دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی اصغر اصغریان

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
ابرقدرت ها با تمام قدرتشان می خواهند انقلاب اسلامی و مسلمین را سرکوب کنند. تا آخرین قطره خونمان می جنگیم و برای اسلام و قرآن جانمان را فدا می کنیم. باید آنجا بگوییم ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. تا کی صبر کنم و شاهد جنایات آمریکا باشیم.
نویسنده :
بهروز زارعی
نوید شاهد سمنان
علی اصغر اصغریان
بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم
«
ان
الله لاینظر الی صورکم و اعمالکم انما ینظر الی قلوبکم و فیتکم
»
[1]
«خدای بزرگ نگاه نمی‌کند به صورت و کارهای‌تان بلکه نظر می‌کند به قلب‌ها و نیت‌هایتان»
تا بانگ الله اکبر ‌و لا اله الا
الله محمد رسول الله به جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه هست [ما هستیم].
[2]
(امام
خمینی)
وصیت‌نامه
علی اصغر اصغریان، شماره شناسنامه 30، تاریخ تولد 1342، محل تولد میامی. آری، زمان
زمان صدر اسلام و رسول اکرم است و در این برهه از زمان انقلابی دیگر رخ می‌دهد و
از بَعدِ سال‌ها[ی] سال، مسئله تنها شدن اسلام مطرح می‌شود. امام، آن پیر خروشان،‌
دلسوز اسلام و یاور محرومان و خصم ستمکاران در این عصر قیام می‌کند و بر طاغوت و
طاغوتیان، ابر قدرت‌ها[ی] بزرگ، از جمله آمریکا[ی] جنایتکار چنان لرزه بر اندامشان
انداخته که گویی هرکدامشان دست به اتحادی نامعلوم می‌زند و با تمام قدرتشان می‌خواهند
انقلاب اسلامی و مسلمین را سرکوب کنند. از هر طرف، چه از لحاظ فرهنگی و سیاسی و
نظامی و اقتصادی بسیج شده‌اند، ولی نمی‌داند اینها که کور خوانده‌اند.
ملتی
که امامش از خداوند الهام می‌گیرد و ملت جهان پشتیبان آن است و باز در مقابل این
جریان که نمی‌تواند کار بکند و دست به کاری دیگر می‌زند که آن هم جنگ عراق و ایران
و همچنین لبنان که با اسرائیل غاصب
[3]
سال‌هاست
ملت عزیز[را] از زن و کودک گرفته در زیر بمباران قرار می‌دهند و آنها را به خاک و
خون می‌کشند.
[4]
باید آنجا بگوییم «ملتی شهادت دارد اسارت ندارد»
[5]
و تا
آخرین قطره خونمان می‌جنگیم و برای اسلام و قرآن جانمان [را] فدا می‌کنیم و حال
راهی جبهه‌های حق علیه باطل می‌شویم که با نثار خونمان به منافقین، بی‌دینان
بفهمانیم اگرچه در صحرای کربلایِ حسین(
7
)، رهبر آزادمردان، نبودیم لبیک سر ‌دهیم، امروز به ندای خمینی روح
الله لبیک «هل من ناصر ینصرنی»
[6]
را می‌گوییم
و تا آخرین نفس، جانمان را فدای چنین اسلام و رهبری خواهیم کرد و حال ای تو زن، که
همسری را با من قبول کردی و اینجاست که [از]
[7]
زحمات
شما تشکر کنم و شما می‌دانستی که در عین حال پاسدارم و این را هم می‌دانستی که
[تا] ظلم هست
[8]
مبارزه هم هست
5
و از شما یک خواهش خالصانه دارم که شما بعد از مرگ من
هیچ گریه نکنید، بلکه خوشحال [و] سرافراز باش که شوهرت را در راه اسلام و قرآن فدا
کردید. آری، کاسه صبرم لبریز شده، تا کی صبر کنم و خود نمی‌توانم
[9]
شاهد
جنایات صدامی باشم. با اینکه چندین بار است راهی جبهه‌ می‌شوم، ولی به آرزوی
دیرینه خود نرسیدم. این بار می‌روم تا اگر لیاقت شهید شدن را داشتم، بپذیردم و آن
چیزی را هر روز به ‌تو می‌گفتم که مطالعه کنید از جمله قرآن، نهج‌البلاغه و دیگر
کتاب‌های را. اگر می‌خواهید اَزَت راضی باشم، دوست دارم [به] وصیتم عمل کنید و الا
ازتان نخواهم گذشت و همچنین به رهنمودهای امام گوش کن و به آنها عمل کنید. و این
چند نکته
[10]
را در نظر داشته باش. دختر دایی، از قول من [از] مادرت و پدرت معذرت خواهی
[11]
کن و
می‌خواهم که مزاحمت
[12]
یا
دردسری برایشان ایجاد کردم ببخشند و شما هیچ‌گاه گول شیاطین و وسوسه‌ها را
نخورید. حجاب و عفت را حفظ کن، چون که حجاب تو خون سرخ من است و از خون من خوب نگه
داری کنید و راه زینب را خوب شناخته باشید و آن همه مصیبت‌هایی [که] در جلوی چشمش
اتفاق افتاد در صحرای کربلا، سرمشق خود قرار دهید و بعد از مرگ [با] مادرم صحبت کن
در رابطه با شهید و جنگ تحمیلی و چون‌که وظیفه خود دانسته و جانم در دست خودم
نیست، امیدوارم در این چند ماه اگر مزاحمت برایت ایجاد کردم ببخشید و امیدوارم
خوشحال باشی که شوهرت در راه اسلام جان داد.
و
اما مادرم، «انالله و انا الیه راجعون» ما همه از خداییم و بازگشت به‌سوی اوست.
توجه زیادی داشته باش چون منطق با اسلام است و این کالایی[که] خداوند داده و حال
باید به خودش بفروشیم و مبادا در حقم گریه کنید و دعا کن که چنین فرزندی را در
[راه] انقلاب و اسلام اهدا نمودید و بخندید و خوشحال باش. تا اینکه و ممکن است با
گریه‌های شما دشمن از خدا بی‌خبر شاد شود و انگار و نه انگار که پسری داشته‌اید و
اگر گناهی در حقتان کردم ببخشید. و نمی‌دانم خوبی‌ها و مهربانی که برآیم کرده‌اید
جبران‌پذیر باشم. و از خدا می‌خواهم که پاداش آن خوبی‌ها را بدهد و در حالی‌که من
برای تو پسری نکردم و تو حق مادری به‌جای آوردی و باز می‌گویم هرگز گریه نکنید و
این را می‌دانم مهر فرزندی در تو است ولی تا می‌توانید یک قطره اشک هم نریزید. به‌جای
گریه [و] اشک، شیرینی بدهید. توی کوچه را چراغانی کنید و جشن بگیرید و انگار که
عروسی کرده‌ام. بله این را هم بگویم که با گلوله‌های سرب عروسی می‌کنم و آن هم
شهادت است و با غلغله شادی مسلسل‌ها و بارش نقل سربی در حجلة سنگر، عروس شهادت را
به آغوش خواهم کشید و هرگاه به‌یاد من افتادید، به‌یاد مادران بی‌فرزند و عمار
[13]
و
ابوذر
[14]
و
صحنه کربلا [را] به‌ یاد آر، آن مادرانی که چندین فرزند را از دست داده‌اند.
و
شما پدر عزیزم، امیدوارم در درون قلبت مرا بخشیده باشی. من که در حقتان گناه زیادی
کردم و پیشت شرمنده‌ام. یقین اگر نبخشید، ممکن است خداوند در درگاهش مرا قبول نکند
و هرگز گریه نکنید. بس است زندگی ننگین تا کی صبر کنم و شاهد جنایات آمریکا باشیم.
حال راهی جبهه‌ها می‌شوم و با اجازه تو امیدوام از من راضی باشید. باشد که خداوند
به تو صبر و استقامت دهد و هیچ‌گاه نگویید که کمر[م] شکست و زنجیر خانمان پاره شد.
تو خودت می‌دانی در راه خدا شهادت است و هیچ جای نگرانی نیست و پس خوشحال و خندان
باش.
لاله این چمن آلوده به رنگ است
هنوز
سپر از دست نینداز که جنگ است
هنوز
[15]
و
اما تو برادر عزیز، تویی که درون مردم هستی. از تو می‌خواهم که از تمام کارهایی که
کرده‌اید به پیش خدا سر فرود آری و کمک بطلب تا اینکه کمکت کند. با مردم خوش‌رفتاری
کن و بیا درون این جبهه‌ها ببین چه ایثار و فداکاری و چه حماسه‌ها و معجزه‌ها است.
به‌خاطر چه، به‌خاطر اینکه اسلام است و ما ایمان به الله داریم. برادرم، نمازت را
به‌پای دار، کمک به پدر و مادرت کن. دوست دارم بعد از توبه‌ات اسلحه من را بگیرید
و از اسلام دفاع کنید و تو خواهر عزیز، تو را به جان مادر به مکتب‌خانه برو تا
اینکه قرآن را فراگیرید و حتماً کتاب‌های خوب و ارزنده و مفید را مطالعه و سعی
کنید بیشتر در جلسات مذهبی شرکت کنید. توی مدرسه و حتی توی کوچه خوش‌رفتار[ی] کن.
برادر
و خواهران عزیزم، امروز آخرین دیدار را با شما دوستان به‌وسیله این نامه می‌کنم.
امروز از جانم می‌گذرم چون مرگم جز به راه حق و قرآن چیز
[16]
دیگری نیست و در این سنگر اسلام می‌خواهم شرافتمندانه بمیرم چون این راه [را] خودم
انتخاب کردم. می‌خواهم سرافراز بمیرم و برادر و خواهر عزیز، سعی کنید اسلام واقعی
را بشناسید و به ‌فرمان رهبر عالیقدر عمل کنید، چون او نماینده امام زمان است و از
خداوند ایزدمنان الهام می‌گیرد و هیچ‌گاه پایتان [را] از رهنمودهایش بیرون نگذارید
و شما دوستان من گول این شیاطین و منافقین
[17]
را
نخورید و یقین الان زمانی است که اگر گول اینها بخورید و یا اینکه گمراه شوید،
خداوند شما را نخواهد بخشید و غیر از راه امام، که [از] همان راه انبیا سرچشمه می‌گیرد،
راه دیگری انتخاب کنید شکست درش حتمی است. خداوند [برای] شما عذابی دردناک خواهد
فرستاد. و یک تقاضای من این است از ملت شهیدپرور و مسلمان که امام را تنها نگذارند
و به رهنمودها عمل کنند و همیشه در صحنه باشید «
هوالذی
ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی‌الدین کله و کفی بالله شهیدا
ً»
[18]
،
اوست که فرستاد پیامبری به رهبری و کیش حق تا ظاهر گرداند دین خودش را بر همه دین‌ها
اگرچه کفار نخواهند و کافی که خداوند شهادت داده باشد.
[وصیت‌نامه‌ای دیگر]
بسم‌الله الرحمن الرحیم
«
هوالذی
ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره کله و کفی بالله شهیداً»
«اوست که فرستاد پیامبری به رهبری و کیش حق تا ظاهر
گرداند دین خودش را بر همه دین‌ها، اگرچه کفار نخواهند و کافی که خداوند شهادت را
داده باشد».
خدایا،
از تو می‌خواهم که در این راه یاری و هدایتم فرمایی، چون در غیر این صورت موفق
نخواهم بود و الهی رضای من به رضای توست. خداوندا، تو را به خون پاک شهیدان، به‌ویژه
سیدالشهداء حسین(
7
)، سوگند می‌دهیم که دشمنان این انقلاب رهبر عزیز ما را، که
در هر لباس و مقام هستند، اگر قابل هدایت هستند هدایتشان کن و اگر نیستند، نیست و
نابودشان بگردان و رزمندگان اسلام [را] در کلیه جبهه‌های جنگ از رحمت و نصرت خودت
بهره‌مندشان بفرما.
پروردگارا،
امام عزیزمان، روح‌الله کبیر انقلاب، این فرزند حسین(
7
) و انبیاء، این امیر مستضعفان، این کوبنده طاغوتیان و بنیانگذار
جمهوری اسلامی و ای خدای رحمان رحیم تویی که در همه چیز دانا و توانایی، تو خودت
امام ما را تا ظهور حضرت بقیه‌الله، امام زمان(عج)، برای ما نگه دار. آمین یا رب‌العالیمن
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی
را نگه دار.
همسر
عزیزم، مقداری پول در دست یکی از دوستان به‌نام حاج سعادت عسگری است که به محمود
عمو بگو تا ایشان از او بگیرد. او آدرس دقیق را می‌داند. آدرس: قم، بهداری سپاه
پاسداران که به مبلغ 95000 ریال است. به مبلغ 7500 تومان به عابدین امین‌پور و
بقیه را هم به قرض‌الحسنه و همچنین از پول‌های خانه بدهید. به قرض‌الحسنه به مبلغ
5000 تومان و این نظر خودت است. از وام مسکن سپاه پول دارم، می‌توانید به حساب 100
امام واریز کنید و همچنین یک فرش و یک ضبط و دیگر وسایل خانه و هرچه هست، اگر
احتیاج نبود لطف کنید بدهید به ستاد نماز جمعه و کمیته امام خمینی، چون اینها از
بیت‌المال مسلمین است و برای مسلمین کاری نکردم می‌خواهم صرف بیت‌المال گردد و این
که به پدر بگو اصغر مقداری زیاد از روزه‌های ماه رمضان را خورده‌ام. برایم بگیرید
و اگر نمی‌توانستید به بودجه خودم به دیگران بدهید تا برایم بگیر[ن]د و نماز قضا
زیادی دارم، برایم بخوانید. خداوند به شما صبر و استقامت بدهد. و به مبلغ 10000
ریال به محمدعلی پسر عمه بدهید.
و
این را بگویم که یک عدد ساعت یادگاری از شما دارم، چون دوستم، برادر واعظیان،
اصرار زیادی کردند به او می‌دهم، باید ببخشید و این را بگویم به تمام برادران
همسایه از کوچک تا بزرگ اگر از دست من بدی و ناراحتی دیدند، باید ببخشند.
«والسلام»
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
التماس دعا
امام را دعا کنید
[1]
– ‌روایت با اندک اختلافی از آن پیامبر اکرم(صلوات الله
علیه) است: «ان الله لاینظر الی صورکم و لا الی اموالکم و انما ینظر الی قلوبکم و
اعمالکم» (امالی‌طوسی، ج1، ص536، ح1162) ترجمه: «خدای بزرگ نگاه نمی‌کند به صورت‌ها
و اموال‌تان بلکه به قلوب و اعمال شما نگاه می‌کند».
[2]
– امام خمینی نگاه ویژه‌ای به مبارزه دارد. نوع برداشت
امام با دیگران متفاوت است. در صحیفه امام تعبیری است قریب به آنچه شهید اصغریان
در صدر وصیت‌نامه نوشته است می‌فرماید: «ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست
و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم
داریم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزار
درآوریم». در اصل وصیت «ما هستیم» افتاده است. (صحیفه امام، ج 21، م 88)
[3]
– در اصل وصیت «قاصب».
[4]
– در اصل وصیت «می‌کشیدند».
[5]
– جملة «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد» از سخنان حضرت
امام خمینی است. (صحیفه امام دوره 22 جلدی). بعد از «ملتی» واژة «که» افتاده است.
[6]
– ر.ک. تعلیقات.
[7]
– شهید عزیز در نگارش وصیت‌نامه برخی حروف اضافه را یا به
کار نبرده است یا اشتباهاً به کار برده است. برای جلوگیری از کثرت پاورقی‌ها این
موارد تصحیح و داخل کروشه گذاشته شده است.
[8]
– در اصل وصیت «است».
[9]
– در اصل وصیت «نمی‌تواند».
[10]
– در اصل وصیت «نقطه».
[11]
– در اصل وصیت «خواهید».
[12]
– در اصل وصیت «مزاحم».
[13]
– ر.ک. تعلیقات.
[14]
– ر.ک. تعلیقات.
[15]
– در اصل وصیت در مصرع دوم شعر واژه سپر را «سپری» نوشته
که در وزن شعر خللی ایجاد شده است. در ضمن «نینداز» را نیز «نیانداز» نوشته است.
لاله این چمن آلوده به رنگ است
هنوز
سپری از دست نیانداز که جنگ است
هنوز
[16]
– در اصل وصیت «چیزی».
[17]
– ر.ک. تعلیقات.
[18]
–
فتح / 28.
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان