وصیتنامه شهید عزت ا
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایهاالانسان انک کارح الی ربک کارحا و ملاقیه …
عجب بحری است بحر عشق که هیچش کرانه نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست .
به نام تو ای هستی بخش ، که هستی ام از توست ، و اشرف مخلوقات فقیر و درمانده درگاهت که چیزش بدادی و وجودش بخشیدی ، غفلت در ربودش گذشت ، سر به طغیان نهاد ، بسیار در وجودش رسوخ کرد ، خیال کرد که کسی است زهی چنین باطل که بی تو هیچ است بنام تو که هرگز نتوان بیانت کرد ، و مرا توانایی حمد و ثنای تو نیست ، بنام تو که جز تو نتوانم یافت کسی را که آمرزنده کوه گناهانم باشد ، چگونه بستایمت که ظاهرم و ضعفم در برابر تو بشمار ناید .
اما امید به بزرگواریت و رحمت بی پایانت . مرا بر آن داشته است که از تو بخواهم که هدایتم کنی و حجابهایم را بدری و مرا از زندانها و قفسها رهاییم ببخشی و اکنون که به سوی تو هجرت آغاز کرده ام دوام تا از حجابهای خویش و خانه های نفس رهایی یابم و همره کاروان عشاق مهاجرت تا کهکشان شهادت پرواز کنم که بی یاریت توانی ندارم .
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
خوشا دمی که از این چهره پرده بر فکنم
ای معبود : ای معشوق ، حجابهایم را بدر قفس هایم را بشکن ، زنجیر هایم را پاره کن تا بسوی تو پرکشم ، پروازم بیاموز که سخت دلشکسته ام دلم به تنگ آمده است ، و زنجیرها آزارم می دهم .
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
سنگی برای شکستن قفس فروفرست تا شاید بتوانم در زمره مشتاقین کویت قرار گیرم ای که هستی ام ز توست بار دگر مرا هستی بخش – ای نور روشناییم ببخش تا از ظلمات خارج گردم ، چگونه سپاست گویم ای تنها سزاوار ستایش ، که سخت عاجزم .
و سلام و درود فراوان بر نایب برحق امام زمان (عج) امام خمینی امید مستضعفان جهان بر شهیدان آنانکه درخت اسلام را با خون خویش آبیاری کردند .علوم الهی و چه دیگر علوم ، که انسان در اثر تکامل در جنبه های قلبی و عقلی و علمی خواهد کرد – پدر و مادر را تا آنجا که می توانی کمک کارش خط امام و ولایت فقیه را که همان خط اسلام است رها مکن ، هواهای نفسانی را از خود دور کن که با کمک – برادر بعدا به این صحبتها خواهی رسید ، مرا نیز آنقدر صحبت است جبهه های بسیار که وقت تنگ است – و ما منتظر فرمان امام برای حمله هستیم .
در ثانی هر چه بگویم فراتر از قرآن و نهج البلاغه کلام علی (ع) نخواهم گفت برای رستگار شدن عمل به کلام الهی و وصایای علی در نهج البلاغه (به عنوان مثال وصیت های او بر فرزندانش و … )
همچنین سخنان امام و اولیا و عرفا و دانشمندان الهی و علمای دین کافی است – و این مقدمه ای لازم دارد و آن آموختن زبان قرآن و … است (یعنی زبان عربی ) .
اگر قرآن را و نهج البلاغه و . . . و آنچه ذکر شد فرا راه خویش قرار دادی و پس از علم به آنها عمل نمودی قطعا لذت رستگاری را خواهی چشید – به دیگر افراد خانواده نیز سلام رسانده و سرانجام خیر را برایشان آرزومندم – از پدربزرگ و مادربزرگ گرفته تا عمو و دائی و خاله ها و . . . . تا کوچکترین آنها روح الله – که انشاءالله ، سرباز آینده اسلام خواهد شد و امروز اسلام از همه شما انتظار می رود که خطایا را و بدیها را ببخشید – خداوند همه شما را به عاقبت خیر برساند .
