وصیتنامه شهید علی اصغر آقا زمانی
زندگی نامه
زندگی نامه و وصیتنامه شهید “علی اصغر آقا زمانی”، از شهدای هفتم تیر
شهید علی اصغر آقازمانی مسئول دفتر آبت الله هاشمی رفسنجانی در زمانی که ریاست مجلس را بر عهده داشتند، بود. این شهید بزرگوار از 72 تن شهدای حادثه هفتم تیر سال 1360 می باشد.
نویسنده :
مهدی
به گزارش
نوید شاهد تهران بزرگ؛
شهید
علی اصغر آقازمانی، دوم اردیبهشت 1331 ، در شهرستان قم چشم به جهان گشود. پدرش
علی محمد و مادرش ایران نام داشت. تا پایان دوره کارشناسی ارشد در رشته
حسابداری درس خواند. کارمند بود. هفتم تیر 1360 ، در دفتر مجلس شورای اسلامی
مرکزی حزب جمهوری اسلامی تهران توسط گروه های ضدانقلاب بر اثر بمب گذاری شهید
شد. مزار او در بهشت زهرای همان شهرستان واقع است.
زندگی نامه
شهید علی اصغر آقا زمانی علی
اصغر آقا زمانی در سال 1331 در قصبه نراق از توابع محلات در یک خانواده مسلمان و
مستضعف کشاورز متولد شد . دوران کودکی را تا کلاس سوم دبستان در نراق گذراند و سپس
به همراه خانواده اش عازم تهران شد و در تهران به ادامه تحصیل پرداخت . دوران
دبیرستان را در دبیرستانهای محمد رضا شاه سابق و دکتر محمود شیمی گذراند و در سال
1349 موفق به اخذ دیپلم شد. وی از ابتدای ورود به دبیرستان به مطالعه کتب مذهبی
پرداخت واز همان آغاز نشان داد که آینده درخشان در انتظار اوست . دبیرستان
همواره جزو بهترین شاگردان بود و همیشه اخلاق و رفتار وی باعث تحسین مسئولان
دبیرستان می شد. اواخر دوران دبیرستان با شناختی که از اسلام پیدا کرده بود ‚ بطور
جدی وارد جریانات سیاسی -مذهبی شد و با همکاری چند تن از دوستان به تشکیل هئیتهای
مذهبی پرداخت و به این ترتیب مبارزه خود را آغاز کرد . پس از تشکیل هیئتهای
مذهبی و ارشاد کودکان و نوجوانان در مناطق مختلف‚ خود نیز در کلاسهای حسینیه بنی
فاطمه شرکت کرد . در سال 1349 پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده حسابداری شرکت نفت شد
و به ادامه تحصیل پرداخت و تحصیلاتش را تا درجه فوق لیسانس پیش برد . او از
همان کودکی در کنار تحصیل، کار نیز می کرد . او همیشه سعی می کرد که خط اسلام راستین
را در کنار روحانیت مسئول و متعهد دنبال نماید و هر چند از جانب گروهها برای
همکاری با آنها به او پیشنهاد می شد ‚ او با تمسک به مکتب راستین اسلام هرگز جذب
این گروه ها نشد و از همان ابتدا خط امام امت را می پیمود . از هنگامی که حسینیه
ارشاد آغاز به فعالیت کرد ‚ به خیل شاگردان دکتر شریعتی پیوست و تا هنگامی که
حسینیه ارشاد بوسیله مزدوران امریکا تعطیل شد ‚همکاری خود را ادامه داد . پس از آن
در مسجد جاوید و قبا همراه شهید دکتر مفتح و تنی چند از دوستانش به مبارزات خود
ادامه داد و به تشکیل کلاس های عقیدتی این مسجد کمک نمود و به تبع کلاس ها بود
که با شهید مظلوم آیت الله بهشتی این منبع عظیم علم و تقوی آشنا شد؛ از این پس
کار او و دوستانش شکل تازه ای یافت و با کوشش وی کلاسهای شناخت شهید مظلوم
دکتر بهشتی در منزل ایشان دائر شد و سپس در کنار آن شهید به مبارزات خود ادامه داد.
با شروع اوج گیری انقلاب اسلامی ‚ وی در کمیته برگزاری راهپیمائی های میلیونی
تهران و در کمیته مرکزی انقلاب اسلامی ‚ نقش فعال و دلسوزانه ای را ایفا کرد . پس
از اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی ایران ‚ با گروهی از دیگر دوستانش به حزب
پیوست و به سرپرستی واحد دانشجوئی منصوب شد . وی به هنگام تشکیل جهاد سازندگی به عنوان
نماینده حزب در جهاد به همکاری پرداخت و سپس با تشکیل نهضت سواد آموزی به این
نهاد انقلابی رفت و توانست با نقش فعال خود این ارگان انقلابی را یاری دهد . سپس
با تشکیل مجلس شورای اسلامی و انتخاب حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس
‚وی بعنوان مسئول دفتر ایشان منصوب شد. همواره در طول مدت بعد از پیروزی انقلاب
اسلامی ارتباط خود را با حزب شهید پرور جمهوری اسلامی ادامه داد و آخر الامر
به همراه 72 تن از بهترین یاران امام و در رأس آنها شهید مظلوم ایة الله دکتر
بهشتی در فاجعه هفتم تیرماه 60 در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به لقاء الله
پیوست . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی
که به حق شگرف ترین پدیده الهی بعد از انقلاب الهی پیامبر اسلام (ص) بود استکبار
جهانی خود را در معرض نابودی جدی یافت و تا زمانیکه دولت موقت اداره امور را در
دست داشت جهانخواران غرب و شرق باز هم امید داشتند که با توطئه های پنهان و آشکار
دوباره حاکمیت خود را به جمهوری اسلامی باز یابند؛ اما پس از تسخیر فاتحانه لانه
جاسوسی و شروع انقلاب دوم استکبار جهانی تصمیم به رو در رویی مستقیم با جمهوری
اسلامی گرفت و با بند و بستهایی پشت پرده مهره های خود را در حساسترین نقاط جای
داد تا شاید مثل موریانه انقلاب را از درون بپوساند و پس از مدتی دوباره بساط اشرافیت و حکومتهای دوران جاهلیت را به پا
کنند.
آخرین وصیت در زیر آوار در
حزب جمهوری اسلامی این بود.
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