دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید عطا فرمود

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
حمد خدای بزرگ را که راه انسان شدن را به من آموخت و ستایش بی حد بر ذات مقدسش که جنگ را برای سازندگی و تزکیه مردم و تطهیر محیط و آگاهی انسانها مقرر داشت .
درود بر پیامبر راستین اسلام که راه هدایت بشر را گشود و به ما درس زندگی داد و بر جانشینش علی و یازده فرزندانش مخصوصا امام حسین (ع) که درس شهادت و ایثارگری را برای ما به یادگار گذاشت که همیشه رهروان صدیق ایشان با الهام از خونهای پاک آنان طغیانگران را به زانو در آوردند . و درود بر امام عزیز خمینی بت شکن که بار دیگر کربلا را زنده کرد و سلام بر شهدای اسلام که خونشان اسلام را بیمه کرد و آن را حیات بخشید . هر مسلمان بر حسب وظیفه باید شش ماهی یک بار وصیت نامه خودش را بنویسد که این تجلی اعتقاد به معاد است . اما این مسئله در عصر حاضر مدتش کوتاه گردیده چرا که دانشگاهی باز شده که یکی از شرایط ثبت نام آن نوشتن وصیت نامه است . به هر صورت اینجانب که می خواهم برای سومین بار جهت دفاع از مکتب و حفاظت و حراست از سرزمین اسلامیمان به جبهه بروم . بر حسب این که بر هر مسلمان واجب است تا از مرزهای اسلام دفاع کند و این نه حق هر مسلمان بلکه حق هر موجود زنده ایست که وقتی به او تجاوز می شود بر حسب غریزه از خود دفاع کند چه رسد به ما که انسانیم و مسلمان و قرآن کریم راه دفاع را با تمام ابعادش برای ما روشن نموده است و در هر صورت وصیت نامه بنده از این جا شروع می شود . ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون و عدا علیه حقا فی التورته و الانجیل . در اینجا حرف از جهاد است و معامله با خدا حرف از مال است و جان و ایثار است و عشق حرف از جنگیدن در راه خدا و کشتن و کشته شدن است . حرف از رهایی از اسارتهاست و حرف از آزادی روح از قفس و حرف از لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی امام خمینی این حسین زمان بنابراین عرضه می دارم . اشهد ان لا اله الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله و … ضمن اعلام قبول رهبریت و مرجعیت و ولایت امام خمینی و نایب بودن ایشان از طرف امام عصر (عج) و احترام و اعتقاد کامل به روحانیت در خط امام و همچنین قبول قانون اساسی که خونبهای شهیدان انقلاب اسلامی است و نیز قبول قوای سه گانه و تمامی مراکز و ارگانهائی که در خدمت جمهوری اسلامی هستند . مطالبی را به شرح زیر می نگارم . بیش از 1300 سال است که مسلمانان جهان و شیعیان راستین پیرو علی (ع) پس از شهادت امام حسین (ع) به صورت عمومی و فراگیر قیامی خونین علیه مخالفین اسلام نداشته اند و یکی از درهای بهشت که باب جهاد است تقریبا بسته بود و شجاعت و فداکاری حماسه آفرینان کربلا کم کم حالت داستان به خود گرفته بود و همه باورشان شده بود که اسلام فقط دین عبادت است و عده ای هم می گفتند حکومت اسلامی فقط از آن معصوم (ع) است و هیچ گونه و هیچ کس به مسئله حکومت فکر نمی کرد که یکبار دیگر عاشورائی به وقوع بپیوندد و کربلائی احداث گردد که نتیجه اش برقراری حکومت اسلامی گردد . اما چون خداوند فرمود ان الله لا یغیر و ما بقوم حتی یغیر و ما بانفسهم مردم با الهام از این آیه شریفه شجاعانه تصمیم به تغییر گرفتند و ابتدا درون خودشان را اصلاح کرده و بعد به اصلاح جامعه پرداختند و انقلاب کردند . انقلابی که پرچمدار آن از سلاله پاک رسول خدا (ص) و از فرزندهای زهرای مرضیه از ادامه دهندگان راه حسین (ع) است یک بار دیگر درب جهاد بهشت را به روی مشتاقان بهشت که خدا به آنها لطفی