و خواهر ها باید زینبی باشند و همه هیچ غم بخود راه ندهند .
ضمنا 1-8 تا روزه بدهکارم و می خواهم سه سال نماز اعاده شود اگر برادر حسن رضایی زنده بودند ایشان اینکار را تعهد کرده اند و اگر ایشان به درجه شهادت نائل شدند مشورت حجته الاسلام و المسلمین حاج آقا مقدسی اینها گرفته و خوانده اند ( دوستان می توانند اگر راضی بودند این را ببین خودشان تقسیم کنند .
مقداری کتاب است و مقداری از آنها از پول شهریه است و چند تا از جمله (اصول کافی از حزب می باشد و تعدادی نوار از برادران که زحمت تصمیم در مورد اینها را را به برادر محمد تقی ابراهیمی محول می شود که با مشورت حاج آقا مقدسی در موردش تصمیم بگیرند و اگر احمد خواست و می شود به او داد بدهند و اگر در کتابخانه و جاهای دیگر بود بدهند .
در 59 دینی در کرج مشغول شدم و در حدود سه ماه کار کردم که در 2 نوبت پولش به من پرداخت شد 1- در خرداد 60 و آبان یا آذر 61 اگر چیزی مانده است و خمس بدان تعلق می گیرد چه اضافه مقدار پول سپاه و کمیته امداد نیز اگر به آن خمس تعلق می گیرد هر چه می شود بپردازید اگر چیزی ماند پدر و مادرم درموردش تصمیم بگیرند و اگر کسی طلب داشت از آن بردارد .
4- شلوار سربازی که توسط حمید رضایی از تهران برگردانده ش با مقدار پول خورد که در سا قهوه ای بزرگ است متعلق به احمد جوشکار مدرسه رسالت می باشد اگر توانستید به او برگردانید .
از همه حلالیت می طلبم .
جبهه شوش 1/1/61
بسم رب الشهداء و الصدیقین
وصیت نامه عزت هاشمی در تاریخ 29/2/61 روز چهارشنبه ساعت 9 صبح
ان الله اشتری من المؤمنین و انفسهم
براستی که خدا معامله می کند و جانهای مؤمنین را و نفسهای مؤمنان را و بهآنها بهشت می دهد اکنون که در جبهه های نبرد حق علیه باطل هستم و با نیروهای کفر صدامی مبارزه می کنم تنها آرزویم پیروزی هر چه زودتر نیروهای مسلمان و اسلامی برتمامی کفر است ما در اینجا امدادهای غیبی خدای باری تعالی و امام زمان را بوضوح دیدیم و دیدیم که چگونه خداوند عاشقانش را به شهادت می رساند و ما چون لیاقت نداشتیم تا کنون طوری نشد ه ایم شاید هم تا کنون قسمت ما نشده یا زمان موعود برای ما پیش نیامده است و به یاری خدا ما تا پیروزی نهایی ایستادگی می کنیم و به دنیا می فهمانیم که نیروی الله و قدرت اسلام تا چه حد است و اگر بعد از پیروزی به خانواده و مملکت خویش زنده برگشتم که خود بیاری خدا زندگی را ادامه می دهم ولی اگر خدا نخواست که برگردم و شهید شدم که به آرزوی خودم رسیده ام و شما هم ناراحت من نباشید و فقط نکات زیر را توجه داشته باشید .
برادر عزیزم ولی الله هاشمی امیدوارم از اینکه من شما را به زحمت می اندازم مرا ببخشید ولی می بایست اینها را برای یکی می گفتم و چه کسی و چه بهتر از شما :
1
برادر عزیزم داداش ولی اگر من برنگشتم من بچه هایم را به امید شما می گذارم خدا و بعد شما آنها را سرپرستی کن تا اینکه بزرگ شوند .
