دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی احمدی

• Admin-fakeh

مادرم! به پدر و برادر و نزدیکان من بگو که بچه هایتان را فقط برای جهاد در راه اسلام تربیت کنند و حرف منافق های دو رو و در باطن کافر را گوش ندهند و پشتیبان نایب امام زمان باش و نماز بخوان و همیشه سعی کن با طاغوت مخالفت کنی.
نویسنده :
نوید شاهد کرمانشاه
به گزارش
نوید شاهدکرمانشاه
، شهید علی احمدی، دوم مهر 1332 در روستای بیلوار از توابع استان کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش محمد علی نام داشت. پاسدار بود و در تاریخ 21 فروردین 1361 در منطقه بانه بر اثر درگیری با منافقین به شهادت رسید.
وصیت نامه شهید
پناه می برم به خدا از شر شیاطین درونی و برونی و به امید پیروزی حق بر باطل و برافراشته شدن پرچم لا اله الا الله در سرتاسر جهان و بریده شدن دست جنایتکاران و فراعنه زمان و به امید آنکه انشاء الله مردم دعای فرج امام زمان (عج) را و دعا برای سلامتی امام تا فرج امام زمان را فراموش نکنند و این انقلاب را که یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر تلاش داشتند در پیاده کردن آن و زمینه مردم و ذهن آنها آمادگی آن را نداشت. هم اکنون به دست قدرت خدا و یاری ملائکه و رهبری پیامبرگونه این فرزند بر حق امام حسین نصیب ایران شده و انشاء الله و با یاری خدا و امام زمان هیچ ابر جنایتکاری قدرت آن را نخواهد داشت این نور و حکمت را که دست خدا بالای دست پاسداران این انقلاب جهانگیر است خاموش کند.
پدر جان من همیشه آرزو داشته‌ام که تو بهترین بهترین بندگان خدا باشی و به خاطر خدا در فکر شما بوده ام پس مرا حلال کن. اگر از من رنجشی دیده ای با محبت پدرانه از این به بعد به فرزندانم محبت کن که به جای من آنها به دیدار تو می آیند و هر وقت یونس و آیت را دیدی در نظر مرا مجسم کن. به یاد علی اکبر حسین (ع) گریه کن نه برای من بی قابل.
سلامی فرزندانه به مادرمهربانم که همیشه دوست داشتی من خوشحال باشم اگر می خواهی من خوشحال باشم به آنهایی که در سوگ شهادت من تو را تسلیت می گویند بگو او در پیشگاه خدایش روسفید است و زنده ولی ماها، او را درک نمی کنیم.
مادرم دخترانت را مانند خود انقلابی بار آور تا نسل خداپرستی زیاد شود و با انقلاب یکی باشند که الحمدالله هستند و این را خودم دیده و لمس کرده ام. بگو که نماز را برای رضای خدا بخوانند و هر وقت به یاد من افتادی به جای گریه بگو انا لله و انا الیه راجعون تا روحم از تو خوشنود شود.
مادرم! به پدر و برادر و نزدیکان من بگو که بچه هایتان را فقط برای جهاد در راه اسلام تربیت کنند و حرف منافق های دو رو و در باطن کافر را گوش ندهند و پشتیبان نایب امام زمان باش و نماز بخوان و همیشه سعی کن با طاغوت مخالفت کنی.
همسر دلسوز و مهربانم تو را به خدا قسم می دهم که راه مرا گم مکن به فرزندانم انتقال بده و دست از حمایت بچه ها برندار که هر چند مرا از دست داده اند شما را که همیشه معلم آنها بوده ای دارند و خدا را دارند و رهبر انقلاب و اسلام را دارند.

وصیت‌نامه شهید علی احمدی

• Admin-fakeh

«چه توشه‌ای بالاتر از حضور در میدان‌های نبرد می‌باشد. آنجا که همه به خدا می‌اندیشند و زمینه‌ای است برای ساختن نفس انسانی.»
نویسنده :
تینا سیادولانی
به گزارش
نوید شاهد گلستان؛
شهید
علی احمدی
، پنجم آبان ۱۳۳۹ در شهر بیارجمند از توابع شهرستان شاهرود به دنیا آمد. پدرش محمد، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره کاردانی درس خواند. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سیزدهم اسفند ۱۳۶۴ با سمت مسئول بهداری در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش را در گلزار شهدای امامزاده عبدالله شهرستان گرگان به خاک سپردند.
فرازی از وصیتنامه شهید احمدی
چه توشه ای بالاتر از حضور در میدان های نبرد می باشد. آنجا که همه به خدا می اندیشند و زمینه ای است برای ساختن نفس انسانی.
اگر کارهاجهت خدایی داشته باشد، دیگر انسان خسته نمی شود.
پاسپورت عمل که برای عروج به سوی حق تعالی می باشد، چیزی جز نیت خالص نمی باشد.
به خدا توکل کنید و رضای حق را پیشه کنید.
قیامت را فراموش نکنید.
یادخدا را که دل ها را شفا می بخشد، فراموش نکنید.

وصیت‌نامه شهید علی احمدی

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
اما شما ای خواهرانم امید است که زینب‌وار حامل ارسال پیام من باشید و سلاح شما همان حفظ حجاب شماست
نویسنده :
بهروز زارعی
علی
احمدی
بسم‌ الله الرحمن الرحیم
«
ولا
تحسبن الذین قتلوا فی سبیل‌الله [امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
]».
[1]
با سلام به امام زمان(عج) و نایب
برحقش امام خمینی و با درود بر شهدایی که شمع‌گونه سوختند تا شجره طیبة اسلام را
زنده نگه دارند. چند کلمه‌ای را به‌عنوان وصیت‌نامه عرض می‌نمایم. البته بنده خود
را کوچک‌تر از این می‌بینم که جزء کاروان و قافله شهدا گردم و در آن قله رفیع عشق،
به [نزد] خدا سکنی گزینم و البته از درگاه خداوند مأیوس هم نمی‌باشم و امیدوارم که
عنایت و لطف خدا نصیب این حقیر گشته تا به سبب ریختن خون سرخم، زندگی تاریکم را
روشن نماید و جزء شهدا گردم. و اگر چنین شد، این مقام رفیع را برای خود درجه‌ای بس
عظیم می‌دانم. چون انسان زمانی راحت می‌شود که به لقاء‌الله بپیوندد.
اما سخنی با پدر و مادرم:
شما
ای پدر و مادر عزیزم که برای من شب‌ها و روزها زحمت‌های بسیاری را متحمل شدید، تا
اینکه من رشد کردم و شرمنده‌ام که نتوانستم حقوق شما را ادا کنم و چنانچه در طول
عمرم [اگر] خطا و اشتباهی را مرتکب شدم، امیدوارم عفو و بخشش نمایید. پدر و مادرم
مبادا بعد از شهادتم جَزَع و فَزَع نمایید و باعث گردید اجر و پاداش خود را از بین
ببرید، چون بنده امانت خدا در نزد شما بودم و شما بایستی خوشحال بوده که امانت خود
را سالم به صاحب اصلیش تحویل می‌دهید.
اما
شما ای برادرانم، امیدوارم که نگذارید خون من خشک شده و اسلحه‌ام بر زمین بماند و
سنگرم خالی. من به شما تأکید می‌کنم که راه مرا ادامه دهید.
اما
شما ای خواهرانم امید است که زینب‌وار حامل ارسال پیام من باشید و سلاح شما همان
حفظ حجاب شماست که با این عملتان فاطمه زهرا(
3
) از شما خوشحال می‌شود، در پایان از برادران و خواهرانی که با
بنده آشنایی داشته، [و] از طرف اینجانب، چنانچه اسائه
[2]
ادبی
شده است، به بزرگواری خودتان این حقیر را عفو نمایید.
«والسلام
و علیکم ورحمة‌
…»
علی احمدی
[1]
– آل عمران/ 169.
[2]
– در اصل وصیت «اساعة».
منبع : کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران