خانواده‌اش برای
حفظ اسلام و وطن اسلامی‌شان به شهادت می‌رسند. مگر آنها مثل ماها نیستند مگر آنها
گناهی را مرتکب شده‌اند؟ نه برادر جان، آنها مثل ما هستند و هیچ جرم و گناهی را
مرتکب نشده‌اند. آنها جرمشان این بود که به‌خاطر اسلام فدا شدند و حاضر نشده‌اند
که سرزمین اسلامی‌شان پر از شرک و فساد و بیگانه گردد و به همین خاطر قربانی جنایت‌های
صدام یزید کافر شده‌اند و در حالی که من اصلاً به این موضوع اهمیت نمی‌دهم.
در
اینجا من یک جمله به مزدوران و منافقین داخلی دارم که ای منافقان بدتر از کفار،
اگر شما تمام خانه‌های ایران را بمب‌گذاری کنید و اگر شما همه ملت را بکشید، حتی
اگر یک نفر از ماها بماند، بدانید که همان یک نفر قیام خواهد کرد و زیر بار ظلم و
ستم شما منافقان نیرنگ باز نخواهند رفت. پیامی به تک تک پدر و مادرانی دارم که
مانع از آمدن فرزندشان به جبهه‌ها می‌شوند. می‌خواهم بگویم که ای پدر و مادر، مگر
این فرزندان مال شمایند؟ خیر، این فرزندان امانتی هستند از طرف خدا در نزد شما و
باید هر وقت خطری اسلام را تهدید کرده، تمامی فرزندان‌تان را برای دین خدا و
پایداری اسلام عزیز فدا کنید. موقعی که دین نباشد جان، مال و فرزند به چه درد می‌خورند
و این موقع همان موقع است و این رهبر همان لبیک‌گوی امام حسین(
7
) است. پس کمی بیندیشید و تحت تأثیر هوی و هوستان قرار نگیرید
.
اگر شما امروز مانع از این
کار بشوید، فردا در پیش حضرت زهرا(
3
)
نمی‌توانید جواب‌گو باشید. اگر امروز مانع از رفتن فرزندانتان به جبهه یا بسیج و
یا سپاه و دیگر جاهای اسلامی بشوید، بدانید که فردا نمی‌توانید جواب‌گوی آن مادری
باشید که 15 فرزندش را در راه دین خدا قربانی کرده است. پس دریغ نکنید و همیشه به
فکر[…]
[11]
اسلام راستین مهدی(عج) باشید. جمله‌ای که برای جوان‌های عزیز دارم [این] است که ای
برادران عزیز، مبادا خدای نکرده تحت تأثیر مادیات زندگی قرار بگیرید و معنویات را
فراموش کنید. به خدا قسم اگر قدر این انقلاب و این زمانه را ندانیم هلاک خواهیم شد.
اگر امروز تکلیفی که شهدا به گردن ما انداختند، انجام ندهیم فردای قیامت نمی‌توانیم
جواب‌گوی شهدا باشیم و هرگز نمی‌توانیم ادامه‌دهندگان راه شهدا باشیم. پس برادرانم
درست فکر کنید و سعی کنید یکی از یاران وفادار امام و ادامه‌دهندگان راه تمامی
شهدای اسلام باشید.
شهدایی
که به‌خاطر اسلام حفظ ناموس من و شما حاضر شده‌اند تا در غربت جان خودشان را بدون
اینکه کسی بر بالین سرشان باشد، فدا کنند. هرچند که امام زمان(عج) و امام حسین(
7
) و دیگر معصومین بر بالین سرشان بوده‌اند و این سعادتی است بزرگ
که نصیب همگان نخواهد شد و شماها هم سعی کنید حسین‌وار زندگی کنید و وارث خون
تمامی شهیدان اسلام باشید و در روز قیامت سرافراز و سربلند باشید انشاءالله.
و
سخنی دیگر که برای دیگر افراد محل دارم این است که ای پدرانم، مادرانم، برادرانم،
خواهرانم که همگی شما نور رهبر هستید. اولاً از تک‌تک شما حلالیت می‌طلبم و
امیدوارم که مرا حلال کنید و امیدوارم که همة شما ادامه‌دهندگان راه شهدا و
سربازان و یاران امام زمان باشید. خدای نکرده مبادا شیطان شما را وسوسه کند و به‌خاطر
کمبودهای مادی داد و فریاد کنید و هی پشت سر هم اعتراض کنید. انشاءالله که به
خواست خدا این‌طور نیست. عزیزان من، کمبودها در مملکت است ولی باید به کمک همدیگر
این کمبودها و ضعف‌ها را برطرف کنیم تا بتوانیم انقلاب‌مان را به تمام جهان صادر
کنیم. پس سعی کنید به‌خاطر اسلام این سختی‌ها را تحمل کنیم. انشاءالله.