فرموده گشود . و پس از تشکیل حکومت اسلامی همانند زمان پیامبر و علی خداوند برای تزکیه و آزمایش مسلمانان و نمودار معجزات و عملی شدن آیات کریمه اش و برای صدور انقلاب به نقاط دیردست جهان بر امت اسلامی ما جنگ را مقرر داشت در این جنگ نعمتهای بسیار نهفته است که سراسر درس و آزمایش و عاملی است برای استوار شدن اعتقادات و همچنین ارشاد و اصلاح جوانان و دگرگونی افکار پوسیده و تطهیر سرزمین هائی که روزی فساد و عیاشی در آن به اوج رسیده بود . و این سرزمین امروز تربت پاک رهروان حسین (ع) شده است و این بنده ناقابل نیز مانند هر مسلمان دلسوخته ای برای حفظ انقلاب از لحظه شروع جنگ در این فکر بودم که چگونه می توانم از این باغ گلی بچینم و از نعمتهای الهی بهره مند گردم تا این که خداوند نظر لطف فرمود و کعبه مقصود را زیارت کردم و در آنجا با چشم خود دیدم معجزات الهی را و دیدم امدادهای غیبی را و مشاهده کردم تطابق آیات قرآن با صحنه های عملی و اکنون که برای سومین بار عازم جبهه هستم در پیشگاه خداوند شرمسارم زیرا که نتوانستم تا کنون به جمهوری اسلامی خدمتی کنم . امیدوارم که خداوند مرا عفو نماید . اما حقیقتی که باید بگویم این است که این پیکرهای شرک و بدنهایی که هوای نفسانی مانند خوره آزارش می دهد فقط خون است که می تواند تطهیرش دهد و چه خوب می دهد . و در این راه عزیزان ما یکی پس از دیگری خدایشان را ملاقات می کنند و ثابت می کنند که پاک هستند و خالص و شایستگی معامله با خدا را دارند و چه معامله ای از این بهتر که خون بدهی و خونبهایش خدا باشد تا از آتش دوزخ رهایی یابی و فشار قبر نداشته باشی در بهشت و در نعمتهای الهی غوطه ور باشی و همچنین با رسول الله و ائمه اطهار باشی و خداوند از سر تقصیراتت بگذرد و بتوانی دیگران را شفاعت کنی و نزد پروردگارت روزی بخوری و مگر این مقام را جز از راه شهادت می توانی کسب کنی ؟ وی مرگ معمولی را چه کسی می تواند مجازاتش را تحمل کند در حالی که در عالم دیگر و در صف محشر برای هر خلاف باید سالها معطل بمانی پس باید تا فرصت از دست نرفته استفاده کنیم اما این را هم بگویم که در پشت جبهه هم می توان به چنین موهبتی رسید به شرط این که راهت خدائی باشد .
اما یادآوری چند نکته لازم است :
1 به همه مردم توصیه می کنم خصوصا به جوانان عزیز که فقط راه امام و خط او را دنبال کنند و مطیع قانون باشند و یاور محرومان و طرفدار بیچارگان باشند اما در چهارچوب مکتب .
2 به روستائیان عزیز سفارش می کنم که فقط اطاعت از قوانین جمهوری اسلامی می تواند شما را از زیر یوغ فئودالها و خوانین و کسانی که خون شما را مکیده اند نجات دهد . و در سایه رهبری امام است که شما می توانید به حقتان برسید . لذا به عنوان یک برادر که در جریانات شما بودم و دوست دارم که بر اساس معیارهای الهی بر مستکبرین غلبه یابید تأکید می نمایم که در همه کارهایتان اسلام را فراموش نکرده و برای رسیدن به مال و ثروت از روشهای غیر مشروع وارد نشوید و گول شعارهای منحرفین را نخورید و مطمئن باشید که هدف این حکومت اسلامی رسیدگی به وضع مستضعفان است منتها باید صبر پیشه کنید .
3 به دانش آموزان عزیز سفارش می کنم که مردم حزب الله وحدت خود را حفظ کرده و با تشکیلات منسجم همراه با ضابطه های اسلامی محل جلوی هر انحرافی را بگیرند و خودتان را برای جبهه ها آماده نمائید ، قلب شما پاک است خودتان را بسازید و گرد گناه مگردید . درس بخوانید که آینده کشور به وجود شما بستگی دارد زیرا بدون آگاهی و سواد مقدور نیست و خود را به سلاح اسلام مسلح کنید چه ممکن است هر شعار انحرافی در شما تزلزل ایجاد نماید .
4 به خواهران اعلام می دارم که حجاب و عفت شما سرآمد هر برنامه ای است زینب (ص) را الگو قرار دهید و پیام امام را مخصوصا در رابطه با روز زن فراموش نکرده و از عمق جان پیروی کنید . مسئله ازدواج را همان طور که اسلام خواسته عمل کنید و در این رابطه سفارشات امام یادتان نرود . خواهرهای بزرگتر ، کوچکترها را برای آینده تربیت کنند و این را مادران بدانند که آینده اسلام به تربیت و تولد فرزندان شما بستگی دارد زیرا که ریشه کار شمائید انشاءالله که عمل نمائید .
5 به پاسداران و بسیجی ها که لباسشان کفنشان است می گویم که تزکیه نفس و تهذیب اخلاق را فراموش نکرده و در تمام کارهایتان قصد قربت و رضای خدا باشد . یادتان باشد که پاسدار خون شهدا و حامی محرومین و ضابط قوانین و پیرو ولایت فقیه هستید از آن تخطی نمائید .
6 و سخنی هم با فرصت طلبها ، ضد انقلابها و گروهکهای چپ و راست و منافقین و ابرقدرتهای شیطانی و کلیه کسانی که حتی بوی مخالفت با اسلام و خط امام از آنها به مشام می رسد باید بدانید که شما دیگر عمرتان تمام است و این انقلاب به دست مهدی (عج) ختم می شود . اما من خوشحالم که در برابر شما سازش نکردم و تسلیم نشدم . توصیه ها را نپذیرفتم و حتی به شما رحم نکردم و تنها رضای خدا در نظرم بود و بس امید است که خداوند قبول فرماید .
7 به دوستان نزدیکم و هم فکر خودم هم بگویم که شما هم باید آماده شوید برای دفاع از اسلام و نجات قدس و برای جنگیدن در رکاب امام زمان که سرانجام این راه پیوستن به خداست و تذکر می دهم که افراد ضد انقلاب و فرصت طلبان و ابلهان تحریک شده چنانچه من شهید شوم شما را سرزنش خواهند کرد که در این مورد صبر پیشه کنید که ان الله مع الصابرین در تمامی امور حتما فکرتان و عملتان و برخوردتان و … از اسلام گرفته شود که غیر از این باشد انحراف چون دهانه زاویه است ابتدا کم و سرانجام آن بی نهایت است . و لذا مطالب همیشگی را توصیه می کنم که روحانیت خط امام هر چند دارای بینش سیاسی نباشد جدا نشوید زیرا که سوء استفاده چی ها و فرصت طلبان و افراد ابن الوقت جای خالی شما را پر کند خصوصا این که چون در کار اجرائی نبوده اند بیشتر از ما جاذبه دارند ولی در این مورد باید در تشخیص خطوط دقت لازم و کافی را داشته باشید . چنانچه شهادت نصیبم شد مراسم و چگونگی برگزاری آن و هر گونه تصمیم به دست خود شماست .
یکی از اثرات جنگ را این تشییع جنازه ها و سینه زنیها می دانم لذا می خواهم که سینه زنی و عزاداری خوبی شود نه برای شخص من بلکه برای پاک شدن دلها و آگاهی بیشتر از این مراسم برای تحرک مردم به سوی جبهه ها استفاده کنید . به خانواده شهدا بیشتر سر بزنید و با دعا خواندن آنها را دلداری دهید . خانه هایشان را به حسینیه تبدیل کنید که پیام خون شان صادر شود . بچه ها را رها نکنید و سازمان دهید که در آینده مسئله بسیار داریم . در رابطه با مسئله داراب باید بگویم که چون از اول رضای خدا در کار بوده الحمدلله خداوند خودش کارها را اصلاح می کند . شما محکم بایستید و تسلیم و سازش هرگز در کارتان نباشد که خیانت به اسلام است اما در همه حال رضای خدا را فراموش نکید و اصالت مکتب از یادتان نرود . امید است روحانیت محترم و عظیم الشان در مورد جریانات داراب تحقیقات بیشتری بنماید و به افراد ؟؟؟ و تهمت زن که باعث هتک آبروی محترمین و خدمتگزاران اسلام شده اند آیات عذاب را قرائت و آنها توجیه کنند که روز قیامت هم هست و به تمامی اعمال نیک و بد بندگان دقیقا رسیدگی می شود . امید است که این عزیزان ما که صادقانه اما بدون تحقیق قضاوت کردند روزی به حقیق پشت پرده پی ببرند و خادم را از خائن باز شناسند و امید آن که خداوند همه ما را ببخشاید . برادران دست اتحاد به هم داده و همکاری با ارگانها را فراموش نکنید ، حضور در صحنه را از یاد نبرید و از دوستان می خواهم که برادرهای کوچک من را با خط اصیل اسلام و امام آشنا کنند . در رابطه با کارهای شخصی با من کسی مخالفت ندارد و آنچه هست چون به خاطر خدا بوده مهم نیست . از وقتی که خدا و خودم را شناختم و اسلام را و درد ضعیف و مردم محروم جمهوری اسلامی را درک کردم لحظه ای از پای ننشستم و انشاءالله که خداوند از من راضی باشد و از خدا می خواهم که گناهان گذشته مرا ببخشاید . در طول عمرم خیانت و ظلم و دزدی نکردم و عمل ناشایسته انجام ندادم از خدا می خواهم که از اعمال خلاف من که در سن غیر تکلیف و از روی ناآگاهی بوده درگذرد . در انقلاب و بعد از انقلاب کارها و عملها نمی توانست مرا ارضاء کند . لذا ناچار بودم بعضی وقت ها تکروی کنم همیشه طرحهایی برای نابودی ظلم و رهایی محرومین داشتم اما مواضع کند مر ا باز می داشت ، دلم می خواست خیلی سریع جلو خلافها گرفته شود و فوری عمل گردد . مطالعه ای نداشتم و چیزی سرم نمی شد اما نمی دانم و هرگز نتوانستم بفهمم که چه انگیزه ای باعث می شد که من از همه چیز بگذرم و از هیچ چیز و هیچ کس ترسی نداشتم هیچ مانعی و متخلفی برایم قوی نبود ، بر همه چیز و همه کس اعمال افراد خلاف اسلام مسلط بودم . هرگز احساس یأس نمی کردم همیشه احساس می کردم خدا به موقع کمک می کند از مرگ با باکی نداشتم ، زیرا اعتقادم این بود که هر انسانی روزی می میرد و آن روز مشخص شده و هر کجا که باشی به سراغت می آید . لذا بدون احتیاط به قلب خطرات می زدم بخصوص در جبهه . نمی دانم در درون من چه بود که به خدا نزدیکم کرده بود . خدا را در همه جا حاضر می دیدم ، همیشه با خود می گفتم که مسئولیت از آگاهی است و من که آگاهیم زیاد نیست اما چرا مسئولیت را آنچنان درک می کنم که اگر عمل نکنم بخصوص در مواقع حساس چون شیری زخم خورده به خود می پیچم و تا آن مسئولیت را انجام ندهم آرام ندارم . الان هم نمی دانم چرا نشسته و اینها را می نویسم . چیزهایی به نظرم می رسد لحظه موعود نزدیک شده . اما سفارشات آخرم . تاکید می کنم که امام عزیز را هنوز کسی به درستی نشناخته در این زمینه کار کنید و برایش دعا کنید در برابر ناملایمات صبر انقلابی پیشه کنید و تسلیم زر و زور نشوید . با فئودالها و سرمایه داران و گروهکهای منحرف و خائنین تفاهم نکنید و آنها را از خود برانید . برادران من در هیچ مورد نظرتان را از نظر شرع اسلام پیشی نگیرید و خدای ناکرده تابع هوی و هوس نشوید . خدایا من خجالت می کشم در روز قیامت سرور شهیدان بدنش پاره پاره باشد و من سالم باشم . بارپرودگارا از تو می خواهم هر زمان که صلاح دانستی شهید شوم . ضمن این که به تمام مقربانت قسمت می دهم که مرگ در رختخواب را نصیبم نکنی و اگر شهادت را نصیبم گردانی بدنم تکه تکه شود که در صحرا محشر شرمنده نباشم . به هر کسی بدی کردم مرا حلال کند . در کفنم جمله ای که روی کفن حضرت سلیمان نوشته شده بگذارید .
لباسم را با آرام سپاه در قبر بگذارید و اگر با فتوای امام مغایر نباشد بدنم را نشوئید .
در تاریخ 26/3/61
منبع: مرکز اسناد ایثارگران