دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید عباس عسکری

• Admin-fakeh

اخبار فرهنگی
ای خدا، آرزویم این است که چون مادرم نامم را عباس نهاده است، همچون ابوالفضل العباس (ع) بجنگم و در راهت دستهایم را بدهم. همچون او جان سپارم و در واپسین لحظات بدنم در راهت قطعه قطعه شود.
نوید شاهد کرمان
، شهید عباس عسکری در نهم دی ماه 1350 در اندوهجرد از توابع شهداد در به دنیا آمد. پس از گذراندن دوران کودکی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به ترتیب در دبستان آزادی و مدرسه راهنمایی خانعلی اندوهجرد گذراند و برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان شهید مطهری اندوهجرد گردید.
در سال اول دبیرستان مشغول تحصیل بود که به تشویق معلم خود آقای رنجبر و هم کلاس های خود از جمله شهید کدورتی که آنان نیز عازم جبهه بودند به سوی جبهه نبرد حق علیه باطل شتافت.
شهید عسکری سه بار به جبهه اعزام شد و جمعا دو سال در جبهه حضور داشت و هر دو ماه یک بار برای دیدار با خانواده خود مرخصی می گرفت.
به گفته دوستان و خانواده ایشان عسکری فردی مذهبی خوش اخلاق و عاشق میهن و امام خمینی بود و همیشه در فکر انجام دادن کارهای نیک و خداپسندانه بود.
سرانجام شهید عباس عسکری در عملیات بیت المقدس به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
بنام خداوندی که در دنیا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم می کند. خدا را شکر و سپاس که لباس هستی بر ما پوشانید و ما را هدایت کرد و برای رشد و صلاح در این دنیا قرار داد و انبیاء را برای هدایت و یادآوری بر ما مبعوث کرد.
تا ما را به یاد روز فصل و تغابن اندازد در این مسیر ائمه (ع) را نیز قرارداد که در راه انبیا گام نهادند و زحمتها کشیدند تاکنون که فرزند محبوب و عزیزشان مهدی موعود (عج) را برپاکننده عدل و داد قرار داد. مهدی موعود (عج) منجی عالم بشریت که همه در انتظر ظهورش هستند و عاشقانش شب و روز گریه سر می دهند. شبها ستاره ها را شماره می کنند و در راه خدا جان می دهند تا او بیاید و جهانی را پر از عدل و داد کند.
خدایا هر چه بد باشیم و هر چه روسیاه باشیم باز بنده تو هسیتم. تو ما را خلق کرده ای و بازگشتمان به سوی تو است . پس مرا بپذیر و در این راه سوق ده تا بتوانم به نزد تو بیایم. پروردگارا در این لحظه حساس زندگی ارزنده ترین کاروان شادی بر من شهادت در راه توست و امیدوارم این توفیق را که بهترین ارزشهاست نصیبم سازی.
«فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»
پس شاد باشید با معامله ای که با خداوند نمودید و این است آن رستگاری بزرگ.
خدایا از بس تو را صدا زدم ولی ندیدمت دیگر خسته شدم و تاب و توانم از دست رفته. ای خدا آرزویم این است که چون مادرم نامم را عباس نهاده است همچون ابوالفضل العباس (ع) بجنگم و در راهت دستهایم را بدهم. همچون او جان سپارم و در واپسین لحظات بدنم در راهت قطعه قطعه شود. اگر جنازه ام پیدا شد در هر جا که صلاح می دانید دفنم کنید.
عزیزان من توفیق دیدار با امام را نیافتم و این دیدار به قیامت ماند سلام مرا به او برسانید. عزیزان بر سر مزارم گل نیاورید و بگذارید گمنام باشم چرا که برای اصحاب حسین (ع)و حضرت ابوالفضل (ع) مجلس ختمی نگرفتند و اگر خواستید مجلس ختمی برپا کنید به یاد شهدای گمنام باشد.
عزیزان پیامی چند نیز برای شما ملت ایران خصوصا اندوهجرد دارم و من خیلی کوچکتر از آنم که بتوانم پیامی داشته باشم. اما برای یادآوری می گویم که شما را به خدا دست از امام بر ندارید و شب و روز برای سلامتی امام و مجروحین و رزمندگان دعا کنید.
مادر عزیزم: سلام بر تو من برای تو فرزند خوبی نبودم و شاید هر لحظه ناراحتت می کردم.تو شبهای بسیاری بر بالینم بیدار ماندی و از شیره جانت مرا پروردی . مادر عزیز هر چه جستجو کردم ، کلمه ای پرمعنی تر و بهتر از اسم تو پیدا نکردم. امیدوارم توانسته باشی هدیه ناقابل به درگاه خدا بدهی پس مراقب باش که در این امتحان موفق شوی. از تو می خواهم مرا حلال کنی.
ای عزیزان اهل خانه ، خواهر و برادرانم شما نیز هر یک برای من زحماتی کشیده اید اما من در مقابل چیزی ندارم که تقدیمتان کنم. امیدوارم که عوض آن را از خدای بزرگ بگیرید . همه مرا حلال کنید و از خطاهایم در گذرید چرا که راهی را که انتخاب کردم خیلی با ارزش است. انشاءالله رضای خداوند در آن است همه شما را دوست دارم اما دوستی خداوند بالاتر از همه اینهاست. پس مادرم ،‌ خواهرم : چون زینب (س)استقامت کن و صبر پیشه ساز چرا که زینب (س) مصائب بسیاری را تحمل کرد. اما مادرم: می دانم با نبودن من چهره تان غمگین است اما یان را بدان که این خود افتخاری بود که نصیب ما شد.
خدایا عمر امام عزیزمان را به بلندای آفتاب بگردان و او را تا انقلاب حضرت مهدی (عج) نگه دار.
آمین یا رب العالمین