و
تو ای مادر مهربانم، می‌دانم که برای آمدن من ثانیه‌شماری می‌کنی ولی چه می‌کردم
در زمانی که خدا مرا به مهمانی دعوت کرده بود و من عاشقانه به لقا خدا شتافتم و
امیدوارم که مرا حلال کنی و در نبود من گریه و زاری نکنی و در بالای خانه‌مان پرچم
سبز لااله الاالله سوار کن و افتخار کن که توانستی چنین فرزندی را بزرگ کنی و در
راه خدا فدا کنی. و تو ای پدر ارجمندم، مرا حلالم کن و با استقامت و صبر و پایداری
از انقلاب اسلامی دفاع کن و مبادا روحیه خودت را ببازی و گریه کنی چون گریة تو
باعث ناراحتی من است و به دعای
[12]
خیل
پاسداران و رزمندگان اسلام در هر کجای جهان باش و اگر خواستی گریه کنی بر حسین
گریه کن و تو ای خواهر مسلمان، تو نیز زینب زمان باش و در راه خدا مبارزه کن و با
مشت محکم بر دهان یزید و یزیدیان بزن و خدا کسانی را که در راهش جهاد می‌کنند اجری
عظیم عطا خواهد کرد.
و
شما ای برادران حزب الهی بعد از شهادتم راهم را ادامه دهید تا روحم را شاد گردانید
و برایم گریه نکنید که دشمن آماده این است که ضعفی از شما بگیرد و آن را بزرگ کند
و دشمن از گریه شما خوشحال می‌شود. گریه نکنید تا دل دشمن را به درد آورید. همان‌طوری
که آنان با شهید کردن بزرگان مملکت دل شما را به درد آوردند و در راه خدا جهاد
کنید و از مال و جان خود بگذرید که این دنیا زودگذر است و آنچه باقی است دنیای
آخرت است. برادرانم، من دوست ندارم که در مراسم عزاداری و تشییع جنازة من افرادی
بی‌طرف و سرمایه‌دار و مخالف خط امام شرکت کنند و همین‌طور وصیت می‌کنم که بر
جنازه‌ام کسانی نماز بگذارند که پیرو خط امام و آیت‌الله منتظری
[13]
بوده
و در غیر این صورت چه بهتر که جنازه‌ام بی‌نماز به خاک سپرده شود.
به
همسرم توصیه می‌کنم که بدون هیچ ناراحتی و گریه توکل بر خدا کنی و همواره در زندگی‌ات
صبر را پیشه کنی که «
ان الله مع الصابرین
»
[14]
و
ادامه‌دهندگان خون من و تمامی شهدای راه اسلام باشی انشاءالله. و در آخر وصیت می‌کنم
که همان‌طوری که با لباس مقدس سپاه عروسی نموده‌ام، می‌خواهم که با همین لباس اگر
امکان داشت مرا دفن کنید و اگر لیاقت آن را داشته‌ام، مرا در مطهر بغل آن دو شهید
گرامی و بزرگوار به خاک بسپارید.
انالله و انا الیه راجعون
بارالها من نمی‌خواهم که در بستر
بمیرم
یاری‌ام کن تا به راهت در دل
سنگر بمیرم
[15]
امیدوارم
که مرا ببخشید که سرِ شما را به درد آورده‌ام و وقت گرامی‌تان را گرفته‌ام. سلام
مرا به امام عزیز و مهربانم برسانید و بگویید که سرانجام خداوند این لیاقت را به
این بنده گناهکار و حقیرش عطا فرموده است که در هنگام جهاد در راه خدا خون بی‌ارزشم
ریخته گردد.
[1]
– بقره/ 218.
[2]
– در نسخه تایپی وصیت عبارت چنین است: «شما باکی از اینکه
شکست بخورید نداشته باشید، برای اینکه لشگر اسلام هیچ‌وقت شکست ندارد، شهادت شکست
نیست. پیروزی هم شکست نیست. شما یا پیروز می‌شوید و یا شهید در هر دو جهت پیروزی
با شماست». (صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، ج13، ص22).
[3]
– در متن تایپی وصیت «دورود».
[4]
– در متن تایپی وصیت «گویی».
[5]
– ر.ک. تعلیقات.
[6]
–
واژة «تو» اضافی است.
[7]
– فعل جمله جا افتاده است.
[8]
– در متن تایپی وصیت «هلالیت».
[9]
– در متن تایپی وصیت «طرفان».
[10]
– در متن تایپی وصیت «احتیاج».
[11]
– خوانا نیست.
[12]
– منظور شهید دعاگویی پاسداران است.
[13]
– ر.ک. تعلیقات.
[14]
– بخشی از آیه 46 سورة انفال. «خدا همیشه با صابران است».
[15]
– شعر ناشناخته است. از اشعاری است که افراد با ذوق در
دوران جنگ می‌سرودند.
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان