وصیتنامه شهید علی اصغر اسد آبشوری
اخبار
شهید “علی اصغر اسد آبشوری” 22 اسفند 34 در شهرستان یزد به دنیا آمد و دوم مرداد 1360 در دارخوین به شهادت رسید. او در وصیت نامه خود می نویسد: « بدانید که تنها راه رستگاری زیر پرجم لا اله الا الله بودن و اطاعات از ولایت فقیه است. » متن کامل این وصیت نامه را در نوید شاهد بخوانید.
نویسنده :
مدیر
به گزارش
نوید شاهد یزد
شهید
علی اصغر اسد آبشوری
در 22 اسفند 1334 در شهرستان یزد به دنیا امد و تا پایان دوره ابتدایی تحصیل کرد. با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان پاسدار با سمت تک تیر انداز راهی جبهه های حق علیه باطل شد.سرانجام در 2 مرداد 1360 در دارخوین بر اثر اصابت ترکش به بدن به شهادت رسید.نوید شاهد در ادامه شما را به خواندن وصیت نامه این شهید والامقام دعوت می نماید:
فزت و رب الکعبه (بسمالله الرحمن الرحیم) به خدای کعبه رستگار شدم.
ولا تحسبن الذین قتلوا فیسبیلالله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ گمان نکنید کسانی که در راه خدا شهید شدهاند مردهاند بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند «قرآن کریم»
زیر پرچم لااله الاالله بودن و اطاعت از ولایت فقیه تنها راه رستگاری است
درود من به تو ای رهبر بزرگ درود به توای خمینی عزیز وارث حسین(ع) که مرا از شب ظلمانی جهل و نادانی بر هواهای نفسانی رهانیدی و به صبح امید صراط مستقیم راهنماییم کرد… تنها راه رسیدن به رستگاری زیر پرچم لااله الاالله بودن و اطاعت از ولایت فقیه است. امیدوارم که این عمل من مورد رضایت و خشنودی امام زمان «عج» قرار بگیرد خدایا خود از دلها و نیات همه با خبری تو خوب میدانی که با چه عشقی در این راه قدم گذاشتم ای کاش اینکه یک جان است بلکه هزاران جان داشتم و در راه مکتبم «اسلام» میدادم. چه خوب است در راه خدا کشته شدن و به شهادت رسیدن.
ای مادر و ای پدر درود بر شما که مرا آنچنان تربیت کردید که از مکتبم و آموزگاری چون حسین«ع» درس آزادی را بیاموزم که مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین است از شما میخواهم همچنان که قهرمانانه به من روحیه دادید که به جبهه حق و باطل بجنگ کفار بعث بروم بعداز من و حتی سر جنازه من گریه و زاری نکنید که باعث خوشحالی دشمن شود.
ای برادر اسلحهام را بر دوش بگیر و راه مرا ادامه بده
و شما ای خواهران مانند قهرمان کربلا زینب که او را عصر روز عاشورا از کنار بدن قطعهقطعه برادرش حسین(ع) عبور دادند و او با صبرش کاخ یزید و یزیدیان را درهم کوبید صبر کنید. دوست ندارم بر سر جنازه من ضجه و شیون کنید و لباس سیاه بر تن کنید و تو ای برادر اسلحهام را بر دوش بگیر و راه مرا ادامه بده و سنگر اسلام را نگهبان باش و این تنها چیزی است که مرا خوشحال میکند.
و همسرم تنها وصیت من به تو این است که یادگارم (نجمه) را به نحو احسن تربیت کنی تا در آینده بتواند برای اسلام فردی مفید باشد و به او قرآن بیاموزید تا در راه اسلام و قرآن باشد.والسلام