و در ضمن خود شما هم پول موکت و آجیل شب عید را از من طلب دارید آنرا از سرمایه ای که من دارم بردارید .
و برادر عزیزم من به شما می گویم و شما هم به خانواده و کلیه دوستان و آشنایان بگو گه نکند خدای ناکرده یک روز و حتی یک آن دست از امام و اسلام بردارند همیشه پشتیبان اسلام و قرآن و امام خمینی باشید و او را دعا کنید از یادتان نرود که من و تمام رزمنده های دیگر که در اینجا هستند فقط به خاطر یاری و پشتیبانی اسلام قرآن و امام عزیزمان بوده است و در این راه کاملا راضی هستیم امیدوارم که خدا هم از ما راضی باشد نکند یک وقت خدای ناکرده بعد از من به امام و اسلام پشت کنید که خدا از شما نمی گذرد .
با تشکر از شما برادر عزیز و گرامیم والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته29/2/61
عزت هاشمی
و در ضمن برادر عزیز اگر من شهید شدم جنازه مرا در پهلوی قبرستان پهلوی پدرم دفن کنید .
انشاءالله که خداوند به شما اجر فراوان عطا فرماید .
حقیر و بنده و عبد خدا و اسلام و امام زمان عزت هاشمی
و سلام بر پدر و مادرم که تا آنجا که توان داشتند برایم زحمت کشیدند و چه رنجها که تحمل نکردند ، امیدوارم که خداوند آنها را به سزا و پاداش نیک برساند ، پدر و مادر عزیزم که من جز زحمت و رنج چیزی برایتان نداشتم ، بدانید که تیرهای مرگ خطا نمی روند و همه بسوی آنکه بازگشت همه بسوی اوست خواهیم رفت و من نیز که وجودم از آن دیگری است و هستیم را که کس دیگری داده است ما بسوی او نیز باز خواهم گشت و همچنین هرکس را اجل و مدتی است که تا زمانی معین در این دار فانی و این دنیای ازبین رفتنی زندگی می کند و او چه در رختخواب باشد و چه در سفر و چه در کنار پدر و مادر باشد و چه در جبهه های نبرد پس از سرآمدن اجلش و پایان رسیدن عمرش زندگی را وداع خواهد گفت . پس علت مرگ من رفتن به جبهه نیست و حتما شنیده اید داستان آن مادر و فرزندی را که ، مادر برای نجات فرزندش از مرگ او را از رفتن به جبهه بازمی دارد اما پس از چندی در اثر حادثه ای می میرد پس چه بهتر که مرگها در راه الله باشد و برای اسلام و در جهادی با کفار .
پس پدر و مادرم خدا را همیشه و در همه جا بیاد داشته باشید و در هر لحظه و زمان او را یار و مددکار خود بگیرید و از او کمک بخواهید ، تا صبرتان دهد ، تا رستگاری نصیبتان گردد . علاقه مان را از دنیا و آنچه در اوست ببرید چه فرزند و چه مال و چه . . . تنها چیزی که همیشه و همه جا انسان محتاج اوست الله می باشد او غنی است و ما همه فقیر و نیازمند او .
تنها برادرم چند کلمه با تو گویم که حاصل عمر بر باد رفته است ، در وحله اول خدا را شکر کن و سپاس بگذار ، که در جامعه ای زندگی می کنی و قوانین اسلام بر آن حکومت می کند .
نه نقشه های شیطان ها چرا که در گذشته نه چندان دور چندان بعد ما را به گرداب هلاکت افکندند .
ثانیا برادرم الله را ، الله را ، و راه الهی را برگزین و از کمک هم مبادا ، که لحظه ای و آنی او را فراموش کنی ، که نفست را نیز و خودت را نیز فراموش خواهی کرد و شیاطین با فتنه هاشان و نیرنگها ترا شکار خواهند کرد و تا بخود آیی در باطلاق هلاکت غوطه خواهی خورد ، برادر علم و دانش را رها نکن .
منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی