وصیتنامه شهید علیرضا دلبری
بسم الله الرحمن الرحیم.
باری، اگر چنانچه خداوند
یکتا مرا به آرزویی که دارم رساند و شهید شدم، پدر و مادرم، همسرم و دختر عزیزم،
برادران و تنها خواهر مهربانم، خواهشمندم گریه نکنید و غصه هم نخورید. هرچه خدا
بخواهد همان میشود.
باری پدر جان، عزای بنده را
پر تشریفاتی نگیرید و هرچه میخواهید خرج عزای من کنید به جنگ زدهها کمک کنید.
شبهای جمعه به خصوص مادرم، به سر خاک بنده بیاید و درد دل خود را با من بگوید.
مادر جان، تو را به خدا قسم
گریه نکن. من خیلی شما را دوست دارم و امیدوارم که ایمانتان قویتر بوده و باشید،
چیزی ندارم ولی دخترم، تنها سرمایه من است. از شما میخواهم که از دخترم خوب
نگهداری کنید.
شما ای پدر و مادر، باید
افتخار کنید که پسر شما یک شهید است. پدر جان، مبادا ناراحت شوید که بر من سخت میگذرد
و پدر عزیزم، نتوانستم جواب خوبیهای تو پدر مهربان و مادر گرامی را بدهم، اما
امیدوارم که شما مرا ببخشید. اگر از پسرتان علیرضا، بدی دیدهاید از او راضی باشید.
مبادا از من دلگیر باشید و اکنون تو برادر حاج محمد، خیلی برای من زحمت کشیدی و
رنج بردی ولی جوابش را نتوانستم به تو بدهم. امیدوارم خدا ایمان همه شما را قویتر
کند و اجر خوبیهای شما را خدا بدهد. مرا ببخشید و برایم غصه نخورید. از خدا میخواهم
که همه شما را در کارهایتان موفق کند و به مسلمین همیشه کمک کنید زیرا اسلام است
که همیشه پیروز است و پیروز هم خواهد بود و اکنون چند کلمهای با همسر مهربان و
دختر عزیزم صحبت دارم، چون فرصت نیست و همین الآن باید به جبهه سوسنگرد بروم و بچه
های سبزوار میخواهند الآن به سبزار بیایند.
همسرم، ممکن است من برای تو
همسر خوبی نبودهام ولی تو همیشه خوب بودهای و اگر بعضی وقتها فکری میکردم و به
تو سخن ناراحت کننده ای میگفتم، امید بر این است که مرا ببخشی. فرزند عزیزم را با
مهربانی و با دلگرمی بزرگ کن چون او پدری ندارد که مانند پدران دیگر به او برسد
ولی باید تو، هم پدر و هم مادر او باشی. از طرف بنده دخترم را ببوسید، دلم برایش
تنگ شده است.
پاسدار دلبری
5/10/1359 امضاء
منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی